خوردن از آخور غرب واز توبره شرق!!
1-مخالفت با ايجاد پايگاه دايمي امريكا در افغانستان
2-گرايش به سوي چين به جاي امريكا
3-تضعيف جبهه مقاومت ضد طالبان درداخل حكومت
4-كاهش دفاتر نمايندگي هندوستان در افغانستان
5-اخراج بلوچ هاي پاكستان از افغانستان
6-اشتراك سران قبايل آن سوي مرز در لوي جرگه اي كه قرار است به خاطر تائيد يا رد ايجاد پايگاه دايمي امريكا در افغانستان تدوير گردد
7-سهم دادن پاكستان در استخراج معادن افغانستان
8-مشخص شدن سهم جلاالدين حقاني در قدرت
9-نقش پاكستان در انتخاب وزرايي امنيت
گرچه اين خواست ها هنوز ازسوي حكومت افغانستان تائيد نشده است وليكن اين نگارنده فرض را براين مي گذارد كه اين خواست ها از سوي پاكستاني ها مطرح شده باشد؛ مي كوشد علت وانگيزه هاي نهفته دراين خواسته هارا مورد ارزيابي قرار دهد وبه عنوان يك فردرسانه اي ديد ونظر خويش را در پيوند با اين خواست هاي احتمالي بيان دارد.
براي روشن شدن انگيزه هاي نهفته دراين خواسته ها دوگونه مي توان ربرآن درنگ كرد. نخست اين كه هركدام ازان را درنظر گرفت وروي هركدام تحليل وتبصره كرد وبا يك ديدژرف كاوانه نگريست كه غرض ازطرح اين خواسته ها چيست؛هم چنان مي توان باور كرد كه آخرين خواست ان كشور همين هايي است كه مطرح كرده است؛ چنان چه اين خواستها بر آورده شود آن كشور ديگر خواست هاي قابل طرح نداشته باشد ؟ وهم چنان چگونه مي توان بر سياست مداران پاكستاني اعتماد كرد وگفت كه آخرين حد خواسته هاي پاكستان همين ها است يا آن چه گفته شده است مقدمه واغاز يك سلسله خواست هاي ديگري است كه در صورت پذيرفتن اين خواسته به ميان مي ايد يا اين كه صرف عملي شدن آين گونه خواست ها، خواسته هاي بالاتر ي با خود همراه دارد ؟
د وم آنست كه با يك ديد كلي به خواست ها نگريست وآن گاه از مجموع اين ها به نتيجه گيري دست برد. در هر حال ما نياز مند تحليل وتبصره فراوان روي هركدام ازاين خواسته ها هستيم .
اولين پرسش اين گونه مطرح مي شود كه چرا پاكستان با ايجاد پايگاه دايمي امريكا در افغانستانت مخالف است در حالي كه تا هنوز بيشترين امكانات اقتصادي ازآن كشور دريافت كرده است. چنانچه گفته مي شود كه در صورت كاهش كمك هاي ايالات متحده امريكا ارتش آن كشور با دشواري هاي فرواني مواجه خواهد شد؟
پاسخ آنست كه پاكستان بررغم ادعاي رسمي اي كه دارد هنوز دلبستگي به افغانستان دارد و اهدافي كه توسط طالبان به واقعيت نه پيوست، وافغانستان جز كنفدراسيون پاكستان قرار نگرفت، اينك آن تلاش به صورت ديگر وازراه هاي ديگر مي خواهد دنبال شود. پاكستاني ها بدين فكر اند كه در صورت حضور ايالات متحده امريكا در افغانستان وايجاد پايگاه دايمي،امريكا نا گزير است كه به برخي خواسته هاي افغانستان تن در دهدوآن را بر آورده كند، همان خواسته هايي كه آقاي كر زي به برخي ازآنها اشاره كرده است ازجمله مهم ترين آن مي توان تامين امنيت سراسري در كشور را نام برد. پاكستناني ها فكر مي كنند كه امريكايي ها براي ماندن در منطقه بايد بهاي آن را بپردازنذ وامنيت افغانستان راجدي بگيرند وبراي ايجاد امنيت بايد دنبال ريشه هاي امنيت باشند كه در آن صورت اولين كشور ي كه مورد سوي ظن قرار مي گيردوتاوان مداخله هاي خودرا مي دهد پاكستان است؛ بنابراين اگر پاكستاني ها به خواست هاي ايالات متحده امريكا تن در ندهد درآن صورت پاكستان ازدو جانب تحت فشار قرار خواهد گرفت؛ يكي اين كه فشار هاي نظامي برآن بيشتر خواهد شد از سوي ديگر كمك هاي اقتصادي ايالات متحده امريكارا از دست خواهد داد. لذا پاكستاني ها بودن دايمي امريكارا در منطقه مخل بر آورده شدن اهداف خويش در افغانستان مي بيند لذا مي كوشند كه آن كشور در افغانستان پايگاهي نداشته بياشد.
