پاكستان وبازي هاي موش وگربه اي
ازاين كه سخن گوي القاعده يك امريكايي اصيل است وقبلا نيز از سوي مقام هاي امريكايي به خيانت ملي متهم شده است؛ تصور مي رود دستگيري او هم براي حكومت امريكا از اهميت خاصي بر خورداراست وهم براي پاكستان امتيازات ويژه اي محسوب مي گردداما اين گونه دستگيري ها تا چه اندازه مي تواند نيات واقعي پاكستان را آشكا ركند به سخن ديگر ايا پاكستان با اين گونه دستگيري ها نشان مي دهد كه به تغير مشي مبادرت ورزيده است يا اين كه يك تاكتيك ديگريست كه به كار مي بند د تا امتيازات بيشتري را كمايي كند؟
اين پرسش ازاين جاي ناشي مي شود كه دردست گيري ملا برادر نيزاين ذهنيت ايجاد شده بود كه ايتك پاكستان در صدد آنست كه مبارزه ي جدي اي را با طالبان اغاز كند ودست گيري ملا برادرآ غاز اين روند است وبه تعقيب آن گفته شده بود كه تعداد دوصد نفر ازافراد فراري طالبان كه بعد از اغاز عمليات مشترك درهلمندرو به سوي پاكستان گذاشتهبودنيز توسط پاكستاني ها در مرز ميان دو كشور دستگير شده اند. اين ها همه نشان از رويكرد هاي سياسي جديد پاكستان مي داد اما اين خوش بيني ديري دوام نياورد؛ شوراي امنيت افغانستان دريك نشست رسانه اي مطالبي رااظهار داشتند كه از ميزان خوش بيني ها به شدت كاسته شد وحس تنفر وانزجار نسبت به پاكستان پيش از پيش شدت يافت وآن يين بود كه مقام هاي امنيتي افغانستان دست گيري برادر را نه حركت جدي در جهت مبارزه با تروريزم بلكه براي گرفتن امتيازات سياسي واقتصادي از امريكا وغرب واستيلاي بيش ارپيش برطالبان دانستند؛ بدين معنا كه براي ملا برارد چند ويژگي بر شمردند كه اگر او دست گير نمي شد شايد اختلاف ميان حكومت افغانستان طالبان از طرق سياسي حل مي گرديد. اول اين كه ملا برادر مخالف حملات انتحاري بوده است وبيشتر كوشش مي كرده تا عمليات نظامي را از طرق بم گذاري هاي كنار جاده اي به انجام برساند !
دوم اين كه او خواستار آزادي عمل طالبان بوده است ونفوذ واستيلاي بيش ازحد پاكستان را بر نمي تا بيده است.
سوم اين كه مذاكره با دولت افغانستان را ترجيح مي داده است ودست گيري او براي آن بوده تا اولا طالبان هم چنان در تحت تسلط بي چون وچراي نظاميان پاكستان باقي بماند، دو؛ رهبري طالبان هم چنان بدون كوچك ترين تغيري دردست پاكستان باشد .سه؛ اين كه بدون اجازه اي پاكستان مذاكره اي صورت نه گيرد، آن به ملابرادر منصوب مي دارند اگر واقعيت داشته باشد پاكستان با دستگيري او به دو امتياز عمده دست يافته است اول اين كه جلب توجه بيش ازپيش خارجي ها وبه ويژه امريكايي هارا كرده است زيرا به دنبال دست گيري او خيلي از تحسين ها وتمجيد ها به سوي حكومت پاكستان ارسال شد ومي توان امتيازات اقتصادي فراواني را نيزبه دنبال آن دست گيري متصور دانست .