هم گرايي منطقه اي وعوامل باز دارنده اي آن
اگراراده اي در كار باشد كه امنيت وثبات منطقه اي تامين شود وهر يك ازاين كشور ها درراه امنيت داخلي خود حزينه هاي انساني ومادي كمتري را به مصرف بر سانند بي شك هم كاري اين سه كشور از اهميت استراتژيك بر خوردار مي باشد. اما اين مهم در صورتي مي تواند به واقعيت برسد كه توان وانرژي موجود درايت سه كشورد ودرراه كشف وخنثا سازي عوامل باز دارنده اين به كار بيفتد واگرنه تلاش ها به ثمر نه خواهد نشست. اما اين عواملي باز دارنده اي كه ازان ياد شد چيست ؟اگر درست توجه صورت گيرد مي توان در سه كشور عواملي گونا گوني راديد كه مانع تحقق اين هم گرايي مي گردد. امادر سه كشور يك عامل مشترك وجود دارد كه بررغم سياست هاي رسمي هر سه كشور نمي گذارد كه اين هم گرايي منطقه اي به صورت درست تحقق يابد. آن وجود گرو هاي يي است كه به نحوي معتقد وپاي بند به سياست هاي رسمي كشور هاي خود نمي باشند در پاكستان مشخصا ساز مان استخبارات آن كشور است كه از مدت ها بدين سود كوشيده اند تا سياست هاي رسمي حكومت آن كشور را زير سوال ببرند ويا دروراي سياست هاي رسمي آن كشور عمل كند ؛ بعد از روي كار آمدن حكومت غير نظاميان در پاكستان، سياست رسمي دولت اين كشور مبارزه با تروريزم بوده است اما عملا ديده شده است كاري دراين راستا انجام نداده اند ، همواره كوشيده اند كه طالبان را تقويت كنند، بررغم خوش بيني هايي كه بعد از دست گيري برخي سران طالبان به وجود آمد باز هم نمي توان اعتماد كرد كه پاكستان دراين راستا جدي باشد وبخواهد عوامل مخل امنيت افغانستان را در خاك خود مهار كند.البته بخشي ازاين عملكرد منفي بر مي گرد به رابطه اي خصمانه اي كه ميان آن كشور وهند وجود داردوپاكستان ،افغانستان را حياط خلوت خود مي داند وهيچ دوست ندارد كه پاي كشور ديگري دراين كشور باز شود وپاكستان يكه تاز وميدان دارتمام عرصه هاي اين كشور باشد وازسوي ديگر دولت افغانستان نيز تلاش نه ورزيده است كه قدمي درراه حل اختلاف ميان دو كشور بر دارد؛ بنا براين رابطه اي دو كشور بررغم اعلام سياست رسمي همواره با خطر گسست مواجه است وهيچ گاه نمي توان سياستآن كشور را يك سياست باثبات ومستحكم در ارتباط با افغانستان به حساب آورد.
درافغانستان نيز گرو هايي وجوداردكه هيچ دوست ندارند كه رابطه اي افغانستان با دوكشور همسايه به يك سان از رنگ ورونق بر خوردار باشدكه مي توان اين گروه هارابه دو طيف عمده تقسيم بندي كرد يك گروه كسان اند كه پاكستان را قاتل مردم افغانستان مي دانند وهموراه دست پاكستان را در خونين ترين حوادث كشور به وضاحت وصراحت مي نگرند وخاطر ات تلخي كه از طالبان دارند جناياتي كه آن گروه مرتكب شدند وپاكستاني ها ازآن ها حمايت كردند بدين باورند كه پاكستان هيچ گاه خواهان صلح وثبات در افغانستان نيستند واگر بتوان با پاكستان ارتباط بر قرار كرد اولين قدم آنست كه بايد همانند آن كشور ازنيرو ي نظامي وامنيتي بر خوردار شد ودر برابر زياده خواهي هاي آن كشور ايستادگي كرد كه اين گونه موضع گيري همان شعار صلح مسلحرا بياد مي آورد .
