کاهش نیرو های امریکا در پاکستان با کدام انگیزه؟
با کشته شدن اسامه بن لادن در خاک پاکستان تنش ها میان دو کشوربیش تر شد وبرخی مقام های امریکایی مدعی اند که در مخفی ساختن اسامه بن لادن در خاک آن کشوربرخی نیرو های امنیتی پاکستان نقش داشته است. لذا در خواست کاهش نیرو های نظامی در حقیقت خبراز نا خوشنودی مقام های اسلام آباد از امریکا است.اما پاره ی از کار شناسان در خواست مقام های اسلام اباد را ناشی از رویکرد جدید آن کشور در قبال امریکا وتمایل به سوی چین به حساب می آورند ومعتقد هستند که تصمیم اسلام اباد قبل از کشته شدن بن لادن شکل گرفته بود ودر سفر نخست وزیر آن کشور در افغانستان به نحوی اشکار گشت.ولکن کشته شدن اسامه بن لادن سوی ظن بیشتری را نسبت مقام های پاکستانی را بر انگیخت وباعث گشت که این روند شتاب بیشتر گیرد. آنچه دراین کش و قوس های سیاسی مهم به نظر می رسد انست که ایا پاکستان در موقعیتی است که بتواند شانه اززیر بار امریکا خالی کند ورو به سوی چین بیاورد وبازهم این پرسش مطرح می شود که چرا پاکستان به چنین سیاستی روی بیاورد وبکوشدتمایل به سوی چین پیدا کند؟
برخی کارشناسان بدین باوراند که بدنه ارتش پاکستان به تفکر طالبانی بارورو باورمند هستند وهمانند طالبان جهاد ضد امرکا را مجاز ومشروع می دانند ومی کوشند این روحیه هم چنان حفظ شود اما رابطه ی کنونی اسلام اباد با واشنگتن سبب می شود که امریکا فشتار های بیشتری بر اسلام اباد وارد کند ودر نتیجه فشار های امریکا بدنه ی اردوی پاکستان از هم بپاشد لذا می کوشند برای حفظ وبقای اردوی خویش از امریکا فاصیله بگیرند وروی به سو ی چین اورند. از سوی دیگر مقام های سیاسی پاکستان می کوشند تا با استفاده از ابزار تروریستی به مقاصد سیاسی خویش دست پیدا کنند.برای پاکستانی ها مسئله ی عمده ای دیگری نیزمورد توجه است آن این که
پاکستان خودرا رقیب سر سخت هندوستان می داند وهموارکوشیده است به انواع حیله دست یازدتا مانع شکل گیری قدرت منطقه ای هند شود ولیکن دراین راستا توفیقی نداشته است وامروز پاکستان با هیچ چشم اندازی با هند قابیل مقایسه نیست اگر واقعا روی به سوی چین بیاورد در اتحاد با آن کشور/ که رقیب امریکا نیز است می تواند رقیب جدید برای هند باشد ،در صورتی که ایجاد رابطه گرم وصمیمانه میان غربی ها ودهلی جدید پاکستانی هارا سخت نگران کرده است یا این که مقام های پاکستان احساسمی کنند که با مطرح شدن افغانستان وهندوستان در منطقه وسر مایه گزاری امریکا دراین دو کشور، پاکستان از چشم امریکایی ها افتاده است وبا تمام تلاش نیز نخواهند توانست موقعیت گذشته ی خویش را درروابط منطقه ای احراز کنند لذا بدین نتیجه دست یافته که با گرایش به سوی چین هم می تواند جبهه ضد امریکایی را در منطقه شکل دهد،هم از فشار امریکا برخود بکاهد ودراین راستا از کمک های چین نیز سود جوید.
لذا گرایش پاکستان به چین هم جنبه اقتصادی دارد هم امنیتی. وبرخی نیزقرارداد جدید خرید هواپیماهای جنگنده از چین را بر خاسته از روابط استراتژیک چین وپاکستان می دانند واین را مقدمه ی می شمارند که در آینده ها روابط دو کشور عمق وتوسعه بیشتری خواهد یافت.
