عمده ترین محور مذاکرات ایجاد کمیسیون مشترکی بود که اعلام گردید. گرچه کمیسیون مشترك قبلاً میان دو کشور ایجاد شده بود ولیکن همین که شخصيت هاي بلند پايه اي درراس آن قرار گرفته بودنديك گام به پيش تلقي مي شد.

در مجموع نشست ها و نتایج حاصيل از آن مورد توجه رسانه هاي کشور قرار گرفت و امیدواری ایجاد شده بود که پاکستان روی کرد جدیدی را در رابطه با افغانستان در پیش گرفته است. اما چندی نگذشت که خبرها و گزارش هایی در رسانه ها مطرح شد که گویا پاکستان خواسته های را مطرح کرده است که در کنفرانس مطبوعاتی میان سران سیاسی دو کشور هرگز اشاره نشده بود. فهرست خواست هایی که پاکستان مطرح کرده است رقم بلند بالایی را تشکیل می دهد و محوری ترین آن احساس نگرانی آن کشور نسبت به حضور درازمدت ایالات متحده آمریکا در افغانستان است و دیگری سهم دادن پاکستان در همه امور افغانستان ازجمله در استخراج معادن ،تجارت، امنيت وغيره است.آنچه  ازطریق طالبان نتوانست بدان دست یابد؛ اینک می کوشند از طریق سیاسی و بازبان دیپلماتیک به آن هادست پیدا کنند.

 برای بسیاری از مردم افغانستان و رسانه های کشور، اکثریت خواسته های پاکستان امر غیر منتظره ای نیست، پاکستان از آن زمان كه به صورت پاکستان در آمده است تا حال به دنبال برآورده شدن این خواست ها بوده است و آنهم بدان سبب بوده که از زمان جدا شدن آن كشور از هندوستان، آن کشور را همیشه دشمن خود می دانسته است و می کوشیده است افغانستان به عنوان حياط خلوت بیابد که در صورت حمله ي هندوستان، به آن جا عقب نشینی کند، و دوم آن که پاکستان نیازمند تجارت با آسیای میانه است، و می خواهد اموال تجارتی خویش را بدون هیچ مالفی به آن کشور انتقال دهد و بازار های بکر را در اختیار داشته باشد و برای دست یابی به این بازار ها می خواهد حکومتی اما این پرسش مطرح می شود که چرا پاکستانی ها نسبت به حضور دایمی ایالات متحده امریکا نگرانی دارند در صورتی که پاکستان از زمان تأسیس تا هم اکنون از کمک های ایالات متحده امریکا سود می برده است و ارتش پاکستان وابسته به کمک های ایالات متحده امریکا و غرب سرپا ایستاده است؟

با آن که ایالات متحده امریکا همیشه پشتیبانی استراتژیک پاکستان بوده است، این طرفداری و پشتیبانی چه در زمان هجوم اتحاد شوروی سابق در افغانستان و چه بعد از آن همواره ادامه داشته است و امروز کمک های ملیارد دالری از امریکا به پاکستان سرازیر می شود و حتا گاهی چنین گفته می شود که، وجود پاکستان به عنوان یک کشور وابسته به کمک های ایالات متحده است و اگرنه، پاکستان چنان نیروهای مرکز گریز دارد که اگر آن کمک ها نبود، ساختار سیاسی پاکستان امروز تجزیه شده بود.

بنابر این مجموع از گزینه ها و مولفه های ریز و درشت نشان می دهد که پاکستان شدیداً به امریکا وابسته است.

اما برخی تحلیل گران بدین باوراند که بررغم نزدیکی ایالات متحده امریکا به پاکستان همین که میان واشنگتن ودهلي رابطه ی گرمی ایجاد شده است و امریکا در مسایل هسته ای هندوستان كمك مي كند، برای پاکستانی ها غیر قابل قبول است زیرا پاکستان به هندوستان به دید دشمن طبیعی می نگرد و همیشه نسبت به آن کشور با سوی ظن برخورد کرده است. پاسخ به این نگرانی هاي پاکستان برگرفته از وضعیت درونی ارتش آن کشور در یک سوي و رابطه ي گرم ایالات متحده امریکا با هندوستان از سوی دیگر است.

زمامداران پاکستانی می پندارند که حضور درازمدت ایالات متحده امریکا در افغانستان تاثیر شگرفی بر پاکستان خواهد گذاشت وقتی ایالات متحده امریکا در افغانستان پایگاه دایمی ایجاد کند، مستلزم آنست که عناصرمختل  كننده امنیت افغانستان جدی گرفته شود، عمده ترین عامل مخل امنیت نیز جز ارتش پاکستان و سازمان استخبارات وابسته به آن ارتش نیست،  سازمانی که تا هنوز با گسیل داشتن افراد طالبان توانسته است در امنیت افغانستان ایجاد کند و پرستیژکار آمد ي ارتش ایالات متحده امریکا را زیر سوال ببرد. آنچه نگرانی های پاکستان از حضور ایالات متحده امریکا نامیده می شود سخنان بی بنیادی است که پاکستانی ها ابراز می دارند، پاکستانی ها همیشه از آخور غرب خورده است و فربهي وپرباری آن نیز از کمک های غرب است. اگر نگرانی هم وجود داشته باشد به معنای آن نیست که حضور ایالات متحده امریکا به ضرر پاکستان است، بلکه نگرانی از آنست که سازمان استخبارات پاکستان در مظان اتهام جدی قرار گرفته است و در نتیجه پاکستانی ها را مجبور کند که بازنگری جدی را نسبت به ترکیب استخبارات آن کشور روی دست گیرند.

البته قرینه های نیز وجود دارد که پاکستان را بیش از پیش تحت فشار قرار خواهد داد، اظهارات مایک مولن رئیس مشترک ارتش امریکا از پاکستان و اظهار نظر های صریح او در رابطه با سازمان استخبارت آن کشور واشكار شدن سند محرمانه اي  مبنی بر حمایت استخبارات پاکستان از سازمان های تروریستی از مواردی است زنگ خطر را برای پاکستاني ها به صدا در آورده است، در صورت تثبیت پایگاه دایمی امریکا در افغانستان، صدای این زنگ گوش سیاست مداران پاکستانی را را بیش از این خواهد آزرد و آن کشور مجبور است که به این صدا هاعکس العمل نشان دهد

به هر حال خواسته هاي پاكستان در هخرد صورت آن براي مردم افغانستان وكومت افغانستان اسارت آور است آنچه پاكستان در طي تلاش هاي نيم قرن خويش نتواتنست بدان ها دست يابد اين به بهانه تشويق طالبان به صلح آن خواسته هار مطرح مطرح كرده است. اين نكته رانيز نبايد نا گفته گذاشت كه كه برآورده شدن خواسته هاي مطرح شده پاكستان دران بسنده نخواهد كرد بلكه خواسته هاي بيشتري مطرح خواهد نمود.