لذاازبدو تشکیل نشست لندن به صورت متداوم زیگنال منفی پراگنده اند وگاه آن را توطئه ودسیسه نیز خوانده اند. اما برخی دولتی هابدون آن که به ابعاد آن نشست توجه کرده باشند ورا های عملی شدن ان را موشگافی کرده باشند ودشواری های آن را ارزیابی کرده باشند بسیار خوش بینانه بر خورد کرده اند وچنان تبلیغ نموده اند که گویا صلح دردروازه های خانه ای افغان ها ارسیده وواین افغان هاست که باید دروازهارا بگشایند وعروس صلح واشتی را در اغوش گیرند . اما وقتی کف ها از روی حقیقت بر داشته می شود هستند کسانی که که دنیارا همانند مخالفان اقای کرزی پاک نه سیاه سیاه می بینند نه هم هماند دولت اقای کرزی خوش بینانه به داوری می نشینند. این گروه  وقتی بهمشکلات فراراه دولت کرزی ومسایل حاد داخلی رامی نگرندوفساد گسترده دراین ادارات را مشاهده می کنند گمان براین می برند که نخستین گام در جهت صلح با طالبان مسلح، داشتن یک حکومت سالم حد اقلی است که از مرده کفن نه دزدد .وقتی اقای کرزی ندای صلح سر می دهد هر ادم عاقل دراین سر زمین بدان ندا بدیده ای مثبت می نگرند وبه این می اندیشند که جنگ وخون ریزی وخشوت راه حل دشواری های این کشور نیست .اما این جنگ چگونه خاتمه بیابد در حالی که گرو ها یی وجود دارد که در قالب دولت اقای کر زی کار می کنند اما بیشترین عایدات شان از قاچاق مواد مخدر تامین می شود . آن گرو ها یا اشخاص چگونه رضایت می دهند که این دولت راه صلح با طالبان را بپیوندد گرچه مشکلات فراوانی درراه دایجاد صلح دراین کشور وجود دارد اما عمده ترین سئله ای در داخل کشور صلح را تهدید می کند بودن گرو ه هایا افراد با نفوذی هستند که ازراه مواد مخدر امرار معاش می کنند اگر دولت بخواهد قدمی دراین راه بردارد نخستین گام آن خواهد بود که دست این گروه هاراقطع کند .چندی قبل والی ولایت هلمند دریک اظهار نظری گفت که بدون محومواد مخدر وقطع ید قاچاق چیان ازاین کشور صلح بر قرار نخواهد شد. اگر هر آدمی این سخن را گفته بود ممکن بود در صحت ان شک کرد اما وقتی والی هلمند ان سخن را برزبان می راند به معنای آنست که ازنزدیک این وضعیت را دیده وبرآن وقوف دارد.

   اقای کرزی بار ها اعلام داشته است که ما با سران طالبان می نشینیم یا جرگه ای صلح تشکیل می دهیم وامر تامین صلح با طالبان را به آن جرگه می سپاریم این در حالیست که سران طالبان هر کدام به نوبه ای خود اعلام داشتند که در صورت بودن نیر و های خارجی در کشور به روند صلح نه خواهند پیوست. سر کرده ای جنایت کاران تسلیم شده به دولت یعنی داملا ضعیف نیز درمیز گردی که در یکی از تلویزیون های خصوصی بر گزار شده بود به صراحت اعلام کرد که طالبان نمی تواند به جرگه ی صلح بپیوندد زیرا قانون اساسی افغانستان مورد تایید ما نیست آن قانون از سوی امریکایی ها وبا فشار خارجی ها درست شده است این علایم نشانه هایی است که نشان می دهد که طالبان به این سادگی دست از مخالف ومعاضدت بر نخواهند داشت وآن چه دولت اقای کرزی می پنداشت که می تواند با سران ان گروهپشت میز مذا کره بنشیند نیز رویایی بیش نخواهد بود.گرچه این گونه تردید ها از سوی دوستان خارجی افغانستان نیز ابراز شده بود حتا قبل از تدویر کنفرانس لندن وزیر خارجه ی  انگلیبس ،ملاعمر را تروریست خوانده بود ووزیر خارجه ای امریکا نیز چندان به پیوستن ملا عمر وسایر سران طالبان با بد بینی نگریسته است لذا راهی که فراراه دولت اقای کرزی باقی می ماند آنست که به افرادی از طالبان که جنایت نکرده اند این فرصت فراهم شود تا به آغوش مردم بپیودد واسلحه برزمین گذارند اما آنچه ازسوی کمیسیون صلح انجام یافته تاهنوز زیاد مطلوب وموثر نبوده است .

   بر خی گزارش ها می رساندذ که بر خی سران طالبان وقتی به دولت پیوسته است ؛به جای آن که ازان ها تقدیر شود ومورد حمایت قرار گیرند وزندگی حد اقل انان تامین شود به حال خود رها شده اند وهیچ کمکی به انها صورت نگر فته وهمین امر باعث شده است که آنان یا بدلیل بی اعتنایی دولت یا از ترس طالبان یا به خاطر گرسنگی ومشکلات اقتصادی بار دیگر به سوی طالبان رفته اند..سلاح بر دوش گرفته اند ونا گزیر شده اند که با دولت بار دیگر ازدر مخاصمت در ایند  ملامحمد از همان طالبانیست که یکی از ژور نالیستان خارجی شرح زندگی اورا نوشته است که در مطبوعات کابل تر جمه وچاپ شده است .بنا براین اگر پشت سر تصمیم دولت اراده ای قوی در کار باشد واقای کرزی بخواهد بخشی از طالبان را جذب کند باید گروهی که ایجاد می شود از رشد فکری وتقوای سیاسی واقتصادی بر خوردار باشد واز دل جان صلح وامنیت را خواستار باشند. نه آن که کسانی درراس این امر مهم قرار داشته باشد که ازمرده کفن بدزدد .

ملیون پول مصرف شود اما یک سوم آن درراه تامین صلح به مصرف نرسد

 دومین گام در ایجاد صلح با آن گروه وبه تحلیل بردن قوای آن پرداختن به باز سازی  وایجا د تسهیلات بررای مردم است. مقام های دولت اقای کرزی بارهااعلام داشته اند که بسیاری از افرادی که به طالبان پیوسته اند بیشتراز آن که به ایدولوژی طالبان وابسته باشد نظر به مشکلات اقتصادی ونیاز مندی های مادی به طالبان پیوسته است بنابراین اگر دولت بخواهد از لشکر طالبان بکاهد ویا راه های افزایش نیرو های طالبان را ببنددباید گام های نخست را بردارد آنهم چیزی نیست جز ان که کمک کند به مردم  وتسهیلاتی را فراهم کند ودرراه باز سازی مناطق محروم کشور تلاش ورزد اما با تاسف که تا هنوز دولت افغانستان دراین راه چندان توفیق نداشته است.