گرچه پي‌امد هاي عملي خبرکشته شدن اسامه بن لادن هنوز محرز نيست وليكن پي امد سياسي مهمي را براي مردم وحكومت افغانستان به ارمغان آورد. اول این که گفته شد اسامه بن لادن در پاکستان کشته شده است. دوم این که پناهگاه بن لادن در نزدیکی های پایگاه نظامیان آن کشور بوده است. سوم این که پاکستان درکشتن اسامه بن لادن هم کاری نه کرده است؛ که هر سه گزینه می تواند پيروزي بزرگي در عرصه سياست براي مردم افغانستان باشد

  اولين مورد این بود که اسامه در خاک پاکستان کشته شد یعنی اسامه در خاک پاکستان حضور داشته يامهمان ساز مان استخبارات پاکستان بوده است.وآن سازمان از جان آن تروریست حفاظت می کرده است یا ان که حد اقل محل اختفای آن را به کسی نمی گفته است وبا اطمینان می توان گفت که از محل اختفای آن اطلاع داشته است. انكار پاكستاني ها از وجود مخفي گا هاي القاعده وطالبان در خاك خود ومخالفت با عمليات هاي هوايي نيرو هاي امريكايي پرسش دیگری که ایجاد می كند؛ آن اين كه پاکستانی ها چرا با حملات هوایی ایالات متحده امریکا در خاک خود مخالفت می کنند،ايا واقعا براي پاكستاني ها نقض حريم جغرافيايي آن قدر مهم است؟ اگر نقض حريم آن كشور مهم باشد بايد بكوشد هم از حريم خويش محافظت كند وهم از ورود وخروج نيرو هاي تروريستي جلو گيري نمايد كه دراين سالها هيچ گاه آن گونه نبوده است تا وقتي از طالبان استفاده ابزاري كرده است وسيل طالبان را به سوي افغانستان گسيل داشته  هيچ وقت حريم هوايي براي آن كشور مطرح نبوده؛ اما همين كه حيات وزندگي تروريست ها در خطر قرار مي گرفته حريم جغرافيايي آن همه اهميت پيدا مي كرده كه دست به تظاهرات تصنعي بزند وافكار عمومي را نيزبياشوبد؟  شاید قسمتی از پاسخ را در عملیات نیرو های امریکایی به خاطر کشتن اسامه بن لادن بتوان به دست اورد؛ بدین معنا که ادامه ی عملیات نظامی علیه تروریستان درپاکستان ممکن است سران نیرو های طالبان والقاعده را نشانه رود و تلفات بیشتری برآن نيرو ها تحميل كند ودر نتیجه برگ های برنده ي پاکستانی ها در معامله با غرب وایالات متحده امریکا درآن کشور گرفته شود؛  لذا زمامداران پاکستان پیش ازآن که در اندیشه نقض حریم آن کشور توسط هواپیماهای امریکا باشند بیم  ازان دارند  كه آن مهره هارا از كف دهندُ. تصور مي شود كه پاكستاني ها نگراني هاي پيشتري ابراز كنند ودست به تبليغات بيشتري بزنند تا مانع گسترش عمليات نيرو هاي امريكايي در خاك خود شود.

  یکی از نتایج مهم کشته شدن اسامهبن لادن در پاکستان پیروزی سیاسی برای حکومت ومردم افغانستان بود مردم افغانستان ، جامعه مدنی ونهاد های گونا گون همواره مدعی بودند که جای پای ترویزم را باید خارج از افغانستان جست وجوكرد زیرا تا وقتی که رژیم پاکستان وسازمان استخبارات ان کشور از تروریستان حمایت کند مبارزه با تروریزم در خاک افغانستان راه به جایی نه خواهد برد شاید با کشته شدن اسامه عرق شرم بر جبین نا مبارک سران پاکستان نیز نشسته باشد که با کمال وقاحت وبي حیایی، بودن تروریستان را در خاک خود منکر می شدند وحتا مشرف یک بار گفته بود که اگر ترویستان در خاک آن کشور است ادرس دهید.

