جايگاه انديشه دررسانه هاي گروهي(بخش چهارم)
این که گفته می شود که اندیشه دررسانه ها ، همان روح است که در کالبد رسانه دمیده می شود در حقيقت اهمیت وجایگاه اندیشه را نشان می دهد. دردید متفکران واندیشمندان دیني وغير ديني، فکروانديشه، مقدمه وحتا زاینده ای عمل است ، اندیشه همانند درختی است اگر نیکو باشد ثمر نیکو خواهدداد ونمی توان از حنظل تلخ میوه ای شیرین چید. لذا وقتی عملکرد نیکو ازرسانه ها می توان انتظار برد که اندیشه های انسانی محرک وموئید آن باشد. دراین جا می خواهیم مقال را با سخنان عارف عاشق مولانا جلاالدین بلخی مشحون متبرک سازیم . مولانا درمثنوی شریف ابیات دلنشینی دارد که پیوند اندیشه وعمل را باز گو می کند..
اول فکر آخر آمد در عمل بنیت عالم چنان دان در ازل
میوه ها در فکر اول بود در عمل ظاهر به آخر می شود
دراین ابیات مولانا در اهمیت اندیشه اشارت می کند بدین معنا که عمل بی اندیشه نمی زاید ونمی تراود .
فکر هارا اختران چرخ دان دایر اندر چرخ هفت آسمان
روح را تابان کن از انوار ماه که ازاسیب ذنب جان شد سیاه
از خیال ووهم ظن بازش رهان از چه و جوررسن ، بازش رهان
جمله خلقان سخره ای اندیشه اند زین سبب خسته دل و غم پیشه اند
این ها نمونه های از کلام بزرگ مردی است که بررغم گذشت زمان خاک فراموشی برآن ننشسته است؛ تابندگی اندیشه اش از لابلای اعصار وقرون هنوز می درخشد واهمیت اندیشه را نشان می دهد. آن چه مورد نظر این مقال است آنست که اندیشه ای رسانه ها ی گروهی ما باید به آن ملتزم باشند از ابشخور های اندیشه های بزرگان باید سر چشمه گرفته باشند .
این غرض ها از چه زاید از صور وین صور هم از چه زاید از فکر
این جهان یک فکرت است از عقل کل عقل کل شاه است وصورت ها رسل
انسان اندیشه ورزدر میان راه نخواهد ماند بلکه از میان خارستان با بصیرت آگاهی راه خویش را خواهند یافت و جان را از منجلاب رهایی خواهند بخشید .گاه فکر واندیشه همان ستارگان آسمان انسان اند؛ همان گونه که با ستارگان را ه نا پیدای شب را می توان به جست وجو نشست وراه را ازبی راهه تمیز داد همان گونه اندیشه ها نیز می توانند راهگشای انسان ها از میان سنگلاخ های زندگی باشند.
ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
گر بود اندیشه اتگل، گلشنی ور بود خاری تو، هیمه گلخنی
××××
جان نباشد جز خبر درازمون هر که را افزون خبر جانش فزون
جان ما از جان حیوان بیشتر ازچه ، زان رو که فزون دارد خبر
پس فزون از جان ما جان ملک کو منزه شد زحس مشترک
وز ملک جان خداوندان دل باشد افزون ،تو تحیررا بهل
زان سبب ادم بود مسجود شان جان او افزون تراست از بود شان
این ها نمونه های از کلام بزرگترین عارف همه زمان ها است که جایگاه بلند اندیشه دربیان او ازا همیت فراوان برخوردار است که همراه وهم گام با فطرت خدایی انسان است وهر اندیشه ای انسان امروز را جایگاه اندیشگی او فراتر ویا فروتر قرار خواهد داد . البته اندیشه ها هما نگونه که دراین مقال اشارت رفت همیشه مطلوب ومطبوع نبوده است و افکار پلید وپلشت عمل پلشت می زاید..