دوم اين كه احساس استقلال طلبي در ميان طالبان افغاني سر كوب شده است وتا مدت ها طالبان نخواهد توانست كه چنان احساسي را حتا در ذهن خويش پرورش دهند در حقيقت ساز مان استخبارات پاكستان با اين كار توانسته است با يك تير دو نشان بزند. اما ترديد هايي نيز وجود دارد آن اين كه چه ضمانتي وجوددارد كه مقام هاي افغاني سخن راست بر زبان رانده باشند وسخن به صواب گفته باشند، اول اين كه ملا برادر اگر قصد مذاكره داشته تا هنوز به يك مورد از در خواست هاي مقام هاي افغاني پاسخ مثبت ندادخه است وحتا با ارسال پيامي تمايل خود به مذاكره را اشكارابيان نه كرده است /. اين كه گفته مي شود كه او خواستار حملات انتحاري نه بوده است ؛ باز هم جاي ترديد فراوان وجود دارد زيرا هيچ گاه ددمنشانه ترين حملات انتحاري از سوي سخن گويان آن گروه رد نشده است ودر كشتن وبه خاك وخون كشيدن مردم لحظه اي ترديد روا نداشته اند ؛بنابراين آنچه ازسوي مقام هاي امنيت افغانستان عنوان شده است بيشتر به يك جوك بي مزه شباهت دارد تا واقعيت. سخنان مقام هاي افغاني اين گونه توجيه مي شود كه ممكن است در اينده هاي نزديك ملا بردر نيز همانند بسياري از ملاهاي جنايت كار طالب رهاشود امابراي اينكه افكار عمومي را باخود همراه كند قبل ازان كه ملا برادررا تحويل گيرد خواسته است كه اين بستررا فراهم آورد.
اما اين كه چرا.مباردت به دست گيري سخن گوي القاعه كرده است .چند ديد گاه وجود دارد اول آنست كه فشار هاي امريكا بسيار زياد بوده و امريكادر مجموع غربي ها براي آن كه با خيال راحت بتوانند در افغانستان به سر ببرند ودر مظان اتهام افكار عمومي مردم كشور هاي خود قرار نگيرند لازم مي دانند تا هر چند وقت يك بار يك فرد دانه درشت وصاحب نام را گرفتار كنند وبه مردم خويش نشان دهند كه در مبارزه با القاعده وتروريزم بسيارجدي هستند وفرزندان شان چندان بيهوده كشته نمي شود .
از آن جايي كه عمليات مشترك در هلمند همانند عملميات خنجر وپنجه اي پلنگ ازدستاورد مهمي بر خوردار نه بود؛ امريكاييها با دست گيري سخن گوي القاعده خواسته است پيروزي اندك آن عمليات را جبران كند وافكارعمومي مردم خويش را به آن سوي معطوف دارد .
گمانه اي دگري كه وجوددارد انست سر كرده اي گروه جندالله با هم كاري پاكستان وگرفتن پول وامتيازت فراواني دستگيرشده است شايد اين دستگيري براي امريكايي ها چندان خوش ايندنبوده براي اين كه دل امريكايي هار به دستاورده باشد و ازسوي ظن امريكايي هارا نسبت به خود بر طرف كرده باشد خواسته است كه سخن گوي القاعده را قرباني كند. اما به هر حال آنچه كه تا هنوز ازدولت پاكستان وسران آن رژيم ديده شده است هيچ صداقتي را نمي توان در عمل كرد آن گروه مشاهده كرد.پاكستاني ها همانند سوداگراني كه به معامله اي پاياپاي مبادرت مي ورزند شباهت يافته است.واين سياست خطر ناك ترين سياست در ميان كشور هاي منطقه است اگر تروريزم وافراط گري صرف براي گرفتن امتيازات مادي باشد همان گونه كه دست گييرانان با امتيازات اقتصادي همراه است. ممكن است ساختن تروريزم نيزبراي دوام يافتن امتيازات همراه باشد وپاكستان همانند يك كار خانه هي به توليدوفروش ان مبادرت ورزند ومتاسفانه در چند سال گذشته پاكستاني ها دقيقا دراين راستا حركت كرده است .
اما اگر واقعا غربي ها خواسته باشند كه باالقاعده وطالبان به صورت درست واساسي مبارزه كنند ( كه ترديد وجوددارد) بايد به تغير سياست پاكستان كمر ببندند در غير آن صورت نه افغانستان روي ارامش وثبات را خواهد ديد ونه سايه اي تهديد از سر غربي ها كم خواهدشد.