همكاري استراتژيك ،منافع وضررها
اما آنچه كه اين سند باعث نارضايتي هاي برخي ها شده است ومي شود در كجا است؛ آيا اين جمع با ديد كار شناسانه بدين سند نگريسته اند؛ مفاد ومضار آن را در نظر داشته اند وآن گاه اظهار راي ونظر كرده اند يا آن كه صرف از شكل وقيافه امريكايي ها خوش شان نمي ايد بااين سندازدر مخالفت بر خاسته اند؛ و يا ان كه حضور امريكايي هارا مخالف منافع خويش تشخيص مي دهند وباور د ارند تا وقتي امريكا در افغانستان حضور ونفوذ داشته باشد اب خوش از گلوي اين جماعت نيز بهاساني نخواهد گذشت؟
برخي ها هم ومترصد هستند بتا بدانند كه شاهين ترازو كدام طرف لنگر مي كند اگر طرف موافق بيشتر بود طبعا طرفداري خويش را اعلام خواهند كرد واگر مخالف زياد بودطبيعي است كه مخالفت خواهند كرد واين گروه در حقيقت همان حزب باد هستند كه هر طرف باد وزيد همان طرف حركت مي كنند. گذشته ازاين مخالفت ها وموافقت هاي غير كار شناسانه اي كه بدون تامل صورت مي گيرد ايا وجود پايگاه هاي امريكا در افغانستان به نفع كشور تمام مي شود ويا به ضرر ؟
البته اين پرسش وپرسش هاي مشابه با برخي پيش فرض ها قابل پاسخ يافتن است؛ اول اين كه ما وضعيت كشور خودرا بشناسيم،به توانمندي ها ونا تواني ها ي خود درامر دفاع از سرزمين وامنيت خود وقوف يابيم. نيت هاي همسايگان خويش را نسبت به خود دريابيم،وگذشته اي تاريخي خودرا يك بار ديگر با دقت مرور كنيم ، اسيب پذيري كشور از همسايگان خودرا درك كنيم وهم چنان منظر يا ديد گاه خودرا نسبت به تحولات جهان تغير دهيم، به دنيا، ازديد كلاسيك ننگريم،منافع خويش را دردنياي به هم فشرده ودر هم تنيده در نظر بگيريم. در گذشته ها هويت ها در داخل جغرافياي محدود تعريف مي گرديد ومشخص ترين ومحوري تري هويت به حساب مي امد؛ ا ما امروز امنيت ، اقتصاد ، سياست،هويتها چنان متكثر ومتنوع شده و همه به هم چنان به هم گره خورده اند كه نمي توان مرز بندي هاي سنتي را معيار وملاك قرار داد وبدان معيار به داوري نشست.گاهي وقت ها اظهار نظر هايي صورت گرفته است كه براي نگارنده اين سطور تعجب آور بوده است از جمله اين كه گفته مي شو(گاهي) كه بايد به جاي نيرو هاي غربي مثلا نيرو هاي كشور هاي اسلامي بيايند. شايد كساني كه اين سخن را مي گويند، منطقي با خودداشته باشند وليكن نگارنده منطق نهفته دراين پيش نهاد يا نظر را نيافتم. زيرا تنها عاملي كهحكومت يككشوررا وا مي د ارد كه به كشور هاي ديگر سرباز بفرستند يا منافع مستقيم اقتصادي دارد ياان كه تعهدات بين المللي آن را وادار مي سازد كه بدر قالب سربازان حفظ صلح به كشور هاي ديگر نيرو اعزام كنند؛ بنابراين براي كشور ي كه ميزبان وپذيراي سر بازان كشور خارجي است تفاوتي ندارد كه مسلمان باشد يا غير مسلمان چون در چهار چوب وظايفي كه بدان محول شده است عمل مي كنند؛ لذا براي كساني كه دنيا را -همانند گذشته- به دو اردو گاه دارالاسلام ودارالكفر تقسيم بندي مي كنند وهنوز به همان ملاك هاي گذشته باور دارند؛ ماندن نيرو هاي غربي وامريكايي غير قابل پذيرش است ونمي توانند بپذيرند كه كافران! در خانه شان باشد. اما وجود نيرو هاي امريكايي براي بخشي ديگر نيز قابل پذيرش نيست آنا ن كه اندكي ملي مي انديشند ووجود نيرو هاي غربي را خلاف عرق ملي خود مي دانند شايد باحضور نيرو هاي غربي موافق نباشند.
