نماینده امریکا به همکاری پاکستان در تأمین امنیت و ایجاد صلح در افغانستان تأکید ورزيد و نماینده ي پاکستان نیز طبق معمول آمادگی پاکستان را برای همکاری با روند صلح در افغانستان اعلام داشت.

 اما نخستين پرسش آنست که مقام های سه کشور با چه انتظاری در چنین نشست هایی شرکت می جویند و در اخیر با آنچه می گویند و می شنوند باور دارند یا آن که نفس تدویر چنین نشست هایي برای شان مطبوع و مطلوب است؟ پرسش ديگري که مطرح می گردد آنست که با توجه به وضعیت حاکم در منطقه انتظار تغییر وضعیت از چنین نشست های می توان داشت یا خیر؟

 به نظر می رسد كه نمایندگان سه کشور،هريك با خاستگاه فکری متفاوت در این گونه نشست ها حضور می یابند و میان دیدگاه های سه کشور چندان سنخیتی به دید نمی رسد.اگر به نتیجه ای هم منجر نمی شود، ناشی از همین دیدگاه های گوناگون و اهداف متفاوت است.

حکومت افغانستان در شرایط سختی قرار داردازيك بار سنگين نا كارآيي ده سال گذشته را به دوش مي كشد؛  ازسوي ديگر اولین مرحله انتقال سپردن امنیت به نیرو های امنیتی کشور را تجربه می کند. اگر حکومت افغانستان نتواند از این آزمون سخت پیروز به در آید، هیچ اعتباری در نزد افکار بین المللی نخواهد داشت، آنچه که در هفته های اخیر شاهد آن هستیم، ثبات نسبی و امنیت شکننده به سوی شکنندگی بیشتر حرکت می کد، انفجارهای پی درپی در هلمند حمله در قندز و برخی مناطق دیگر دور تازه ي از چرخه ناامنی است به چرخش در آمده است. اگر وضعیت به همین صورت ادامه یابد، پی آمدهای بسیار سنگینی حکومت افغانستان خواهد داشت، اعتبار آن بیشتر خدشه دار خواهد گشت، و فشارهای داخلی و خارجی تشدید خواهد شد و در آن صورت دو گزینه فرا راه حکومت قرار خواهد داشت یا به رسمیت شناختن قدرت طالبان و به رسمیت شناختن آن ها بر قسمت های از کشور است یا آن که برگشت ناپذیری امنیت به نیروهای خارجی دچار نقصان و نوسان خواهد شد و حکومت را در ناگزیری قرار خواهد داد تا بار دیگر امنیت را به نیروهای بین المللی بسپارد آن هم در صورتی که نیروهای غربی آن را بپذیرد.

 ناگزیری های دیگری هم فراروی حکومت افغانستان قرار دارد، اگر حکومت موتوراز کار افتاده صلح رانتواند به حرکت در آورد، بی گمان کثیری از برنامه های حکومت به ناکامی مواجه خواهد شد. امضای پیمان يا اعلامیه استراتژیک با امریکا يكي ازاين ناكامي ها خواهد بود البته این ناکامی می تواند هم در سطح ملی و هم بین المللی قابل درک باشد می توان گفت که وجهه ی حکومت آقای کرزی به همین صلح با طالبان بستگی دارد.

پاکستاني ها اما از این گونه نشست ها انتظار و توقعی دیگری داشته و دارند، اگر به تاریخ ده سال گذشته سیاست در پاکستان توجه صورت گیرد بی گمان سیاست مداران پاکستان رابايد موفق ترین سياست مداران در منطقه دانست، در همه نشست ها شرکت می جویند و سخنان فریبنده نیز بر زبان می رانند، اما در همین سطح باقی متوقف شده و بعد از ختم نشست عین همان کاری را انجام می دهند که قبل از آن انجام می دادند.     اما علاوه بر استفاده های منفعت گرایانه ای كه پاكستان هميشه داشته است اين بار هدف ديگري را نيز دنبال مي كرده اند وآن  تنش دروابط ايالات متحده امريكا با آن كشور است . این مشکل آنست گر رابط ی پاکستان و ایالات متحده امریکا بعد از کشته شدن اسامه بن لادن تنش  آلود شده است نمود این تنش به تعلیق در آمدن هشتصد ملیون دالر کمک امریکا به پاکستان است که زمام داران پاکستان رابه تکاپو افگنده تا راه حلی بیابد و آن کمک هار كماكان بدست آورد. سفر رئیس سازمان استخبارات پاکستان به ایالات متحده امریکا، وسخنان اخير زر داري رئيس جمهور آن كشور بخشی از تلاش هايي است كه آن كشور براي عادي سازي روابط وبدست‌اوردن كمك ها آغز كرده است و نشست سه جانبه بخشی دیگر از تلاش ها يي است که مقام های آن کشور به آن مبادرت ورزیده اند تا کمک های به تعلیق درآمده را دوباره بدست آورند. تجربه نشان داده است که پاکستان جز آن که در پی منافع خویش باشد و آن را به هر صورتی به چنگ آورد، هیچ گاه در جهت ایجاد صلح در افغانستان تلاش نورزیده و نخواهند وزید و تأکید نماینده امریکا نیز ترفی نخواهد بست  و مقام های آن کشور وادار به جديت جدید نخواهد نمود.

اگر پاکستان خواهان بهبود امنیت در افغانستان بود، در اولین قدم باید شورای کویته ي طالبان را مسدود می کرد، در قدم دوم، به انسداد مدارسی می پرداخت که سرچشمه هاي پرورش تروریستان آنجشمرده مي شوند. اما علاوه بر آن که قدمی در این راه برنداشته است همواره کوشیده تا حکومت افغانستان راباچالش های بیشتری دست به گریبان سازدكه حملات مکرر توپخانه ای در شرق کشور، ایجاد موانع در انتقال اموال تجارتی بخش ديگر از تلاش هاي پاکستان در جهت بي اعتبار كردن حكومت افغانستان وكمك به طالبان شمرده مي شود.

 برای امریکا هم ماندن در افغانستان بسیار هزینه بر شده است، هم از نظر مادی و اقتصادی  آن كشوررابا چالش مواجه ساخته و می خواهند هر چه زودتر افغانستان را ترک کند و هم هزینه هاي سیاسی را برحکومت اوباما تحمیل می کند    زیرا اوباما می خواهد در انتخابات آتی امریکا شرکت کند و برنده شود، يكي از گزينه پيروزي   در انتخابات اتي نيز يافتن راه حل  وايجاد يك چشم انداز مثبت است ، بنابر این، با این دیدگاه که هر کدام ملزومات خود را دارد و برديد گاه هاي خاصی بنا یافته انتظار معجزه رانبايد داشت لذا نمي توان چنين پنداشت كه با تدوير اين گونه نشست ها، راه حلي براي مشكل افغانستان ايجاد گردد.