آنچه در ميان سخنان رئيس جمهور كرزي مي تواند قابل توجه باشد سرور وشعف او از انتقال مسئوليت هاي امنيتي است  البته براي حكومتي كه در طي ده سال جزالقاب وعنوان هاي منفي هيچ نداشته  وهنوز پايتخت نشينان كشورروزانه به جاي هواي صاف چندين گرم خاك به ريه هاي خود فرو مي برند؛ جاي بسيار خوشحالي وشعف دارد. اقاي كرزي شايد بدين باور بود كه با برادر خواندن طالبان بتواند آن گروه وحشي را ازمواضع خود پايين‌اورد وصلح با آن گروه، اورا جايگاه اورا درنزد افكار عمومي جهان ومردم افغانستان ارتقا بخشد.اما روند صلح با طالبان عملا به بن بست كشيده شده است گرچه نهاد هاي حكومتي هنوز آن را نمي پذيرند وهم چنان به مصرف پول مصر هستند اما طالبان در ماه هاي گذشته با جسارت بيشتر قدم به ميدان نهاده اند ونشان داده اند كه سخنان رئيس جمهور كرزي در بازار خشونت ورزان كمتر بهايي يافته است. اما در ميان اين همه سخنان ريز ودرشتي كه اززبان رئيس جمهور كشور ابراز شد، چند نكته حايز اهميت است ومي طلبد كه بر آن درنگ صورت گيرد.

     اول اين كه او تصميم گرفته است تنش ميان دو قوا به سخني سه قواي دولت افغانستان  راحل كند واو اين بحران‌ هارا به طبيعت دموكراسي در كشور نسبت  داد وگفت كه كشور هايي كه صد سال يا بيشتر رژيم دموكرايتك د اشته اند ازاين مشكلات دارند(نقل به مضمون) جاي اين تذكر به رئيس جمهور هم چنان باقي  است كه جناب رئيس جمهوربايد توجه داشته باشيد كه مشكلات در كشور هاي دموكراتيك يا رو به دموكراسي، معمولا دو گونه رخ مي دهد. يكي انست كه هيچ تيوري بدون چالش به عمل نمي انجامد؛ زيرا زمينه هاي عملي تيوري هاي اجتماعي  جامعه است كه با ده ها چالش گرفتار اند. به تعبير جامعه شناسان  در تيوري هاي اجتماعي ازاين كه خود تيوري پردازان بازيگران اجتماعي نيز هستند لذا دشواري ها قابل پيش بيني نيست براي اعمال وكردار ادميان نمي توان حصر ومحدوديتي وضع كرد تا دشوراي ها رخ ننمايد؛ بنابراين بوجود آمدن اين گونه چالش ها نه نگران كننده است ونه كسي از حكومت ها توقع دارد كه هر تيوري بدون مشكل به پيش برده شود. حتا در ساخت وساز هاي فزيكي نيز مردم تحمل كرده اند ومي كنند. به طور مثال قرارد اد پل هوايي در ميرويس ميدان هشت ماهه بوده؛ اما اكنون علاوه بران كه پل ساخته نشده است مردم نيز دراين مدت خاك مي خورند ، خاك مي خورند. كلمه خاك مي خورند براي شهردار محترم وجناب رئيس جمهور قابل فهم است يا خير؟ اگر واقعا قابل درك نباشد بايد جناب رئيس جمهور براي يك ساعت روز بايد بروند به تماشاي رعاياي مظلوم خويش بپردازند تا سخنان نگارنده قابل درك باشدومعناي جمله ي خاك خوردن را بدانند.

  به هر حال مردم خاك مي خورند؛ اما دم فرو بسته اند شايد هم بدين پندار باشند كه طبيعت ساخت وساز شهري اين گونه  است وشايد اين گونه بينديشند كه براي آماده كردن يك پل بايد چندين سال خاك خورد تا صاحب پل شوند شايد عقب افتادن اين گونه پروژه ها براي مردم ما قابل قبول است؛ اما اين كه جناب رئيس جمهوربه صورت تعمدي بخواهد بحران افريني كند ، مجلس نمايندگان را كه مظهر اراده اي مردم افغانسان است به چالش بكشد، نه تنها بازي دموكراتيك نيست كه اين گونه اقدام ها بيانگر ذهنيت شكل گرفته در اسبتدا د است. تا هنوز كسي نشنيده است كه رهبران سياسي ودولت مردان يك كشور به بهانه ي دموكراسي، شانه اززير بار قانون خالي كنند، تمام نهاد هاي دموكراتيك را مسخره كند وآن گاه آن را به دموكراسي نسبت دهند.ايا معرفي نكردن نامزد وزير براي وزارت خانه هايي كه فاقد وزير است نيزيك حركت دموكراتيك حساب مي شود؟