 هم چنان که اقای کرزی بعد از کشته شدن اسامه اظهار کرد، بعد ازاین انگشت اتهام به سوی پاکستان بیش از پیش دراز خواهد بود ومجامع بین المللی را وادار خواهدشد که برای مبارزه با ترویزم باید با پاکستان برخورد جدی صورت گیرد. البته تحت فشار قراردادن پاکستان نباید ونشاید که تنها از سوی سیاست مداران کشورصورت گیرد؛ اگر چنانچه مجامع بین المللی ونهاد های حقوق بشری احساس مسئولیت کنند به تحریم همه جانبه آن کشور مبادرت خواهند ورزيد. همان گونه تهاد های حقوق بشري اظهار داشتند؛ پشتبانی تروریستان از کشتن آدم ها در افغانستان وپاکستان مصداق نقض اشکار وصریح حقوق بشر است؛ لذا می طلبد که نهاد های بین المللی حقوق بشر با برخودر جدی  آن کشوررا وادار نماید تا با افشای مخفی گاه های تروریستان هم خودرا ازاین گرفتاری نجات بخشند وهم دنیا وافغانستان را.

 این که گفته می شودکه پاکستانی ها دراین عملیات شرکت نداشته است می تواند هم درست باشد وهم غلط درست بدین معنا که ممکن است افرادی از سازمان استخبارات آن کشور بدون هماهنگی با مرکزیت ان ساز مان  کوشیده باشد با افشای مخفی گاه اسامه با نیرو های امریکایی کمک کرده باشدوقتی پاکستانی ها اظهار داشتند که نیرو های آن کشور با امریکایی ها کمک نه کرده است به معنای آنست که آن کمک ها نهاد مند ودريك هماهنگي ميان اعضاي سازمان استخبارات آن كشور صورت نگرفته است بدین معنا كهساز مان استخبارات آن کشور با یک تصمیم مشترک با همه جانب امريكايي در کشتن اسامه نقش داشته باشند. البته به هر صورت چه آن کمک ها صورت گرفته باشد یانه بر اتوریته وحیثیت سياسي پاکستان در نزد افکارعمومی آن کشور لطمه شدیدي وارد آورده است. به هر حال آنچه ازاهميت برخوردار است وضعيت طالبان بعد از كشته شدن اسامه در افغانستان است. عملياتي كه در خاك پاكستان صورت گرفت واگر بدون هماهنگي با پاكستاني ها انجام يافته باشد مي تواند هوشداري براي پاكستاني ها وطالبان باشد. بلراي پاكستان ازاين جهت كه اگر امريكايي ها خواسته باشند دشمنان خودرا از ميان بردارند بدون هماهنگي وهم كاري نهاد هاي استخبارتي آن كشور نيز مي توانند بدين كار دست يابند لذا پناه دادن ويا هم كاري آن كشور جز آن كه به حيثيت وآبروي آن كشور لطمه وارد آورد دست اوردي ديگري نخواهد داشت. البته تغير جهت نيز نمي تواند آن كشوررا از خطر مصئون ومحفوظ دارد. دومين هوشدار براي سران وسر كردگان طالبان مي باشد كه به هوش باشند كه امريكا يي ها در كشتن آنها هيچ اجازه ودر خواستي از پاكستان نخواهدداشت. اگر ملا عمر قبل ازاين مي پنداشت كه در خاك پاكستان در امنيت به سر مي برد بعد ازاين بايد بداند كه از ميان بردن او وساير سران طالبان كاري دشواري نيست.اسامه كه آن همه فرار وپنهان كاري نتوانست از چنگ امريكايي ها فرار كند، رهبران طالبان كه جاي خود دارند.

   در فرجام مي توان گفت كه كشته شدن اسامه بن لادن براي پاكستان نيز وضعيت اشفته اي رقم خواهد زد؛ديگر سران آن كشور نخواهند توانست به سادگي شانه ازاتهام هاي حكومت افغانستان وجامعه جهاني خالي كند وهمه چيز را انكارنمايد هم چنان كه براي حكومت افغانستان يك پيروزي شمرده مي شود براي زمامداران آن كشور بي شك يك شكست فضاحت بار بود .