البته اين عنوان واين برداشت داراي كاستي هاي فراوانست كه ازآن در مي گذريم اما پرسشي كه مطرح مي كنيم آنست كه اين گونه برداشت غريب راجناب زاهدي از كجا آورده است؟

    از ظاهر ايه چنانكه معلوم است هيچ اشارتي به جامعه مدني نرفته است. دين شناسان امت  را به معناي دين يا آئين معنا كرده اند  چنانكه خطاب خداوند به حضرت ابراهيم است كه اورا به تنهايي يك امت مي داند و در تعبير جامعه شناسان مانند دكتر علي شريعتي امت يك جامعه ايدولوژيك است كه درراس آن يك امام نشسته است واين امت را رهبري مي كند وامت نيز اختيار خويش را به دست امام سپرده است. دراين نوع جامعه عقل مستقل از رهبري به كلي تعطيل است در حالي كه جامعه ي مدني يك جامعه عقلاني است.

  مورد ديگري كه باز هم مي توان نقدي برآن مقال وارد آورد انست كه به زعم جناب زاهدي جامعه مدني در برابر جامعه توده اي قرار گرفته است . در حالي جامعه مدني درنسبت با حكومت ها مورد توجه است شما هيچ گاه نمي توانيد نسبتي ميان جامعه توده اي وجامعه مدني بر قرار كنيد . زماني كه شما از جامعه مدني سخن مي گوئيد به معناي آنست كه مقومات جامعه مدني فراهم آمده است واين جامعه به حدي از حقوق خويش آگاهي يافته است.

   به نظر مي رسد كه جناب زاهدي جامعه مدني را به نهاد هاي مدني نيز اشتباه گرفته باشند.نهاد هاي مدني نهاد متشكل تر ومنسجم تري هستند كه در قالب احزاب سياسي وتشكل هاي صنفي فراهم مي ايندوسازو كار هايي را ايجاد مي كنند تا بتوانند به حقوقي كه در قانون پيش بيني شده است دست پيدا كنند لذا اين دو يكي نيست.

تاملي ديگري كه باز هم در آنمقاله اهميت داردآنكه  تا هنوز كمتر كسي از ايه موردنظر، معناي جامعه مدني استخراج كرده است  همين كه ازآن ايه معناي جامعه مدني بيرون مي ايد به معناي آنست كه پيش فهم هاي جامعه مدني را همين آروپائيان خواب رفته ارايه كرده اند وقبل از جان لاك كسي ديگري مطرح نكرده بود تا هنوز هم كسي نه مسلمان ونه غير مسلمان نه گفته است كه قبل ازاين فيلسوف غربي، كسي ديگري مطرح كرده باشد. براي ما افغان ها وفارسي زبان ها طرح جامعه مدني بعد از قدرت يافتن سيد محمد خاتمي در ايران بود(1376) كه آن مفاهيم بر سر زبان ها وافتادودهه ها مقاله و مطلب نيز دراين باره نوشته شد وابعاد وزواياي گونا گون آن مورد بحت قرار گرفت. اگرنسبتي ميان دين وجامعه مدني نيز كاويده شد، بعد ازآن حادثه بود كه الحق بسيار مبارك وميمون بود وبركات آن در سراسر جهان اسلام واز جمله افغانستان مورد توجه وامعان نظر قرار گر فت. وليكن ظاهرا جناب زاهدي از سابقه اين مفهوم در ميان افغان ها آگاهي نداشته اند و همانند بسياري از مسلمانان عاشق، هرچه در غرب وكشور هاي پيش رفته پديد مي ايدزود به قرآن مراجعه مي كنند وبعد مي فرمايند كه كشف جديد چند صد سال قبل در قرآن امده است !

   شايد هم جناب زاهدي خواسته باشدبا انتخاب آن عنوان در مقاله اش، نوعي هنجار شكني كندوخدارا يك باره از جايگاه خدايي او به زير بكشدهم سنگ وهم سنخ آدميان قرار دهد وخود زانو به زانوي خدابنشيند، ا ورا موضع ويا مبتكر جامعه مدني معرفي كند و به اروپائيان شماتت كنان نشان دهد كه اين خداي ما است كه قبل از شما اين مفهوم را به ما به وديعت نهاده است  آن گاه كه شما در خوب فرورفته بوديد يا به تعبير داريوش شايگان به تعطيلي تاريخ رفته بوديد خدا جامعه مدني را به ما هديه كرد! اين گونه رويكردبه خدا وتنزل دادن او از جايگاه برين  وبرتراو ست.

