ضرورت باز خو.اني زندگي حضرت علی (ع)(ماهنامه برگ
در یکی از روزهای ماه گذشته سالگرد تولد حضرت علی (ع) بود، شخصیت و چهره ای که شیعه و سنی، مسلمان و غیر مسلمان به عظمت اندیشه و اخلاق، منش و شخصیت او غبطه می خورند. کسی که بر کتاب "علی صدای عدالت انسانی" اثر گرانسنگ جورج جرداق مسیحی مقدمه نوشته است، آرزو برده است که کاش همه زمین و آسمان دست در دست هم می نهاد، تمام توان خویش را به کار می برد تا شخصیتی همانند علی زاده می شد. هیهات که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و مادر دهر از آبستن چنان مولودی عقیم است.
حضرت علی (ع) در سطوح و زاویه های گوناگونی مورد تجلیل و تکریم قرار داشته است. در سطح عوام و خواص؛ برخی زاده شدن او را نشانه شکوه او دانسته اند زیرا یگانه کسی که در کعبه زاده شد او بود، برخی زندگی سیاسی او، برخورد او با مردم در زمان زمامداری خود، مشورت دهی او را با خلفای سه گانه مظهر یک روح بلند و انسان استثنایی می دانند. عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند بزرگ مصری در اثر معروف خود به نام "امام علی بن ابی طالب" می نویسد که: علی (ع) به رغم آن که از قدرت کنار گذاشته شده بود ولیکن هیچگاه از مشورت دهی به خلفای سه گانه شانه خالی نکرد و همیشه و هر وقت از او در خواست می شد، بدون هیچ تشریفاتی حاضر می شد و مشوره می داد. عبدالمقصود می نویسد؛ که یک بار علی اظهار کرده است که عمر مرا چنان شتر آبکش ساخته است؛ وقتی با مشکل مواجه می شود از من می خواهد تا به مدینه بیایم وقتی مشکل حل می شود مرا وا می دارد تا شهر را ترک کنم و همیشه در رفت و آمد میان مدینه و اطراف مدینه هستم. در زمان عثمان نیز به رغم آن که معاویه خون عثمان را به دوش او انداخت و پیراهن پر خون خلیفه را بر نیزه کرد؛ عبدالمقصود می نویسد که علی در دفاع از عثمان فرزندان خویش را فرستاد تا از خلیفه در برابر بغاوت پیشگان حمایت کند و به تعبیر خود حضرت علی تا خلیفه کشی باب نشود. و حتی در این راه یکی از فرزندان علی زخم بر می دارد. اما این یک بخش از زندگی آن حضرت است که بخشی از عظمت روحی و روانی او را به نمایش می گذارد. در جنگ، در صلح، در عبادت، در شجاعت در همه عرصه ها و صحنه ها او مرد بی بدیل تاریخ اسلام بوده است. بعد از استاد و مراد او حضرت پیامبر بزرگ اسلام همانند او زاده نشد وکسی به چشم ندید.
اما؛ ما وقتی بعد از هزار و چند صد سال دور هم می آییم و تولد او را جشن می گیریم و برای او مولودی می خوانیم واقعاً مقصود ما چیست آیا همانند سلفیان امید می بریم که بتوانیم دوره علی (ع) را احیا کنیم و جامعه ای همانند جامعه عرب آن روزگار داشته باشیم که علی الگوی ما باشد؛ یا آن که در این زمان و در این قرن می خواهیم برای زندگی خویش الگویی داشته باشیم و علی سنگ بنایی باشد که ما راه گم نکنیم و در پرتو روشنایی وجود او به پیش رویم؟
بی شک در زمان حال رفتن به سوی جامعه ی زمان علی نه ممکن است و نه مقدور؛ پس ما یک راه بیشتر نداریم و آن این که شخصیت علی را بشناسیم، محبت ما همراه و یا مسبوق به معرفت ما باشد، او همه خصلت های نیک را در خود جمع آورده بود ولیکن افتخار او در عبودیت او بود. او مرد دعا و تهجد و تضرع بود، او سخت به درگاه خدا می نالید و از طول طریق و توشه اندک در خود می پیچید. یکی از خصلت های علی را مرگ اندیشی آن بزرگوار دانسته اند و بر سراسر زندگی او اندوهی سایه افگنده بود. این اندوه جز یاد مرگ و حساب و کتاب بعد از مرگ نبود. او مرگ را با خود حمل می کرد، با مرگ می زیست با مرگ هم آغوش و هم نوا بود. هرکه علی را دوست می دارد و بر او افتخار می کند حداقل باید این خصلت او را در خود زنده کند. این خصلت نیک زندگی او را سیر و صورت دیگر می بخشد. زندگی در یاد مرگ به زندگی جهت دیگر می دهد و رونق دیگری به ارمغان می آورد. آنانکه زندگی را بی یاد مرگ سپری می کنند زندگی شان قرین زندگی حیوانات است از هر راهی می اندوزند، از هر انبانی می دزدند، از هر آخوری می خورند؛ اما زندگی با یاد مرگ آدمی را از بسیاری افراط ها و زیاده روی ها نهی می کند. مرگ اندیشی در زندگی برای هر قوم و ملتی می تواند زندگی توام با اخلاق باشد اما برای مردم ما که فساد تا عمق وجود شان رخنه کرده است، مرگ اندیشی علی می تواند رنگ دیگری به زندگی ببخشد. علی الگوی انسان زیستن است و تجلیل ها و تکریم ها نیز باید در این جهت باشد. آنچه امروز جامعه به آن سخت محتاج است، شناخت علی و اخلاق او را سر مشق زندگی خویش ساختن است.