باور برآنست که همین تعداد نیروهای موجود که تا مرز صدوشصت هزار نفر می رسد از کیفیت متناسب برخوردار نيست؛ بی سوادی، آلودگی به مواد مخدر، و فراراز وظيفه از عمده ترین چالش هایی است که فرا روی نیروهای امنیتی کشور قراردارد. چالش دیگری که برخی مقام های مسؤول نظامی بدان اعتراف کرده اند؛ عبارت از پایین بودن انگیزه های لازم برای نیروهای امنیتی درمقابله با مخالفان حکومت است که می تواند نیروهای نظامی رابيش از    پيش شکننده کند.

برای هر یک از چالش ها می توان راه بیرون شدي را در نظر گرفت. با بی سوادی می توان با یک حرکت مثبت و موثر مبارزه کرد.براي پاك كردن  نیروهای مسلح از مواد مخدر نیازمند انضباط و مراقبت بيش تري است که صاحب منصبان و درجه داران با جدیت می توانند با آن به مقابله برخیزند و آن را به حد اقل برسانند. اما آنچه مهم ترین چالش شمرده مي شود، فرار سربازان و عدم انگیزه است که می تواند مشکل عمده به حساب آید، این کاری است که از عهده ي درجه داران وصاحب منصبان اردوی ملی بر نمی آید برای آن كه ايجادانگیزه و جلوگیری از فرار سربازان راهبرد هاي ديگري لازم دارد كه با انضباط نظامي قابل حل نيست . شايد بتوان بر برخي ازاين مشكل فايق آمد وآن سپردن امنيت به دست نيرو هاي داخلي است اما اين تمام مشكل را تشكيل نمي دهد بايد علت هاي ديگري جسته شود .بدون شك برخي ازاين چالش هابا دست سياست مدارن كشور قابل حل است .اما مشكل اين جا است كه تشخيص اين درد ويافتن راه حل از ذهن سياست مداران كشور تراوش مي كند وهم چنان سیاست مداران کشور بدین امر وقوف دارند و این چالش را جدی تلقی می کنند یا خیر؟

  واقعیت آنست که سیاست مداران و نخبگان سیاسی کشور فا قد درک و توانایی تحلیل وضعیت کنونی کشور است اگر چنانچه این گونه نبود و ذهنیت شفاف تر و مدنی تری از سیاست نزد سیاست مداران کشور وجود داشت، امروز کشور، از پیشروان و پیش قراولان دموکراسی در منطقه بود. چرا بعد از گذشت ده سال از حکومت آقای کرزی هنوز بازی های سیاسی رنگ قومی دارد، عنصر قومیت و انحصار طلبی رنگ خود را برهمه روابط زده است، و هر کدام می کوشند با در دست داشتن این اهرم به جایگاه ها و مناصب سیاسی دست پیدا کند.

بعد از گذشت ده سال کم ترین ذهنیتی مثبتی نسبت به آینده وجود ندارد؛ وقتی که این ذهنیت وجود داشته باشد، مناصب حکومتی بر اساس قومیت تقسیم شود، هر وزارت خانه ، نمود انحصار طلبی های قومی باشد، بازهم می توان انتظار داشت که عسکر و سربازی با دیدن این واقعیت های تلخ و یا با شنیدن آن انگیزه لازم در مبارزه با تروریزم داشته باشد؟ حتا با طالبانی که دشمن تمام مردم افغانستان است با دید قومی نگریسته می شود، برخوردهای چند گانه مقام های حکومتی و شخص کرزی با طالبان بي شك بيانگر مواضع وديد گاه هاي قوم مدارانه است. سخن گفتن با لحن های گوناگون و موضع گیری هاي  پا رادوکسیکال شخص رئيس جمهور در مواجه با طالبان بیانگر عدم شفافيت مقام هاي حكومتي در مبارزه با تروريزم است.

