ازديد گاه ديگر نيز كشته شدن اسامه براي زمام داران پاكستان هزينه بر بود و‌آن آشكار شدن چند دستگي در ميان نيرو هاي استخباراتي آن كشوراست؛ بدين معنا كه كار شناسان بدين باوراند كه بدون كمك هاي امنيتي ازداخل استخبارات پاكستان عمليا ت شناسايي وكشتن اسامه براي امريكايي ها ميسر نبود بنابراين كشته شدن اسامه طبل ديگري از رسوايي مقام هاي پاكستناني را به صدا در آورد .         حال واكنش اسلام باد با چه انگيزه صورت گرفت جاي تامل دارد اما آنچه در عمل ديده شد آن بود كه روابط دو دوست ومتحد دير پاي رو به كاهش رفت و اسلام‌اباد  مربيان نظامي امريكايي راازآن كشورخارج كرد.  واشنگتن نيز يك سوم كمك هاي خويش را به حال تعليق درآورد. با آن كه از كاهش روابط ميان اسلام اباد وواشنگتن چند ماهي مي گذرد وليكن بررغم تلاش هاي دوطرف هنوزروابط هم چنان پر تنش باقي مانده است.  اسلام اباد هم چنان نيز تهديد  كرده است كه در صورت تعليق كمك هاي ايالات متحده، از فرستادن ارتش هاي خود به مرز افغانستان پر هيز خواهد كرد زيرا هزينه ي لازم را براي اين كار ندارد ودر نتيجه تعداد بيشتري از نيرو هاي طالبان وارد خاك افغانستان خواهد شد.

   اما پرسشي كه مطرح مي شود انست كه‌آيا كاهش روابط ميان دو كشور مي تواند به قطع كامل روابط منجر شود يا‌آن كه برزمام داران دو كشور كوشش خواهند كرد تا از وخامت بيشتر جلو گيري كنند؟

 دو م آن كه تاثیر روابط سرد میان دو کشوربر افغانستان چه خواهد بود ؟

 کار شناسان بدین باوراند که زمام داران پاکستان هوشیار ترازان هستند که بخواهند روابط خودرا با بزرگترین کشور جهان به حال تعلیق درآورند یاحد اقل کاهش دهند؛ تاریخ چند دهه دیپلماسی پاکستان نشان داده است که آن کشور از هر راهی می کوشد منافع ملی خویش را به دست آورد. اگر گاهی هم تمایلی به سوي چین نشان می دهد به معنای آن نیست که آن کشور بخواهد جانب امریکارا به کلی رهاکند وبه سوی چین در غلطد؛ بنابراین نمی توان زمام داران پاکستان را با حکومت کم خرد افغانستان به مقایسه نشست وان گاه داوری کردو چنین پنداشت که حکومت گران آن کشور نیز با استفاده از احساسا ت خام، راوابط خود با امریکار ا بر هم بزند.

 چرخش سیاسی آن کشور دردسال 2001 وهمراهی آن با ایالات متحده امریکا نشان داد که حاکمان پاکستان اعم از نظامی وغیر نظامی از قدرت بازیگری فراوان  برخوردار هستند ومی توانند کشور های دیگررا به دنبال خود بکشانند درده سال گذشته نیز نشان دا ه است که از تفوق سیاسی فوق العاده ای بر خوردار می باشند؛ اگر چنانچه مقایسه شود میان زمام داران کنونی افغانستان وپاکستان باید گفت که حکومت افغانستان به تناسب همسايه خود، کودکي بیش نیست؛ زيرا دراین ده سال هم توانسته است از تجهیز طالبان کمال استفاده را ببرد وهم امروز حکومت افغانستان رابه دنبال خود به هر سو می کشاند وهم توانست با تردستی ورندی امتیاز های لازم را به بهانه مبارزه با تروریزم از امریکايي در یافت دارد. شاید اعلام این خبر که پاکستان برای ایجاد لابی در حکومت امریکا ملیون ها دالر هزینه کرده است کمی شگفت آورباشد؛ اما چنین کاری صورت گرفته است ورسانه های امریكا ازاین سیاست پاکستان پرده برداشت وآن را افشا کرد. بنابراین احتمال این که روابط میان اسلام اباد وواشنگتن به حد اقل کاهش پیدا کند بعید به نظر می رسد  مگر این که سیاست های منطقه ای ایالات متحده امریکا دگرگونی ژرفی پذیرفته باشد وهندوستان را جانشین پاکستان کرده باشد درآن صورت نیز ایالات متحده امریکا نا گزیر است که کمک های لازم را به پاکستان بپردازد تا این کشور در سراشیب سقوط قرار نگیرد وبتواند بر سر پای خود ایستاده شود. به نظر می رسد که امریکایی ها از ورشکستگی پاکستان سخت نگران هستند وتلاش می کنند که قبل ازان که این کشور متلاشی شود وعوارض آن ورشكستگي تمام منطقه در بر گیرد از سقوط آن جلو گیری کند. یک احتمال قوی ديگرنيز وجودارد که امریکا پاکستان را تا جایی همراهی کند که بخواهد آن کشوررا از سلاح های هسته ای تهي کند در آن صورت پاکستان را به حال خود رها خواهد کردوپاكستان بدون كمك هاي امريكا به تدريج از گردونه خارج خواهد شد.

  اما در مورد پرسش دوم این که آن روابط بر افغانستان چه تاثیر خواهد گذاشت ؛ بایددید که امریکایی ها به افغانستان به کدام دید می نگرد؛ دوم این که زمام داران کشور از چه درآیت وکاردانی برخوردار هستند؟

  البته برای زمام داران کنونی که آب سیاست از جام احساسات می نوشند هیچ بعید نیست که سر نوشت خودرا با پاکستانی ها گره بزنند وبه دنباله روی از پاکستان ادامه دهند ودر نتیجه دردام وکید پاکستانی ها گرفتار آیند وهم سر نوشت ان کشور شوند؛ اما اگر چنانچه  مردم به حدي از آگاهي برسند وبرجای کرزی نيز آدم عاقلی تکیه زند وبتواند موقعیت بي نظير کشوررا درک کند وبداند که موقعیت افغانستان در منطقه موقعیت ویژه اي است و هیچ کشورديگر نمی تواند جایگاه افغانستان را در منطقه احراز کند دران صورت افغانستان با توجه به موقعیت جغرافیایی ووجود معادن سر شار وبکر می تواند به صورت مستقلانه تصمیم بگیرد وبر اساس منافع ملی با همه کشورها روابط دوستانه بر قرار کند ویک کشور موفق در منطقه باشد ولیکن این یک آرزو بیش نیست. خودزنی هایی که حکومت کرزی در پیش گرفته است با زور کم در برابر همه قدرت ها ایستاده است وهمیشه دنبال ایجاد بحران در کشور است، بعید نیست که افغانستان به سوی بحران عمیق تری به پیش رود وبار دیگر صحنه های جانکاه گذشته تکرار شودلذايافتن پاسخ آن پرسش را در كار كرد حكومت بايد نگريست وان گاه داوري كرد.