پاکستان؛ کمیسیون مشترک وچشم انداز صلح
از سخنان هردو جانب معلوم شد که فراتر از آنچه حدس زده می شد سخناني میان طرفین جریان داشته است و آنچه اقای کرزی و صدراعظم پاکستان در آن نشست اظهار داشتند، تبین یک رویکرد جدید پاکستان در قبال صلح در افغانستان بود. البته هر دو طرف اظهار و احساس خوش بینی کردند که قرار گرفتن چهره هاي جديد وموئثر درراس کمیسیون مشترک بتواند گامی در جهت رفع خشونت و ایجاد صلح در دو کشور بردارد. توضيح اين كه کمیسیون مشترک میان دو کشور از قبل ایجاد شده بود و لیکن آنچه اهمیت دارد سپردن مسؤولیت آن کمیسیون به افرادی صاحب صلاحیت بیشتر است؛ که مسؤولیت کمیسیون را از جانب پاکستان شخص صدراعظم آن کشور به عهده خواهد داشت. این گفت و گوها وقتی اظهار شد که چند روز قبل از آن اقای زرداری در یک اظهار نظری گفت که جنگ در افغانستان به ضرر پاکستان تمام می شود.
گرچه برخی تحلیل گران و صاحب نظران این گفت و گو ها را مثبت ارزیابی کردند وآن را یک قدم مؤثر و مثبت در راه مبارزه با تروریزم خواندند و لیکن در میان این تحلیل ها نمی توان از شک و تردیدها چشم پوشید و آنان را در روابط دو جانبه از نظر دور داشت. اولین پرسش این گونه مطرح شد که آیا رویکرد جدید پاکستان بر اساس خواست درونی و ناشی از ضرورت های سیاسی- امنیتی آن کشور است که در پیش گرفته شده است یا آن که علل و انگیزه های بیرونی آنان را وا داشته است که رویکرد جدید را در پیش گیرند؟
هر کدام از رویکردها پیش فرض ها و پیش زمینه های خاص خود را دارد و اگر چنان رویکرد جدید بر اساس تحلیل و دریافت های مقام هاي پاکستان بود باید برای اثبات صداقت خویش گام هایی را در این راستا بر می داشت واولین گام، انحلال شوراهای طالبان است که در شهرهای پاکستان وجود دارد، از جمله این شوراها، به شورای کویته، پشاور می توان اشاره کرد که از جانب طالبان اداره می شود و مسؤول جذب و تجهیز طالبان است و سخنگویان طالبان معمولاً از همان پایگاه ها و جایگاه ها سخن می گویند و اعلام موضع می کنند.
دو؛ این که گفته می شود که برخی سران طالبان متمایل به حکومت افغانستان هستند و مایل اند که با مقام های حکومت افغانستان بحث و مذاکره کنند؛ اما آن تعداد از سوی حکومت پاکستان به ویژه از طرف سازمان آی اس ای آن كشوردر زندان به سر می برند و یا آن که در چنان محدودیت قرار گرفته اند که امکان ارتبا ط آنها با حکومت افغانستان میسر نیست. لذا حکومت پاکستان می توانست با رها کردن آن ها و یا زمینه سازی برای ایجاد ارتبا ط آنها، گامی اندكي بردارد تا حد اقل صداقت خویش را نشان داده باشد. از آنجایی که همیشه ميان سخنان مقام های پاکستاني و عمل شان تناقض و تباین وجود داشته است، این بار نیز آن سخنان را جدی گرفته نشد؛ودر میان تحلیل گران و رسانه های کشور ما چندان مورد توجه قرار نگرفت و پاره ای از تحلیل گران نه تنها حرکت پاکستانی ها را یک رویکرد جدید ندانستند که آن را بازي جدید مقام های آن کشور به حساب آوردند.پاره اي از تحليل گران اظهار داشتند که آنچه مقام های پاکستان را وادار به اتخاذ موضع جدید کرده است بر چند علت استوار است.
1- فشارهای سنگین امریکا و غرب بر پاکستان: حکومت افغانستان، پاره از شخصیت های سیاسی و نهادهاي مدني بارها اعلام کرده اند که افغانستان محل تولید و ترویج تروریزم در منطقه نیست؛ باید تروریستان را خارج از افغانستان یافت و با آن ها به مقابله پرداخت، این سخنان بارها از جانب مقام های غربی نیز مطرح شده بود و هم مقام های امریکایی و هم انگلیسی از وجود طالبان و القاعده در خاک پاکستان خبر داده بودند و همراه با این اظهار نظرها، فشارهای زیادی نیز بر پاکستان وارد می شد تا دست از حمایت طالبان بردارند. این روند گویا پاکستاني ها را به این نتیجه رسانده است که با تغییر تاکتیک، هم ازفشارهای سیاسی بکاهند و هم جذب کننده ای کمک های مادی و اقتصادی غرب باشند. اعلام موضع جدید در حقیقت قانع کردن شرکای غربی آن کشور و اطمینانی خاطری برای آن ها شمرده می شد تا جدیتی در راه مبارزه با تروریزم.
2- مورد دیگری که بازهم ممکن است پاکستان را وادار ساخته باشد تا موضع جدیدی اتخاد کند، زمزمه ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان است، اگر چنین اتفاقی بیفتد و دفتر سیاسی طالبان خارج از پاکستان ایجاد شود، تمام امتیازهايي كه تا هنوز پاكستان ازآن بر خوردار بوده اند از دست پاکستان گرفته خواهد شد و دیگر دست آویزی برای گرفتن آن امتياز ها نخواهد داشت. لذا اعلام رويكرد جدید آنست که به جهانیان بفهماند که پاکستان یک طرف درگیر در قضیه افغانستان نیست بلكه بی طرف است تا افغانستان اطمینان بر بی طرفی آن کشور پیدا کند و امتیازهای لازم سیاسی از حضور طالبان در آن کشور به دست آورد.
مورد دیگری که برخی تحلیل گران بدان اشاره کرده اند، آنست که پاکستاني ها اکنون دریافته اند که نیروهای غربی به ویژه امریکایی ها با ایجاد پایگاه دایمی در افغانستان خواهند ماند. لذاآن كشور دريافته است تا سیاست های خود را با بودن پایگاه دایمی امریکا در افغانستان عیار سازد و دندان طمع از افغانستان بعد از نيرو هاي بين المللي بر كند و تصور نكنند که با رفتن نیروهای غربی بازهم افغانستان جولانگاه پاکستانی ها خواهد شد و بار دیگر منطقه ای امنی برای آن کشور خواهد بود. به هر حال ديد گا ه هاي متفاوت در افغانستان ناشي از عملكرد منفي پاكستان در گذشته وعدم اطمينان به سخنان مقام هاي پاكستان است وبراي اطمينان يافتن از صحت وسقم گفته هاي مقام هاي پاكستان بايد منتظر نشست تا ديده شود كه عملكرد مقام هاي آن كشور چگونه خواهد بود