وقتی سربازی می بیند که هم سنگرانش توسط نیروهای تروریست طالب به شهادت می رسند؛ اما از جانب حکومت واکنش متناسب و مناسب داده نمی شود و از آنهابا نام برادر و غیره یاد می شود چه انگیزه برای سرباز باقی می ماند که در برابر آن نیروها بجنگد؟

فساد گسترده در دستگاه دولت یکی از علل دیگری است که باعث زوال انگیزه و اندیشه در میان سربازان و اردوی ملی می شود.

هرکس در هرکجا وقتی دست به کاری می زند، این انتظار را دارد که بتوانند در روند کلی نظام سازی موثر باشند و راهی به سوی آینده ای نیکوتر باز كند. اگر کسی خون خویش را در کف گیرد و برای امحای دشمنان کشور تلاش ورزد و در این را حتا جان بسپارد ولیکن آینده ای بهتری را درانتظار فرزندانش نباشد بازهم آیا انگیزه ای باقی خواهد ماند که آن سر بازخالصانه و صادقانه بجنگد؟

 درک همه این واقعیت هاو تلاش در راه زدودن آنست که می توان انگیزه های لازم ماندن و جنگیدن در برابر طالبان را ایجاد کرد. این امر به دوش حکومت است. اگر حکومت بتواند مبارزه ی جدی با بازی های قومی صورت دهد، و مناصب حکومتی بر اساس شایستگی ها تقسیم شود، ضوابط قانونی بر روابط خویشاوندی الویت و ارجحیت پیدا کند، می تواند یک گام مهمتر برای ایجاد انگیزه در میان سربازان و افسران نظامی و امنیتی کشور باشد.

قدم دوم آنست که حکومت از دشمن تصویر روشنی ارایه کند، سربازی که می جنگد بفهمد که با یک فردی می جنگد که حیثیت اورا خدشه دار ساخته است نه با برادر وهم وطن خود. وقتي كرزي به طالبان جنايت كار برادر خطاب مي كند؛ اين تصوررا -متاسفانه ندارد- كه بداند بلند ترين مقام حكومتي با كدام لحن سخن مي گويد وسخنانش چه تاثيري بر سر بازان كشور خواهند گذاشت.وقتي سربازي كه از جنوب وشرق كشور در صفوف اردوي ملي قرار گرفته اند زماني كه رئيس جمهور طالبان را برادر خود مي خواهند چه انگيزه اي براي سر بازباقي خواهد ماند؟ اقاي كرزي اگر مي دانست كه تاثير اين گونه سخن گفتن بر سر باز افغانستان بيشتر است تا طالبان دقت بيشتر مي كرد وبا اين لحن سخن نمي گفت. سربازی که می داند بیش از شصت فیصد تلفات ملکی از سوی مخالفان مسلح حکومت صورت گرفته است و لیکن حکومت بازهم به عنوان های برادر، قوم و خویشاوند می خواند چه انگیزه ای برای سرباز باقی خواهد ماند که در جبهه گرم مقاومت کند و در برابر دشمن بجنگند؟ از یک سو عوامل طالب در گوشه و کنارکشور دستگیر می شوند و به زندان می افتند که باید محاکمه شوند و به جزای لازم برسند، اما برخلاف انتظار از سوی حکومت رها ساخته می شوند و باز هم در سنگرهای طالبان قرار می گیرند و بار دیگر بر ضد نیروهای کشور می جنگند.

گرچه برخی ها باور دارند که سپردن مسؤولیت امنیت کشور به نیروهای داخلی درایجاد انگیزه نقش مهم و برجسته دارد ولیکن باید بار دیگر متذکرشد که هیچ پدیده ی در کشور بی ربط و گسسته از هم نیست. هر قدمی که در راه محو قوم گرایی های افراطی برداشته می شود، هر وزارتی که مشارکت همه اقوام را در خود تبارز می دهد و هرگامی که در راه محو فساد اداری، اجتماعی و سیاسی برداشته می شود؛ پشتوانه های عظیمی برای نیروهای مسلح و در نتیجه برای تأمین امنیت پایدار ایجاد می کند، بنابر آن باید واقعیت های اجتماعی را در پیوند با یک دیگر ارزیابی و تحلیل کرد و برای بهبود وضعیت امنیت در کشور نباید از هیچ کدام آن غفلت ورزید.