  اين گونه تلقي ها وتفسير ها، نه تنها جامعه مدني به ارمغان نمي آورد كه  بساعقل آدمين را نيز زير پرسش قرار مي دهد. از نگاه معرفت انديشان ديني نگاه اين گونه به دين وهمه چيز را دردين جست وجو كردن همان نگاه حد اكثري به دين است كه امروز ه چندان چنگي به دل نمي زند ودرانجمن نوانديشان ديني چندان رنگي ندارد واين به معناي آنست كه جناب زاهدي از دنياي نوانديشان ديني واز قرائت هاي جديد چندان آگاهي نداشته اند

   اين كه جناب زاهدي كوشيده است تمام نيكي هارا به مسلمانان نسبت دهد وغربي ها را از همه مواهب تهي بداند  باز همان نگاه حد اكثري به دين است كه خود را واجد همه خوبي ها  دانستن و پيروان ساير اديان را بي بهره از مواهب شمردن است. ما اگر باورمند به جامعه ي مدني باشيم وآ ن را از جانب خدا نير بدانيم، بايد بپذيريم كه جامعه مدني جامعه پلورال است. اين پلوراليسم هم در درون دين قابل پذيرش است وهم در بيرون دين.  امروز حتا آن" حق "تصلب آميز، تعريف گذشتنه خود را ندارد كه ما مي پنداشتيم كه حق در نزد ما است.تعبير ها وتفسير هاي ايه نشان مي دهد كه جناب زاهدي از تحولي كه در قرائت ديني ايجاد شده چندان توجهي نه كرده اند وبه گفتمان هاي تكثرباور ديني كه از جانب نوانديشان ديني مطرح شده است عطف توجه نه كرده اند وازترك خوردن ديوارقرائت هاي سنتي اطلاعي دردست ندارند واگرنه بعيد بود كه با اين ديد حد اكثر ي به دين مي نگريستند وآنهم در محوري ترين محور آن يعني خدا.

  دررويكرد هاي نوانديشا ديني به دين ، دين نه يك سري گزاره هاي سفت وسخت وانعطاف ناپذيركه منعطف وقرائت پذير تعريف مي شود.  دين نه يك لايه كه به‌اساني بتوان جامعه مدني ازان استخراج كرد كه داراي چند لايه وهر كدام نشان وسمبولي از مفاهيم مقولات فراواني است.همان كه غزالي در قرن پنجم دينداري را به دينداري عوام ، خواص وخواص الخواص تقسيم مي كرد امروز نيز دينداري به دينداري معرفت انديش ومصلحت انديش وتجربت انديش تقسيم پذير است.اگر نسبتي بتوان يافت در ظل وذيل همين اصناف قابل تبيين است. بدين معنا اگر امروز از جامعه مدني سخن مي رود پرسشي كه با خود مطرح مي كند آنست كه جامعه مدني با كدام خوانش دين؟ زيرا هر خوانشي ازدين لزوما با جامعه مدني سازگاري ندارد.

   جناب زاهدي بدين امر تفطن نورزيده است كه يكي از شاخص هاي جامعه مدني حق مداربودن آنست.بدين معنا كه در جامعه مدني

 ميان برده وخواجه، زن و مرد،كافر مسلمان وفقيه وسفيه از نگاه قانون تفاوت نيست. اگر جامعه ي مدني از ايه مورد اشارت استنباط شده باشد وجناب زاهدي همه مقومات جامعه مدني را پذيرفته باشد پس نگاه فقيهان ازدين نگاه نا صوابي است ز يرا اين تفكيك ها و وتبعيض ها در فقه ديني مطرح است وترديد دران نيست.كه ميان مرد وزن كافر ومسلمان وفقيه وغير فقيه حق يك سان نمي توان ديد

   از سوي ديگرمبادي جامعه مدني بر سيكولاريزم واومانيسم  بنايافته است تفكيك قدرت از حكومت؛ وانسان گرايي؛ ايا جناب زاهدي  اين مباني را در نفسير ايه مي پذيرند؟اومانيسم در تفكر غربي انسان به جاي خدا مي نيشيند، ايا ايه ي كه شما بدان اشاره داشته ايد همين مباني را مد نظر دارد اگر چنان باشد خدا خود براي نهي ونفي خودوحي كرده است كه جامعه مدني را بنا نهند؟

   در اخير مي خواهم بدين نكته اشاره كنم كساني كه مي خواهند ميان جامعه مدني ودين نسبتي بر قرار كنند مي كوشند اين نسبت يك روشمند باشد نه اين كه همانند شما يك مرتبه بدون مقدمه ازآسمان پاي در زمين گذارد وپايه گزار جامعه مدني خدارا بداند؟

 با كدام پيش فرضي شما توانستيد به تفسير اين ايه دست پيدا كنيد؛ اين سخن نو انديشان ديني وسخن كساني است كه ميان دين وجامعه مدني وكثيري از مقولات مدرن نسبتي بر قرار كرده اند.

   جناب زاهدي سخن فراوان مي توان گفت ونوشت به خاطرگريز از طولاني شدن ازپرداخت بيشتر پر هيز مي كنم اگر مجالي بود وفرصتي فراهم آمد باز هم دراين زمينه خواهم نوشت، اميد كه ذهن خوانندگان را به مفهوم جامعه ي مدني نزديك تركرده باشد.