استقرار موشك هاي امريكا در لهستان نيز ازمورد ديگري بود كه روس ها مواضع سخت وانعطاف نا پذ يري اتخاذ كردندكه بر خي رسانه هايبين المللي در ان وقت از اغاز جنگ سرد جديد سخن مي گفتند؛ اما ديري نپائيد كه امريكايي ها بادادن امتياز هايي روس ها از موضع خود عقب نشانيد وبعد ازان سرو صداي روس ها خاموش شد ودگر سخني بزبان نراندند

 .وقتي سخن از پايگاه دايمي امريكا در افغانستان به ميان كشيده شد باز هم روس ها يك بار وزودترازديگران عكس العمل نشان دادند ووجود پايگاه دايمي را غير قابل قبول خواندند. اين در حالي است كه روسيه از مرز افغانستان كيلو متر ها فاصيله دارد وخطري هم كه احيانا متوجه آن كشور گردد مستقيم نخواهد بود؛ اما چون روسيه هنوز خودرا برادر بزرگتر كشور هاي اسياي ميانه به حساب مي آورد؛ بدين لحاظ مي كوشد مواضع كشور هاي همسايه افغعانستان رابيان دارد،

 دوم اين كه معلوم نيست كه روسيه واقعا دليل قانع كنندهي براي رد پايگاه دايمي امريكا در افغانستان  دارد يا‌ان كه خواهان گرفتن امتياز از امريكايي ها مي باشد؟

  هنوز سخنان روس ها از گوش هابيرون نرفته است كه اين بار سر وكله محمد نجار وزير كشور ايران در افغانستان پيدا شد او كه درروز سه شنبه به دعوت همتاي افغاني خود وارد افغانستان شده بود دريك نشست خبري اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران مخالف ايجاد پايگاه دايمي امريكا در منطقه است او افزود كه امريكايي هر جاي رفته اند نا امني وتروريزم را با خود برده اند

.البته مواضع اعلام شده مواضع حكومت ايران هم است يعني رژيم ايران وجود پايگاه هاي امريكا در افغانستان را بر خلاف منافع ملي كشور خود مي داند وبا ايجاد اين پايگاه مخالف است، حتما مواضع پاكستان نيز دراين پيوند منفي است  زيرا اگر امريكا در افغانستان نبود امروز طالبان تمام افغانستانرا به تسخير خودد اشت ونه از فرهنگ افغاني چيزي مانده ونه از گذشته ونه هم از حال. پس اين امريكايي ها بوده است كه از بسط نفوذ طالبان جلو گيري كرده است؛ لذا پاكستاني ها هيچ گاه خوش نمي دارندكه افغانستان پايگاهي براي امريكا در منطقه باشد. از سوي ديگر وجو د پايگاه دايمي امريكا در افغانستان زمينه هاي تقويت حكومت مركزي را فراهم مي آورد هر گاه حكومت مركزي قوي ونيرو مند در افغانستنان وجودداشته باشد بيشك پاكستاني ها به مقاصد خود نخواهد رسيد بنابراين قابل درك است كه پاكستان مخالف حضور نيرو هاي امريكا در افغانستان باشد.اما دراين گيرودار ميان همسايگان؛ افغانستان در كجاي اين بگو مگوها قرار دارد؟

 يك پرسش هميشه در ذهن نگارنده وجودداشته است كه چرا همسايگان افغانستان انتقاد هاي خارجي ها را به عنوان مداخله در امور كشور مي دانسته اند ومي  دانند؛اما  وقتي نسبت به افغانستان سخن گفته اند همواره همانند يك قيم سخن مي گويند؟ همين چندي پيش بود كه يكي از نهاد هاي بين المللي  از حصر خانگي سران اصلاح طلب رژيم ايران انتقاد كرد؛ اما حكومت ايران به جاي جواب قانع كننده پاسخ داد كه خارجي ها نبايد در امور داخلي ايران دخالت كند آنچه در ايران مي گذرد مسايل داخلي خود ايران است وربطي به خارجي ها ندارد. اگر حصر خانگي چند آدم كه بنده خدا هستند وبه گفته سعدي كه از يك پيكرهمه انسانها هستند؛ مربوط به خود ايران باشد. موافقت با پايگاه نظامي ويا رد آن مربوط به حكومت افغانستان وسازو كار هاي خود افغان ها نيست؟

