روان‌شناسان اجتماعي باور دارند که برای گشودن گره‌های اجتماعی‌ و حل مشکلاتهر جامعه،؛ داشتن دانش به تنهایی کافی نیست، باید آگاهی درونی که به بینش تعبیر می‌شود نیز وجود داشته باشد. اگر چنانچه بینشی وجود نداشته باشد چه بسا که داشتن دانش  به نفس خود گرهی بر مشکلات بیفزاید آن که حضرت مولانا گفت:

علم چون در تن زند ماری شود/ علم چون در دل زند یاری شود. با این مبنا وقتی به کارکرد حکومت و مواضع متناقض او می‌‌نگریم بدین باور می‌رسیم که این حکومت نه درکی از آشفتگی هاي کنونی دارد و نه بینشی که از این آشفتگی بتواند راه فرا رفت بيابد.

 یکی از این آشفتگی‌ها،داد گاه وي‍ژه انتخاباتي است كه به فرمان رئيس جمهور كرزي اغاز به كار كرد. بعداز گذشت چند ماه وصرف هزينه هاي گزاف و اتلاف وقت فراوان، خود به معضل دیگري تبدیل شده است و به یکی از چالش برانگیز ترین نقطه‌ها، میان حکومت و مجلس نمایندگان در آمده است.

 حکومت چه می‌خواست و امروز به کجا رسیده است و به کدام سوی می‌رود؟ ابتدایی ترین گمانه آن است که حکومت می‌خواست با دادگاه ویژه افرادی دست آموز را به مجلس نمایندگان بفرستد تا گوش به فرمان حکومت باشند، هرچه حکومت گفت بدون چون و چرا مورد قبول قرار دهند و همه طرح و پلان‌های حکومت بدون هیچ مانعی به تصویب نمایندگان برسد. اگر از حکومت و از طراحان این پروژه پرسیده شود چه پاسخی خواهند گفت؟

 آیاتمام مشکلات کشور حل شده بود، هیچ مانع ومشكلي در راه پلان‌های حکومت وجود نداشت، فقط همین یک مورد مانده بود که آنهم با افراد تابع و بی‌اراده می‌توانست حل شود؟

  وقتی از دانش و بینش سخن می‌رود تجلي هاي  آنست که در همين موارد خود را آشکار می‌کند اگر دانشی وجود داشت، حداقل مشکلات و دشواری‌های کشور را درک می‌کرد و اگر بینشی وجود داشت می‌توانست پی‌آمدهای این دادگاه و نتایج مترتب بر آن را درک کند، در کشور انتخابات زیر نظر سازمان ملل متحد و هزینه‌‌های پرداختی ازسوي آن نهاد تدویر یافته است، عملکرد نهادهای انتخاباتي به نحوی مورد قبول نهادهای بین‌المللی قرار گرفته است و نمایندگان سازمان ملل متحد نیز از کاركرد دادگاه ویژه ناخوشنودی خود را اعلام کرده است. حتا نهاد نظارت بر تطبیق قانون اساسی نیز، ایجاد داد گاه ويژه را مغایر قانون اساسی کشور دانسته است.

علی رغم این همه واکنش‌های منفی نسبت به کار این نهاد، چه توجیهی می‌توان داشت که این نهاد هم چنان به کار خود ادامه دهد و فردا به اعلام نتایجي دست بزند که تنش‌ها بیشتر شودو اندک مایه امنیتی که وجود دارد همین هم رخت بر بندد.

آیا واقعاً جز جهالت و نادانی و بی‌خبري و وقت ناشناسی حکومت چه می‌توان گفت؟ چرا حکومتی که با هزاران دشواری رو در رو است، بازهم اصطکاک ناخواسته‌ای را ایجاد می‌کند و نمی‌خواهد مشکلات روز تا روز کمتر شود. سخنی از پیامبر اسلام(ص) است که می‌فرماید: «هرگاه جاهلان دست به اصلاح بزنند به جای اصلاح فساد می‌کنند"، بی‌هیچ شبهه‌ای مصدر و مصداق این حدیث مبارک جز حکومت و دست اندرکاران آن نیست. همین هفته‌ی گذشته بود که دست اندرکاران کمیسیون انتخابات و شکایت‌های انتخاباتی به مجلس نمایندگان خواسته شده بودند و اظهاراتی که کردند، برای حکومت و دست اندرکاران  داد گاه ويژه سخت مايه شرم ساري خواهد بود.

ما بدین باوریم که مشکلات این کشور راه حل پیدا نخواهد کرد، مگر آن که دست اندرکاران این نظام، خود بخواهند به جهل و اوهام خویش فایق آیند، افغانستان و مشکلات آن را در یک آئینه تمام قد بنگرند، اگر نمی‌دانند باید از دانایان استمداد بطلبند، جناب کرزی به جای مشاوران فسیل شده از چند آدم خردمند و دلسوز استفاده کنند تا این کشور بیش از این در گل ناداني او وتيم هم كارش  فرو نرود کارهایي جناب کرزی و حکومت او انجام می‌دهد متاسفانه نه تنها گور خود را به دست خود کندن است كه مردم نيز نا خواسته درآن گور سرازير خواهند شد..