از شايعات تا واقعيت؟
اما برخي گمان دارند كه؛، پخش شايعات يك جنبه ي ديگر نيز دارد وآن اظهار وابراز نگراني مجلس نمايندگان ومردم افغانستان ازبر قرار ماندن دوباره حكومت ناكام در كشور است. اين گونه شايعات رئيس جمهور را به اين امر متفطن مي سازد كه نه از حكومت فعلي شما مردم رضايت دارند ونه درآينده حكومت شما،براي مردم قابل قبول است لذا اگر نيت وقصدي براي ماند داريداز نيت وقصد خود بگذريد كه زمينه براي شما مساعد نيست وزمان شمارا نمي خواهد؛ بنابراين پخش شايعات مي توانديك هوشدار براي اقاي كرزي باشد.
اما وجه ديگراين گونه شايعات، متوجه ساختن مجامع بين المللي از نيت هاي احتمالي اقاي كرزي است. كشور هاي گونا گون با كمك هاي بي حسابي كه در افغانستان كرده اند يكي از اميد واري هاي شان آن بوده كه حكومت سازي به صورت مدرن در افغانستان ايجاد شود ، نهاد هاي مدني شكل بگيرد، احزاب سياسي مقام وجايگاهي پيدا كند ونهاد قدرت همانند كشور هاي دموكراتيك به رسميت شناخته شود وحرمت آنها محترم داشته شود. اما وقتي مي بينند كه قدمي دراين راه برداشته نشده است واقاي كرزي اگر بخواهد همه نهاد هاي دولتي رادر خدمت اهداف خود قرار مي دهد كما اين كه در گذشته به اين كار مبادرت ورزيده است چنانچه همين حالا وقتي پاي نهاد عدلي وقضايي كشور در اختلافات سياسي باز شده است وبه نام شريعت غراي محمدي فتوا صادر مي شود معناي آن جز اين نيست كه حكومت مي خواهد همه نهاد حقوقي را در خدمت اهداف سياسي خود قرار دهد ودر نتيجه اصل تفكيك قوا كه مي تواند به قوت وقدرت نهاد هاي قضايي كشور منجر شود از حيز انتفاع خارج مي گرد د هر قدر دست درازي بيشتر گرد به همان ميزان از صلاحيت واقتدار قوه قضائيه كاسته مي شود.لذا مي توان گفت كه پخش شايعات وادار كردم نهاد هاي بين المللي است با سازو كار مناسب از ماندن اقاي كرزي در قدرت جلوگيري كنند.
اگر واقعا آنچه گفته مي شوو، شايعات نباشد چه كسي باور مي كند كه رئيس جمهور بخواهد بر حكومت ناكام خود دوام دهد هم مردم افغنستان را به رنج وتعب اندازد وهم مجامع جهاني را حساس تر كند؟
حكومت هايي كه بردوام حكومت خويش مصرهستند،حد اكثر تلاش شاآنست كه بتوانند مردم آن كشورراضي كنند تا راي مردم را بدست اورند چنانچه ديده مي شود كه احزاب سياسي در كشور هاي دموكراتيك حد اكثر تلاش شان را به كار مي بندند تا چنان خودرا وانمود كنند كه ديد گاه هاي مردم درصدرخواسته هاي آنها قرار داشته باشد مثال خوب آن را مي توان حكومت ايالات متحده امريكا دانست كه با نزديك شدن به انتخابان تمهيدات گونا گوني را مد نظر قرار مي دهد حتا تغيراتي در سياست خارجي خود ايجاد مي كند تا جلب افكار عمومي را فراهم آورد.
اما اين كه گفته مي شود اقاي كرزي درصدد ايجاد حكومت ديكتاتوري است آنهم با انحلال پارلمان بيش ازان كه يك يك حرف جدي باشد به شوخي بيش تر شباهت دارد. كسي كه نان روزانه اش را خارجي ها تامين مي كند وامنيت داخلي آن در گرو عملكرد خارجي ها است با چه انگيزه اي مي خواهد در قدرت باقي بماند وبراي چه كاري مي تواند بماند؟شايد گمان برآن باشد كه دراين كشور همه كار بدون قاعده انجام مي پذيرد ممكن است ماندن اقاي كرزي نيز با قاعده وقانون همگين نباشد وليكن آنچه تاهنوز اظهارشده است خلاف ان را ثابت مي كند اقاي كرزي بار ها گفته است كه درقدرت نخواهند ماند لذا آنچه اظهرا مي شود گمراه كردن افكار عمومي وترويج نوعي بد اخلاقي است . همان گونه كه مردم از حكومت توقع دارند كه به شايعه پراگني نپردازند واذهان عمومي رامشوش ونگران نكنند به همان ميزان از نهاد هاي ديگر نيز خواستار برخورد عقلاني با قضاياي كشور هستندو اعضاي پارلمان كشور نيز بايد بدانند كه كار زشت تنها براي حكومت كرزي زشت نيست بلكه براي همه كس زشت وغير قابل قبول است. همان گونه كشاندن پاي همه قوه در كشمكش هاي انتخاباتي خلاق قانون واخلاق حكومت داري است. همانگونه نيز پخش شايعه ومتهم كردن حكومت به انواع تهمت ها خلاف اخلاق است. آنچه متاسفانه در كشور رواج ورونق دارد ،آنست كه مرز انتقاد ودشمني چنان درهم تنيده كه كسي ميان آن دو نمي تواند تفكيك قايل شود. انتقاد از حكومت براي اصلاح آنست نه براي به زير كشيدن او وبر انداختن او. بنابراين نهاد هاي مدني بايد با عملكرد خويش اين درس را به مردم بياموزند كه ميان نقد حكومت ودشمني تفكيك وجوددارد. دوم اين كه درنقد ها همان گونه كه قانون بايد داور نهايي باشد اخلاق انساني بايد مراعات گردد وشايعه پراگني وتشويش ذهنيت عمومي بدون شك يك امر غير اخلاقي است.