چرا هر چه درداخل كشور هاي همسايه صورت مي گيرد مربوط خود شان است؛ اما هر چه در افغانستان شكل مي گيرد مربوطبه همه كشور هاي منطقه مي شود؟

    ايا افغانستان داراي استقلال سياسي نيست ؟ ايا افغانستان  داراي حكومت مركزي نيست ؟آيا افغانستان حق حاكميت ملي ند ارد؟اگر پاسخ بدين پرسش ها مثبت است پس اين همسايگان با چه عنواني به صورت صاف وپوست كنده با ايجاد پايگاه داخل افغانستان به مخالفت بر مي خيزند. چرا اين حق مسلم ومسجل را كه از آن حكومت افغانستان است براي افغان ها به رسميت نمي شناسند؟چرا فكر مي كنند كه افغان ها بايد براي آنها زندگي كنند؟ مگر ما افغانها سال هاي درد ورنج و نا كامي ونا امني را ازياد برده ايم كه همين همسايگان دلسوز از كشته هاي ما پشته ساختند؛ مگر مردم افغانستان ازياد برده اند كه همين همسايگان مارا به جان هم انداخته بودند ما يك ديگررا مي كشتيم ؤانها قهقه اي مستانه مي زدند؟مگر همين همسايگان به هردو طرف منازعه اسلحه به صورت مجاني نمي گذاشتند؟ مگر ايران براي منافع خويش به جنايت كاران طالب اسلحه نمي دهد؟ مگر طالبان در پايگاه قدس ايران آموزش نمي بينند؟ تا هنوز چندين بار مهمات واسلحه ي ايراني در مرز هاي دوكشور به دست‌نيامده است ؟آن سندي كه مقام هاي ايران مي گويد چيست؟ وقتي ماموران ايران مهاجرين را به گلوله مي بندد وفيلم ان توسط تلويزون پخش مي شود سفارت ايرتان به توجيه گري نمي پردازد؟  اين ها نمونه هاي خردي از دخالت هاي نابجاي جمهوري اسلامي ايران در امور افغانستان است.پاكستان كه وضع مشخصي دارد ونياز نيست كه درباره آن توضيح داده شو. لذا سخن اصلي آنست كه چرا حكومت افغانستان هميشه چشم دردهان همسايگان دوخته باشد وبنگرد كه همسايگان افغانستان چه افاضات مي فرمايند؟ چرا افغانها بر اساس منافع ملي خود ، خود به ا تخاذ تصميم نپردازند،چرا قواي تشخيص افغان ها آن قدر ضعيف باشد كه همسايگان براي ما تصميم بگيرند.مردم افغانستان ، رسانه هاي كشور از حكومت افغانستان اين درخواست را دارد كه بايد ساز وكارهايي كه در قانون اساي افغانستان پيش بيني شده است بايد فراهم ايد وازطريق اين ساز و كارها تصميم  نهايي گرفته شود كه ايجاد پايگاه دايمي در كشور مفيد است يا مضر؟ افغانستان پايگاه نظامي دامريكارا در خاك همسايگان افراز نمي كند تا همسايگان افغانسان بدان موافق باشد يا مخالف؟ اگر افغان ها اراده واختيار خودرا دردست همسايگان دهد بي شك همسايگان افغانستان نا آرامي، زبوني وذلت افغان هار مي خواهد وافغانستان، مخروبه وفاقد هر گونه توانايي را بيشتر مي پسندند تا افغانستان ارام با ثبات وداراي يك حكومت قوي مركزي،بنابراين آنچه بردولت مرداتن افغانستان لازمست آنست كه در اين مواقع حساس وسر نوشت ساز اراده وخواست ملي را به نمايش بگذارند.