گروه ديگر ي دوست ندارند با ايران رابطه اي ايجاد شود كساني اند كه هنوز زبان فارسي دري افانستان رازبان بيگانه مي دانند رابطه با ايران را خطر ناك احساس مي كنند اين گروه اگر چه در سمت بالاي دولتي راه ندارند اما نحوه اي نگرش شان شايد بي تاثير بر سياست مداران نيز نباشد گرچه تحليل هاي شان مشمئز كننده وغير واقع بينانه است . آن ها به ايران اصطلاح مهاجم را به كار مي برند ويا گاه در تحليل هايشان گفته شده است كه تهاجم فرهنگي ايراني ها! اين اصطلاح كه يك اصطلاح تقليدي است امروز چنان دامن گسترده است كه توهم آن بر همه ابعاد زندگي افغان ها دامن گسترده است .اين طيف ها با استعمال اين گونه اصطلاحات شايد بكوشند تا خشم شان را نسبت به ايراني ها ابراز كند اما در حقيقت وبي خبرانه به فرهنگ وزبان فارسي توهين روا مي دارند بدين معنا كه خاستگاه زبان فارسي دري را ايران مي دانند وفتصور مي كنند كه مخالفت با ايران شايد بتواند از بالندگي وزايش زبان فارسي جلو گيري كنند بي خب ازاين كه زبان فارسي درايران زاده نشده است كه امروز ايراني هارا كسي مهاجم بنامد وبپنداردكه آنان زبان خويش را بر ما تحميل مي كند. خاستگاه زبان فارسي خراسان بزرگ وافغانستان كنوني است اگر كسي يا گروهي تصور كند كه ايراني ها زبان خويش را بر ما تحميل كرده است در حقيقت از فرهنگ وزبان ساكنان اين سر زمين آگاه نيستندواين زبان ، زبان مولاناي بلخي ، بوعلي، بو ريحان وبسياري از دانشمندان وفر هيختگاني است كه دردامن پر مهراين سرزمين كهن زاده شده اند وامروز ارام گاه هاي شان ياد آور دانش شا ن است. بي شك اين گروه نادان با ضديت با ايران نا دانسته مي خواهند بخشي از فرهنگ وزبان وادبيات خويش را از تاريخ وتمدن اين سرزمين قطع كنند اما اين گروهنه تنها به اين درخت تنومند نمي توانند زيان براسنند بلكه شايد خدشه اي درراه روابط سياسي دو كشور ايجاد كنند كه البته اگر هيچارتباطي نيز وجود نداشته باشد نمي توان از نشر وپخش زبان فارسي جلو گيري كرد كه نشر علم را نمي توان با سياست وخطوط جغرافيايي مهار كرد .
گرو ه يا گروه هاي ديگري كه بازهم مي كوشند مانع هم گرايي منطقه اي از جمله ارتباط ميان افغانستان وايران باشند كساني اند كه خواسته يا نا خاسه تحت تاثير حكومت هاي عرب ليج فارس قرار دارند؛ همان گونه كه برخي كشور هاي عربي با مطرح كردن ايران به عنوان يك خطر كوشيده اند انسجام دروني خويش را حفظ كنند اين ها به تقليدازآن كشور ها مي كوشند خطر شيعهرا بر جسته كنند وبردولت نيز فشاروترد سازند تا هرمحدوديتي درارتباط ميان دو كشور ايجاد گردد
در ايران هم گروه هايي وجوددارد كه فكر مي كند رسالت مبارزه با كفر وبه اصطلاح خود شان استكبار را به دوش مي كشند وبايد به نحوي كوشش كنند تا اين امررا تحقق دهند وبه اصطلاح پيشگام در لشكر امام زمان باشند. وقتي كشور هاي غربي در افغانستان حضور دارند اين گروه ها فكر مي كنند كه درهاي بهشت به روي شان باز شده است وبايد ازاين باز گشايي ها سود بجويند به سران كفر جهاني ضربه بزنند. اين نوع تفكر افراطي نه تنها ارتباط ميان دو كشور همسايه راازميان مي برد بلكه به منافع ملي خود ايرانيان نيز ضربه مي زند. اين ها گروه هاي كوچك نگر اند كه بيشتر ازآن كه به حق خود فكر كنند به تكليف مي انديشند .اين ها اگر لازم باشد به طالبان جايي وپناهي مي دهند وآنهارا تسليح وتجهيز مي كنند فقط بدين گمان كه شايد ضربه اي به پيكر استكبار جهاني بزنند (!)