   پر واضح است كه جناب رئيس جمهور يا از دموكراسي هيچ نمي داند يا آن كه هم خود وهم دموكراسي را به سخريه گرفته است! وقتي هيچ گامي درراستاي بهبود وضعيت كشور برداشته نمي شود ومردم هرروز ناراضي تر ونا آرام تر مي گردد بازهم اين كم كاري هار به دموكراسي  رامي توان  نسبت مي دهيد؟

   حكومت هاي دموكراتيك چشم وگوش شان باز است كه اهل نظر ، رسانه هاوسياست مداران مخالف حكومت چه مي گويند وانتقاد هاي انان نسبت به حكومت چيست ازان ها مي آموزند تا دشواري هاي گذار را آسان كنند.  اما متاسفانه ديده نشده است كه رئيس جمهوربه سخنان انتقاد آميز رسانه ها گوش سپرده باشد وبدان ها عمل كرده باشدو تصور آنست كه سخنان ده ها رسانه به حد سخنان چند مشاور فوسيل شده ي رئيس جمهور نيز برابر ي نمي كند؟آ

   آ نچه دراين جا قابل توجه مي نمايد آنست كه رئيس جمهور كم ترين توجهي به انتقاد هاي دلسوزان كشور نيز نمي كنند . كاش رئيس جمهور مي دانست كه اكثريت رسا نه هاي كشور با انگيزه ي خدمت به مردم وابادني كشور تلاش مي ورزند نه طمعي در قدرت دارند ونه توقعي از رياست جمهور.  اما متاسفانه اين همه انتقا دهاي دلسوزانه هيچ گاه جدي گرفته نشده است.چرا بايد رئيس جمهور كشور به حد اقل ها راضي باشد تمام سرور وشعف خويش را به اين بداند كه نيرو هاي افغان توانسته است امنيت چند منطقه را بگيرد ايا اگر رئيس جمهور توجه جدي تر مي كرد وانتقاد هاي رسانه هارا جدي مي گرفت وروي آن درنگ مي كردبي ترديد وضعيت كشور بهتر ازاين كه هست مي بود.

  جناب رئيس جمهور! ده سال وقت كمي نيست. ناا مني را بهانه نكنيد شما وحكومت شما در مناطق امن چه كار انجام داده اند؟

  باميان امن ترين ومستعد ترين منطقه براي بازسازي بود وحكومت مي توانست با تلاش وپشت كار آن منطقه را الگويي براي ساير مناطق مي ساخت وبه مناطق نا امن نشان مي داد كه اگر با دولت  هم كار باشند ودر حفظ امينت تلاش كنند، همانند باميان خواهند شد اما همين منطقه امن چند بار است كه كار كرد حكومت را به  سخريه  گرفته است؛ يك بار جاده هاي شهر را كاهگل كردند، بارديگر به مر كب خود جايزه دادند، بار آخر نيز به وزير اب معارف اريكين دادند.

  گرچه لازم است فراز هاي ديگر سخنان رئيس جمهور به صورت مجزا تحليل وبررسي شود اما نگارنده به صورت مختصر به تحليل پاره اي ديگري ازآن سخنان مي پردازد.

  پرسشي كه مطرح مي شود‌آنست كه ايا واقعا شرط هايي كه رئيس حمهور به امريكايي ها پيش نهاد كرده است براي آنست كه آن پيمان اصلا امضا نشود يا آن كه ملاحظات ديگر باعث شده است كه رئيس جمهور كشورآن شرايط را پيش بكشند تا امريكايي ها از امضاي آن صرف نظر كنند؟

   مردم بيم ازان دارند كه مبادا جناب رئيس جمهور دردام طرفند هاي پاكستان گرفتار آمده باشد وبا طناب پوسيده پاكستان به چاه رود . گرچه هنوز مشخص نشده است اما خبر هايي كه در شبكه هاي اجتماعي انتر نت پخش دشده است وتكرار آن سخنا ن از ساير رسانه ها نيز شنيده مي شود آنست كه حكومت پاكستان با ارتباط ويژه با رئيس جمهور مي خواهد سر نوشت افغانستان را با پاكستالن گره بزند ودرراهي كه زمامداران آن كشور بر گزيده اند افغانستان نيز بدان سمت وسو بكشاند؟