حكومت وتنش آفرینی
ازاين گونه اظهار نظر هاي بي پايه وبي مايه معلوم مي شود كه حكومت وشخص كرزي به دنبال حل اختلاف نيست ومي خواهد هم چنان چنگ ودندان نشان دهد وديگران را بتر ساند. مجلس نمايندگان نيز براي آخرين بار روز دوشنبه گذشته با كرزي ديدار داشتند تا اتمام حجت كنند وآخرين سخنان خويش را بر كرزي عرضه دارند واز رئيس جمهور بخواهند كه بيشتر ازاين وقت خود ومجلس رانگيرد وداد گاه ويژه را غير قانوني بخواند. اين در حالي است كه مجلس نمايندگان، طرح محاكمه شش تن از اعضاي داد گاه عالي افغانستان راروي دست گرفته است تا با كشاندن آنها در پاي ميز محاكمه كشمكش هاي سه قوه را وارد مرحله جديدي كند.
آن چه گفته امد تبارز اقتدار يك رئيس جمهور نبود،بلكه تداوم بحران افريني اقاي كرزي وتيم همراه او بود تيمي كه اكثر اگاهان بدين باورند كه اقاي كرزي را بر اساس دريافت هاي شخصي خود مي كشاند. يك روز اورا در برابر زمام داران امريكا قرار مي دهد يك روز در برابر پاكستان تحريك مي كند يك روز نيز اورا بر سر سفره پاكستاني ها يك روز به او القا مي كند طالبان برادران ناراضي هستند وروزي ديگر طرحي ديگري را روي دست مي گيرند به هر صورت آنچه دراين ميان ضرر كرده است ومي كند مردم افغانستان است. وگفته مي شود كه طرح داد گاه ويژه نيز از اذهان بيمار اطرافيان يا همان كابينه كوچك تراوش كرده است.
گووش سپردن اقاي كرزي به اين اطرافيان بيماراست كه حكومت را با طناب جهالت وتعصب در چاه بحران فرو برده است وامروز اين بحران چنان بلند شده است كه آن سر آن نا پيدا گشته است . اين در حالي است كه همين حكومت بحران افرين مي خواهد در كنفرانس بن دوم شركت كند و نماينده تمام مردم افغانستان شناخته شود وديگر كسي به نام گروه وقوم وتبار شركت نكند. واقعا براي آن كه اين ايده ها تحقق يابد بايد اقاي كرزي دست به اين همه بحران افريني بزند؟
بي شك كه راه حل در بحران زايي در كشور نيست. كساني كه داعيه رهبري مردمي دارد بايد بيش از همه ازرنج مردم آگاه باشد و وبكوشد تا قدمي ولو اندكي درراه التيام اين رنج ها بردارد. اما واقعا حكومت افغانستان در جهات رنج زدايي بوده است؟
.بررسي وضعيت اقاي كرزي ومشاوران ونزديكان او نياز مند يك بررسي كار شناسانه ي رواني است وبايد تشخيص شود كهاقاي كرزي از چه نا هنجاري هاي رواني رنج مي برند، براي آن كه اين كنش ها وواكنش ها بر خاسته ازيك ذهن سالم وعقل نورمال نيست. سياست مداران جهان ومنمتقدان حكومت همه بريك نقطه اتفاق نظر دارند كه حكومت كرزي نا كام ترين و فاسد ترين حكومت درميان كشور هاي جهان است ودراين سال ها هيچ گرهي از كار مردم نگشودوهيچ رنجي را فرو نكاسته است - كه افزوده است - براي عاقلان همين يك نكته كافي است كه به خود ايد در سياست ومديريت كشور تجديد نظر كند وبنگرد كه مشكل در كجا است.تا راه تلافي وجبران آن را بيابد.اما حكومت افغانستان بدون در نظر داشت انتقاد هاي جامعخه جهاني وبدن توجه به انتقاد هاي رسا نه هاي افغانستان وافرباد دلسوز دراين كشوراز هر وسيله اي سود برده است تا بحران بيافريند،تمام توان ها وپوتانسيل هارا در جهت بحران هدايت كند دراين ميان حتا رسا نه ها ، مطبوعا وسياست مداران غير حكومتي نيز زيان ديده اند وقتي همه اذهان معطوف به بحران باشد وهميشه بحران افريني حكومت را مورد نقد قرار دهند ،بسياري از كا ويژه هاي رسانه ها از دستور كار رسا نه اي خارج مي شود. ورسانه ها مي شود فقط نقد نويس حكومت در حالي كه در اسير كشور رسانه ها اصلاح كننده اي فرهنگ مردم است . رسانه ها بايد در ايجاد واصلاح فرهنگ تلاش كنند، نقد حكومت بايد زمينه هاي اصلاح ساختار هاي زيرين حكومت كه افكار عمومي است راد فراهم اورد. سخن آخير آن كه حكومت بحران مي افريند تا اذهان را از نا كارامدي،سوي تدبير ومديريت وفساد مهار نا پذير به سوي فروعات معطوف كند وبه عمر الوده به فساد خويش چند گاهي بيفزايد.