سياست هاي يك بام ودوهوا!!
پرسشی دیگری که به میان می اید آنست که این گونه موضع گیری ها برای آنست که خارجی ها وادار سازد تا اشتباه دیگری مرتکب نشود یا این که اقای کرز بدین توهم است که در حدی ازقدرت رسیده است که می تواند در برابر خارجی چنین عکس العمل جدی نشان داده شود؟ برخی افواهاتی که منتشر می شود انست که این گونه موضع گیری ها ناشی از توهمی است که حکومت افغانستان گرفتار آنست . گفته می شود که حکومت دافغانستان دستوري را به مقام های بالای حکومت ارسال کرده است که با خارجی ها از موضع قدرت سخن بگویند ودر برابر پیشنهادهای خارجی ها کوتاه نیایند علت هم آنست که اقای کرزی گفته است که ما به قدر کافی معدن زیر زمینی داریم ونیاز نمی بنیم که با کشور های خارجی از موضغ ضعف بر خورد کنیم. دلیل دیگری که شاید اقای کرزی را وادار كرده باشد كه این گونه موضع گیری كند.زمینه سازی برای بیرون رفتن نیرو های خارجی از افغانستان طی چهارسال اینده است. این سخن به معنای انست که اقای کرزی از مدت ها بدین سو تغیر موضع داده است ومی کوشد رابطه ای گرم تر وصمیمانه تری با همسایگان افغانستان داشته باشد؛ برای این که این فرایند برای همسایگان قابل قبول باشد،باید اقای کرزی چنان موضع گیرد تا تنش حکومت با نیرو های غربی را بر جسته نشان دهد؛ تا همسایگان بدانند که واقعا اقای کرزی ازچنان تهور وشجاعتی بر خوردار است که می تواند با همسایگان داخل معامله شود وتوجه آنا ن را جلب کند. اما اگر این دلایل کافی نیست علت اساسی چه می تواند باشدزیرا:
اشتباه از سوی نیرو های امریکایی همیشه بوده است بیشترین اشتباه درزمان اقای بوش صورت می گرفت ولیکن بر عکس امروز واکنش مقام های افغانی چندان جدی نبود واز بسیار ی اشتباهات نیز به آسانی می گذشتند؛ اما دراین اواخر بويژه اززمانی که دموکرات ها روی کار آمده است هر اشتباه امریکایی ها با بوق وکر نا مطرح می گردد، پس نتیجه ای که می توان توان گرفت انست که اصل جان هم وطنان مازياد مطرح نیست بلکه استفاده های ابزاری وسیاسی ازاین گونه اشتباهات است که این همه در بوق کرنا دمیده می شود وهم چنان حکومت می کوشند تا آن حادثه راهر چه پررنگ وعمده تر نشان دهند چنان که حتا مردم حوادث مشابه در گوشه وکنا ر کشوررا که توسط طالبان صورت می گیرد از یاد ببرند. در همین اشتباه اخیر شهزاده مسعود وزیر مشاور اقای کرزی در راس هیئتی عازم کنر شد وضمن بازدید از ولایت کنر گزارشی مفصلی نیز ارایه کرد ودر گزاش اقای مسعود تعداد شصت نفر کشته وده نفر هم زخمی اعلام شده است. این که گزارش چقدر صحت دارد یانه سخن دیگری است اما لحن گزارش بسیار غیر دوستانه وتحریک کننده است.در حالی که جنایات طالبان که درولایت هم جوار کنر صورت گر فته است چندان باز تاب نداشته است وکسی هم حاضر نشدکه درباره آن تحقیق کند همین برخورد های دوگانه ودل ازارحکومت دررابطه به کشتار هم وطنان می باشد که پرسش بر انگیز می شود که چرا اقای کرزی شدت عمل به خرج نمی دهد ودر برابر طالبان مواضع قاطع تر وشدید تر اتخاذ نمی کند. البته این به معنای قطع مذاکر ه وبستن دروازه صلح در افغانستان نیست. اگر نیت این باشد که حکومت افغانستان با این گونه عملکرد خود جنایات ضد انسانی طالبان را سر پوش بگذارد یا بکوشد جنایت این گروه مزدوررا ازیاد وخاطره به فراموشی بسپارد به نظر می رسد که آب در هاون می کوبد؛ زیرا کینه وحقدی که مردم افغانستان نسبت به این گروه مزدور دارند بسیار دشواراست که بتوانند جنایات این گروه را فراموش کنند. حتا صلح با طالبان نیز یاد وخاطره جنایات هولناک وضد انسانی آن گروه را ازیاد نخواهد برد.
به هر حال امید آنست که حکومت اقای کرزی در جهت عقلانی کردن سیاست های کشور باشد با سر نوشت مردم نمی توان با احساسات خام وغیر عاقلانه برخورد کرد. این نگارنده بار ها تکرار کرده است بازهم متذکر می شود که عاقلان به منافع خویش می اندیشندکه کدام رابطه به نفع افغانستان است . عقل حکم می کند که نباید اشتباه نیرو های خارجی مارا از کشور هاي غرب دور کند وما هم با سیاست های غیر عاقلانه به همسایگان تکیه کنیم، بدین پندار باشیم که تكيه به همسايه مار به ساحل نجات نزديك مي كند. همسایگان ما همین هایی هستند که درتاریخ افغانستان بوده اند وهمیشه مواضع خصمانه داشته اند همین چند روز پیش بود که اعلام شد که ایران برای نیرو های القاعده وارد معامله شده است وبرای رهایی قونسول خود که توسط القاعده در پاكستنان به گرو گان گرفته شده است سلاح های زمین به هوا می دهد. یعنی ایران برای بر آورده شدن منافع سیاسی خود با القاعده معامله می کند. از قديم گفته اند كه نيك بختان با ديگران تجربه مي كنند وبد بختان سر خود. چرا بد بختي ونكبت تاريخي بر ما ببارد؟
وضعيت كنوني ما چيزي نيست جز ان كه بار نكبت وادبار حكومت هاي گذشته را به دوش مي كشيم چرا حكومت سياستي رادرپيش گيرد كه بار نكبت آن را نسل كنوني واينده به دوش خويش حمل كنند؟ بايد انتقاد كرد وبايد متذكر شد اما اين تذكر وانتقاد نبايد مارا واردار سازد كه منافع ملي خويش ر ازياد ببريم.