حال مي توانند اين كاررا بكنند يا خير نتيجه آن مي شود كه از رابطه اي نيك سياسي ميان دو كشور مي كاهد وهم گرايي منطقه اي كه شعار آن داده مي شود به صورت كامل تحقق نمي يابدودر نتيجه امنيت وثبات منطقه اي تامين نمي گردد دراين جا نقش دولت ايران در مهار اين گونه گرو ه ها بسيار مهم است كه چگونه درمهار آنها بكوشد تا تاثيري درروابط ميان دو كشور ايجاد نشود . به جاست كه مثالي دراين جا آورده شود .وقتي مالك ريگي دستگيرشد عكس هايي از او توسط وزير اطلاعات ايرن به نمايش درآمد كه اورا در پايگاه امريكايي هادرافغانستان نشان مي داد؛ يك برداشت اين است كه او با امريكايي ها ارتباط تنگاتنگ داشته است ودر پايگاه امريكايي ها رفت وامد مي كرده است . برداشت ديگر آنست كه نبود امنيت فراگير باعث گرديده است كه گروه هاي مخالف اين سه كشور به خاك يك ديگر ازادانه وبدون قيد وبند گشت وگذار كنند، براي اين كه زمينه هاي اين گونه فعاليت ازادانه از مخالفان مسلح گرفته شود بايد هم كاري صادقانه اي منطقه اي به وجود آيد شايد ايراني ها نظر به امكانات وثر وتي كه دارند بدين نظر باشند كه مي توانند مخالفان خود را به هر جايي دستگير ومحاكمه كنند؛ اما حزينه اي بسيار گزافي راتحمل خواهند كرد مي توان با هم كاري هاي صادقانه درجهت مهار تروريزم حزينه هاي كم تري پرداخت واين چيزي است كه بايد برخي گرو ه هاي افراطي در اخل خاكايران نيز بدان دست يابند وبپيذيرند كه دست درازي به هر بهانه اي مي توانند زمينه هاي گشت وگذار مخالفان آنهارا در خاك همسايگان ايران فراهم كند ؛ لذا آن بهشتي كه از كشتن كافران به دست مي آورند بايد درجاي ديگر جستجو كنند .افغانستان به حدي زخم خورده ومجروح است اگر كافري كشته شود باز هم لكه هاي خون آن بردامن اين مردم باقي خواهدماند واين چيزيست كه بايد همه كشور هاي همسايه اي افغانستان به ان برسند.
اما دراخير چيزي كه بسيار مهم است اين كه هر سه كشور بايد موقعيت هاي يك ديگررا بدانند اين كه احمدي نژاد اظهار مي دارد كه نيروهاي خارجي بايد از منطقه بيرون بروند و ما با كمك يك ديگر صلح وثبات را تامين مي كنيم اين حرفي بغايت نادرستي است . بايد به احمدي نژاد گفت كه آن روز خارجي ها نه بودند وشما بوديد؛ اما به جاي تامين امنيت از تخاصم وخشونت گري ها ي قومي عليه يك ديگر حمايت كرديد ووقتي كه اين ها يك ديگررا مي كشتند شما تماشا چي ايستاده بوديد شما براي تامين منافع خويش تلاش مي كرديد اما نه با وحدت ويك پارچگي مردم افغانستان ؛بلكه منافع خويش را در وجود گرو ه هاي قومي جست وجو مي نموديد. واين خارجي ها واغربي ها گرچه بودن شان نا مقبول ونا خوش ايند هستند وبه دنبال منفعت خود مي باشند اما اين منفعت را درداشتن يك حكومت مركزي در افغانستان جست وجو مي كنند، بنابراين افغان ها تا وقتي كه ازيك ارتش قوي وقدرتمند بر خوردار نشده اند به وجود خارجي ها در كشور خود احتياج دارند .اين امريست كه بايد همسايگان افغانستان بداند واين دانستن هامي تواندهم گرايي منطقه اي راتقويت كند واين نكته اي بسيار مهمي است كه بايد همسايگان افغانستان بداند وحضور نيرو هاي خا رجي را مانع همگرايي منطقه اي نه پندارد.
به هر حال همكاري منطقه اي ومنافعي كه دراين هم كاري نهفته است بر هيچكس پوشيده نيست اما به شرط آن كه هر سه كشور بكوشند قدمي درراه رفع موانع اين بردارند وبه يك ديگر به ديد دوست، همسايه ومسلمان بنگرند نه ان كه شعار هم گرايي دهنداما از پشت به يك ديگر خنجر بزنند