نشست سه جانبه وموقف حکومت افغانستان
بعد از کشته شدن اسامه بن لادن ورویکرد جدید ایالات متحده امریکا در قبال پاکستان وتحت فشار قرار گرفتن آن کشور،طالبان از یک سوی وکشور های غربی از سوی دیگر حکومت پاکستان را در موقعیت حساس قرار داده است این حساسیت به حدی است که پاره ای سخن از فرو پاشی پاکستان به میان می آورند. بی تردید حکومت افغانستان می داند که اختلاف میان آن کشور وپا کستان اختلاف یک روزودوروز نیست بلکه اختلاف استراتژیک میان دو کشور جریان داشته وازاین بابت افغانستا همیشه ضرر دیده است. بر اساس همین دید است که پاکستانی ها همواره کوشیده است حکومت های افغانستان را تحت فشار قرار دهد که اخرین مورد وضعیت کنونی است که در کشور ما جریان دارد. در طول شصت سالیکه از عمرحکومت پاکستان می گذرد آن کشور از هر موقفی که فراچنگ آورده است به نفع خود سود جسته وکوشیده است موقعیت خویش را مستحکم ترکند وراه رسیدن به ان اهداف را هموارتر سازد . البته گاهی گفته می شود که حرکت های پاکستان موذیانه وگاهی در خفا ولفافه بوده است ولیکن واقعیت آنست که سران آن کشور از ابراز اهداف خویش در قبال افغانستان هیچ گاه چشم نپوشیده وان را درخفا نیز مطرح نکرده است. هرآنچه در افغانستان خلاف منافع ملی خویش می پنداشته با صراحت موضع گرفته ونیات خویش را به صورت اشکار وبا وضوح کامل بیان داشته است. اگر گاهی وزیری مطابق میل آن کشور نبوده یا رئیس کدام نهادی به مزاح پاکستانی ها نا ساز گار می نموده بر کناری آن را اشکارا بیان کرده اند. ووقتی می دیده است که انگشت نهادن روی موارد خاص کار ساز نیست روی زخم های نتاسورو نقطه های حساس گذاشته است وازآن طرق خواسته است به اهداف خویش نزدیک شود؛ دفاع از حقوق پشتون ها واین که آنها در حکومت افغانستان دارای موقف ضعیف است از همان اهرم هایی است که حکومت پاکستان از آن سود برده وبرخی آدم های ساده لوح را نیز فریفته است به هر حال منظور آنست که اهداف پاکستان امر پوشیده ودر لفافه نیست که مقام های افغانستان یک عمر سرمایه گذاری کنند وبعدا گرد هم ایند وبه تحلیل داده های اطلاعاتی خویش بنشینند وآنگا ه اعلام مواضع کنند. اشکار بودن اهداف یک کشور نسبت به کشور دیگر می طلبد که متناسب با ان اهداف برنامه ریزی صورت گیرد وسیاست های خارجی وداخلی متناسب با ان عیار شود. اما پرسشی که ایجا د می شود آنست که ایا حکومت های افغانستان این زمان وموقعیت را درک کرده ون را جدید گرفته اند یا آن که مواضعی اتخاذ کرده اند که چندان متناسب با موقعیت ایجاد شده نبوده است ؟
واقعیت انست که حکومت افغانستان فاقد درک وتوانایی تصمیم گیری در برابر زیاده خواهی پاکستان بوده است .
اولین موقعیت مناسب برای حکومت افغانستان حضور نیرو های خارجی در افغانستان بود که سال تمتام است که این موقعیت پیش آمده است واین زمان ویژه و ممتازی بود که باید حاکمان افغانستان در ک می کردند وبا استفاده از فشار های بین المللی می کوشید، تا اختلاف میان افغانستان وپاکستان را رفع کند . شاید درنبود نیرو های خارجی افغانستان نمی توانست ونمی تواند امتیاز های مناسب را به دست اورد ولیکن با پشتوانه نیرو های بین المللی وساز مان ملل متحد می توانست به این امر دست پیدا کند وبرای همیشه برنقطه های بحران مهر پاین زند ولیکن حکومت افغانستان نه تنها نتوانست زیاده خواهی های پاکستان را مهارکند بلکه سران پاکستان با حیله ها ونیرنگ های رنگارنگ، حکومت افغانستان رادر تقابل با نیرو های بین المللی قرار داد وفرصت های ایجاد شده رااز کف دهد . موقعیت استثنایی دیگر برای حکومت افغانستان کشته شدن اسامه بن لادن رهبر شبکه تروریستی القاعده است. اسامه بن لادن در خاک پاکستان کشته شده است. پاکستان در معرض اتهام های گونا گون قرار دارد، طالبان در پاکستان به سر می برند ، رهبران طالبان در معرض اتهام جدی قرار دارند از هر زاویه ای که نگریسته شود افغانستان در موقعیت ممتازی قرار گرفته است.این موقعیتی است که حکومت افغانستان به صورت طبیعی وبا تلاش های دپلماتیک به هیچ صورتی نمی توانست آن را بدست اورد. لذا نشست سه جانبه میان افغانستان ، پاکستان وایالات متحده امریکا مناسب ترین ومطلوب ترین موقعیت برای افغانستان است وباید بیشترین بهره را ازاین موقعیت ببرد وبکوشد تا پاکستان را بیشاز پیش در تحت فشار قرار دهد تا دست از طرفداری از طالبان بردارد. شاید پاکستانی ها برای گریز از فشار های بین المللی روی از امریکایی ها بر تابد و روی سیاست به سوی قبله چین کند ولیکن هم حکومت افغانستان می داند وهم پاکستانی ها به این امر وقوف دارند وهم شرایط منطقه به گونه ای نیست که چین موقعیت امریکارا بتواندبازی کند واقتصاد ورشکسته پاکستان را سر پای نگدارد. علاوه برآن چین با آن که یک غول قدرت اقتصادی در جهان است ولیکن از نگاه سیاسی ونظامی در موقعیتی نیست که بتواند هم سنگ امریکا در منطقه باشد؛ لذاپاکستانی ها از امریکایی سخن شنوی خواهند داشت وانان را جدی خواهند گرفت.به هر حال سخن اصلی آنست که حکومت افغانستان پوستین نا کار آمدی را از تن بر کند. رئیس جمهور کرزی با استفده از عناصر چیز فهم وکارآمد در گفت وگی سه جانب شرکت جوید و بتواند امتیاز تاریخی خویش را به چنگ آورد. تا حد اقل مردم افغانستان با درد سر کم تری بعد ازاین زندگی کند. توقع نیز آنست حکومتی که در ده سال نتوانسته است فرصت ایجاد کند وستم تاریخی را از شانه های مردم خویش بردارد. حال که این موقعیت پیش امده است باید حد اکثر سود را ببرد وامتیاز های لازم را بدست اورد.