به هر حال سخن اصلي انست كه بايد تشخيص داد كه حضور نيرو هاي امركايي در افغانستان به نفع كشور است يا به ضرر كشور؟چون غير از منافع اقتصادي ، سياسي وامنيتي هيچ چيز ديگر براي مردم نبايد مطر ح باشد.
آن چه اقاي كرزي در نشست خبري تاكيد كرد به نظر مي رسد امر معقول ومورد پسندي است؛ يعني گرفتن امتياز هاي مطلوب در كشور. حال وقتي لويه جرگه نيز تدوير مي يابد بايد به همين مواردي كه رئيس جمهور اشاره داشته اند تاكيد صورت گيرد تا امتياز هاي بيشتري از امريكايي گرفته شود كه بي شك يكي ازان امتيازها ايجاد امنيت در كشور است.ما بايد باور كنيم وتاريخ كشور ما نيز گواه اين واقعيت است كه محاط به خشكه هستيم وهمسايگان ما نيز طماع وزياده خواه. هيچ گاه ديده نشده است كه همسايگان ما خواهان خير وصلاح ما بوده باشند.در صورت نداشتن قدرت به ما ضربه نزده باشند، هميشه از خلاهاي موجود كشور سوي استفاده غير موجه كرده اند وهميشه كوشيده اند از وجود اقوام وقبايل سوي استفاده كنند، وهميشه دست يكي را به گريبان ديگري افگنده اند وهميشه آتش نفاق را مشتعل نگاهداشته اند.اين ارامش كنوني اتش ها ي زير خاگستر پنهان است كه به محض خروج نيرو هاي خارجي، باز هم تيغ ها از نيام بركشيده مي شود وتب حق خواهي ها ي قومي داغ مي گردد وباز هم در خرابي و ويراني يك ديگر مبادرت مي كنيم.وقتي امروز با ده سال قبل رامقايسه مي كنيم در وضعيت اجتماعي ما نه تنها بهبود حاصيل نشده است چه بسا پس رفت هم كرده ايم. نگارنده دربرخي نوشتهئهاي قبل نيز اشاره داشته است كه وضعيت كنوني كشور ورح حاكم بر جامعه ما يك روح قبيله ا است. ما تاريخ سه صد ساله داريم وليكن وضعيت اجتماعي كشور تغير نيافته هنوز در پيله قبيله زندگي مي كنيم وتمتم دغدغه ها ودل مشغولي هاي نيز رسيند قبيله وقوم ما به قدرت است، مي كوشين قبيله ما بر صدر بنشيند وما مي خواهيم رئيس قبيله باشيم هنوز مردم ما ومردم ديگر مي گوئيم، هنوز هويت محوري ما هويت قومي است. دين ، مذهب هويت بعدي وثانوي مار شكل مي دهد وهنوز خودرا با هويت هاي مدرن معرفي نكرده ايم. علت تامه اين همه عقب ماني آنست كه متاسفانه از كاروان تمدن بشري عقب افتاده ايم. وعلت العلل همه نيز آن بوده است كه علوم جديد در كشور جايي براي خود نگشوده است ودر نتيجه به صورت طبيعي باقي مانده ايم آنان كه با حضور ديگران مخالفت مي كنند بر اساس همين ذهنيت هاي قبيلوي مخالفت مي كنند وهم چنان مي خواهند همين ذهنيت هم جنان باقي بماند.دريك نتيجه گيري مي توان گفت كه در شرايط كنوني حضور نيرو هاي خارجي به نفع كشور است وبايد ازاين فرصت سود جست وبا منطق وعقلانيت با اين فرايند برخورد ودر غير آن به بلاهاي گذشته مبتلا خواهيم بود.