. گرچه این گمانه ها هرروز بیشتر می شود؛ اما برخی کارشناسان نیز بدین باوراند که آنچه پاکستان انجام می دهد، یک بازی بیشتر نیست. پاکستانی ها در طول سال های عمرسیاسی خود بازی کردن وامتیاز گرفتن را به نیکویی اموخته اند؛ بنابراین از مطرح کردن گرایش به سوی چین باردیگر می خواهند در همان مسیر گذشته گام بردارند وامتیاز هایی را از امریکا بگیرند.
. پاره ای از کار شناسان،طرح گرایش به سوی چین از سوی پاکستان را، تحریک حکومت امریکا می دانند بدین معنا که امریکایی ها دوست ندارند که نقش چین در منطقه آن قدر بر جسته شودکه بتواند بدیلی برای امریکا قرار گیرد وبه هر نحو ممکن می خواهند اتحاد میان پاکستان وچین شکل نگیرد وپاکستانی ها نیزبر این حساسیت امریکایی ها وقوف دارند لذا با طرح این گونه مباحث می خواهند توجه امریکایی هارا بیش از پیش به خود جلب کند.
گرچه رابطه دو کشور امریکا وپاکستان به سمت تیرگی می رود ولیکن بعید است که هردو کشور گرایش داشته باشد که این رابطه به حد اقل کاهش پیدا کند. اظهارات نخست وزیر پاکستان بعد از کشته شدن بن لادن گویای همین واقعیت بود از یک سوانتقاد های شدیدی را بر ایالات متحده امریکا وارد کرد وحمله به مخفی گاه بن لادن را خلاف حاکمیت ملی خود به حساب آورد. از سوی دیگر خواهان هم کاری میان دو کشور شد وبر داشتن منافع مشترک تاکید گذاشت. این گونه بازی ها، گویای این واقعیت است که پاکستان برای ادامه حیات سیاسی واقتصادی خود به ایالات متحده امریکا نیاز دارد وامریکا نیز برای پاره ای از اهداف سیاسی به پاکستان نیاز مند است. البته امرکایی ها می داند که پیوستن پاکستان به چین، به معنای بیرون شدن قدرت سلاح هسته ای پاکستان از اختیار امریکا است. از سوی دیگر امریکا یی ها می دانند که در میان ساز مان استخبارات آن کشور گروه هایی وجوددارد که معتقد به جهاد با کافران است وکشتن امریکایی هارا یک ثواب دینی به حساب می آورند اما امریکایی ها بیم ازآن دارند که گرایش پاکستان به سوی چین ممکن است این افراد با آن طرز دید از زیر کنترول آن کشور خارج گردد که درآن صورت مهار آن برای امریکا ،کار دشو وخطر خیزی خواهد بود لذاهم تهدید پاکستان را باید از دید منافع آن کشور نگریست وتحت فشار گرفتن پاکستان از سوی ایالات متحده امریکا را. که این به هیچ عنوان به معنای دست کشیدن از پاکستان نیست بلکه امریکایی ها می خواهند مقام های پاکستان مسئولانه عمل کنند تا هم مبارزه با ترویزم تحرک داشته باشد وچشم اندازی مثبتی برای آن متصور باشد وهم از بار انتقادات تندی که توسط مردم امریکا وارد می شود کاسته شود.شاید کشتن اسامه بن لادن یک راهبرد جدی برای امریکایی ها درده سال گذشته بود. اما این بدان معنا نیست که امریکا ازآن استفاده ابزاری برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آتی را در نظر نداشته باشند وهر قدر میزان انتقادات مردم امریکا نسبت به سیاست مداران کنونی آن کشور کاهش پیدا کند به همان میزان امکان توفیق سران حزب دموکرات بیشتر می شود بنابراین سران امریکا هیچ گاه نمی خواهند این فرصت را به اسانی از دست دهند.به هرحال نتیجه ای که میتوان به دست اوزد انست که کاهشنیرو های امریکا از پاکستان به معنای بیرزون شدن پاکسنتان از دایره نفوذ امریکا نخواهد بودبلکه پاکستان می خواهد با این گونه مانور های سیاسی هم به چینی ها چراغ سبز نشان دهد وهم به گروه های افراطی که از فشار خود بر آن کشور بکاهند.