اما برخي تحليل گران برخي ازين پيشنهاد هارا بيانگر حرامزادگي هاي سياست مداران پاكستاني به حساب مي آورند براي اين كه پاكستاني ها مي دانند كه حكومت افغانستان پيش نهاد آن هارا با ايالات متحده امريكا در ميان خواهد گذاشت لذا كوشيده اند با مطرح كردن، آن توجه بيشترامريكايي هار ا به خود معطوف دارند وبفهمانند كه در صورت عدم توجه ايالات متحده امريكا به ان كشور پاكستان به سوي چين گرايش پيداخواهد كرد وجايگاه امريكا درآن كشور تنزل خواهد نمود. واين نمونه هم از آخور وهم از توبره خوردن است.
بيم ديگري كه بازهم پاكستاني ها ازآن رنج مي برند؛ موقف ممتاز هندوستان در مجامع بين المللي است؛ ازيك سو كار نامه نسبتا در خشاني در رعايت حقوق بشر از خود نشان د اده داست از سوي ديگر يكي از كشور هاي باثبات در منطقه است وعمده تر ازآن اقتصاد رو برشد هندوستان در ميان كشور هاي جنوب شرق اسياست كه مورد توجه كشور هاي غربي قرار گرفته است. از وقتي پاكستان در صدد تروريست پروري بوده تا بتواند ازاين راه به منافع كلان سياسي دست پيدا كند هندوستان به عنوان رقيب عمده اي پاكستان كوشيده است ازراه كمك ها ي فني واقتصادي مردم افغانستان را ياري رساند لذا وجود وحضور هندوسنتان در افغانستان وكار هاي صادقانه اي كه تا هنوز در افغانستان انجام داده است براي پاكستاني ها غير قابل تحمل است.لذا كم كردن نقش هندوستان براي پاكستان از اهميت استراتژيك برخوردار است. بر نتابيدن حضور هندوستان در افغانستان به چندطريق تا هنوز مطرح شده است؛ عمليات انتحاري بر سفارت هندوستان در كابل، عمليات انتحاري بر اتباع آن كشور، اختطاف مهندسان هندي در برخي ولايت ها، تاكتيكگ هايي بوده است كه پاكستان براي كم كردن نقش هندوستان ومطرح كردن خود انجام داده است. اگر گاهي ديده مي شود كه مقام هاي پاكستاني از ترانزيت كالاهاي تاجران افغاني جلوگيري مي كند ومي كوشد تا با انواع حيله ها مانع ورود آن كالاها شود، روي ديگري از سكه است كه مي خواهد درجه اهميت خويش را دراقتصاد وتجارت افغانستان نشان دهد در مجموع رويكرد پاكستان در قبال هندوستان كم كردن نقش آن كشور در افغانستان ودر منطقه بوده است.
براي آن كه اين مقال به درازا نكشد وبه نتيجه گيري بپردازيم مي توان چنين گفت كه گرچه
خواسته هاي پاكستان هر كدام به صورت مجزا طرح شده است اما اگر نيك نگريسته شود هر كدام همانند تار تسبيح بهم پيوسته است وبه يك منبع ختم مي شود وان استيلاي پاكستان بر افغانستان وايجاد يك منطقه امن براي خود است.
در فرجام اين مقال مي افزائيم كه اگراين طرح ها از سوي پاكستاني ها مطرح شده باشد گذشته ازاين تحليل هايي كه برآن صورت گرفت؛حماقت پاكستاني هارا نيز به نمايش مي گذارد بدين معنا كه حكومت پاكستان هميشه ازدست داشتن در تجهيز وتدارك طالبان انكار كرده است وقتي كه اين گونه خواست ها مطرح مي شود به معناي آنست كه پاكستان وقتي طالبان را مهار خواهند كرد كه اين خواسته هاي آن كشور بر آورده شود در غير آن صورت افغانسنتان هم چنان نا امن خواهد بود.
به هر حال اگر مقام هاي افغانستان اين پيشنهاد هارا تائيد مي كرد آنگاه مطالب ومسايل جديد ي درارتباط با نحوه برخورد مقام هاي كشور بدان مورد بحث قرار مي گرفت حال كه انكار صورت گرفته است اميد است كه حكومت افغانستان با چشم باز به مسايل بنگرد منافع مردم كشور را وجهه المصالحه با پاكستان قرار ندهد.