پاره ی تحلیل گران بدین باوراند که مخالفت ها با ایجاد پایگاه های نظامی در کشور با انگیزه های گونا گون ابراز می گردد.برخی کشور های همسایه را بهانه می آورند وبدین می اندیشند که ایجاد پایگاه دایمی امریکا در افغانستان باعث عکس العمل شدید همسایه های افغانستان خواهد شد ودر نتیجه نا امنی در کشور افزایش خواهد یافت. برخی نیز وجود پایگاه دایمی در افغانستان را وابستگی  به کشور های غربی می دانند ودوست نمی دارند که افغانستان بار دیگر به عنوان یک کشور تحت استعمار (به گفته مخالفان ایجادایگاه)شمرده شود.

   برخی چهره های جهادی بدین پندار هستند که آنها درراه ازادی این کشور تلاش کرده اند ودر نتیجه این کشوررا آنها از چنگال وسلطه ی خارجی ها رهانیده اند؛ وحال هم می پندارند که وجود نیرو های خارجی در حقیقت مبارزات آنان را بی ثمر خواهد کرد ازین رومی کوشند ازدر مخالفت درآیند تا نام وعنوان شان هم چنان محفوظ بماند. اما این که این گونه مخالفت ها توام با دقت وتامل همراه باشد جای تردید جدی وجوددارد؛ زیرا حضور دایمی نیرو های امریکایی در افغانستان آن چنان که خود امریکایی ها عنوان داشته اند مبتنی بررضا ورغبت افغان ها خواهد بود اول باید افغان ها خود بنشینند وجود وحضور نیرو های خارجی را سبک وسنگین کنند وبنگرند که رفتن یا ماندن، کدام به نفع افغان هااست هر کدام به نفع افغانستان بود همان راه را در پیش گیرند.اما اغلب سران جهادی عقل شان تحت تاثیر احساسات شان است . موضع گیر ی های شان نیز قبل ازاین که بر عقلانیت انها استوار باشد ومنافع کشور را در نظر داشته باشند بر احساسات خام آنان استوار است ازاین روست که نمی توان روی موضع گیری های آنان حساب کرد. ازسوی دیگر بسیاری ازاین گونه آدم ها نمی دانند که در چه موقیعیتی قرار دارند وباید چگونه موضع گیری کنند. اسماعیل خان وقتی بر پشت منبر خطابه قرار گرفته است بدین تصور بوده است که هنوز امیر هرات است ویا بالاتر از امارت یکی از قوماندن های خود مختارجهاد در آن قلمرو است .اگر او می توانست درک کند که در کابینه اقای کرزی حضور دارد وتمام تصمیم گیر ی ها باید هماهنگ با کلیت حکومت باشد این گونه سخن نمی گفت ومی کوشید بیندیشد آنگاه سخن گوید تا سخن به گزافه نگفته باشد.دلیل یا دلایلی دیگری نیز برعکس العمل منفی برخی سران جهاد می شمارند آن این که برخی سران جهاد بررغم گذشت زمان وتغیر گفتمان جهاد هنوز می پندارند که حکومت حق آنها است واین نیرو های امریکا وغربی است که آنان را از محبوب ومعشوق خود(قدرت)دور کرده است.هر گاه نیرو های امریکایی به صورت دایمی در کشور مستقر گردد همانا دامن مقصود بر ای همیشه ازچنگ آنان بیرون خواهد رفت وعروس قدرت در آغوش این دامادان پیر نخواهد نشست. ازاین جهت است که می کوشند قبل ازان که دیر شود اظهار نظر کنند تا شاید بر  خی اذهان ساده ای دیگر را نیز بر اشوبند وبا خود همراه کنند تا مخالفت ها به صورت گسترده تر وهمگانی تر ابراز گردد

 گرچه هنوز اشكار نشده است كه مخالفت با پايگاه نظاتمي امريكتا با چه انگيزه صورت مي گيرد وليكن واقعيت آنست كه در هيچ كشوري ايجاد پايگاه نظامي يا رد ايجاد آن بر اسا منافع همسايگان افغانستان صورت نمي گيرد وضعيت اشفته كنوني وسخنان پر ابهام اقاي كرزي نشان ازاين امر مي دهد كه هنوز افغانستان راهبرد  خارجي خويش را تدوين نكرده است. در كجاي دنيا كسي سراغ دارد كه كشوري براي منافع كشور هاي همسايه راهبردي را در پيش گرفته باشد يا‌آن را در كرده باشد ودر هر كشوري سياست گزاري هاي دراز مدت يا كوتا مدت بر اساس منافع همان كشور شكل مي گيرد . تا هنوز كسي نشنيده است كه عربستان سعودي با كدام همسايه خود به مشورت پرداخته باشد كه اجازه پايگاه نظامي امريكا در آن كشور را بدهد يا ندهد. قابل ياد آوري است كه سه كشور مسلمان نشين خليج فارس پايگاه هاي نظامي امريكارا در خود جاي داده اند وبدين تصور اند كه وجود پايگاه هاي امريكا آن كشور هارا از خطرات احتمالي محفوظ مي دارد. حتا وجود آن پايگاه ها چنان پذيرفته شده است كه مردم آن كشور ها نيز درحوادث اخير وجود پايگاه هاي امريكارا زير سوال نبرده است وبر ضد آن شعار نداده است  لذا مي توان وجود پايگاه نظامي امريكا در افغانستان را با ديد ديگر نگريست. امروز امنيت وثبات كشور ها كلاف هاي درهم تنيده اند نمي توان وجود وحضور كشورهارا با ديد گا هاي گذشته ي سنتي نگريست وهمان ديد گاه هارا هم اكنون نيز تعميم داد واقعيت انست كه حضورنيرو هاي خارجي در افغانستان قبل ازان كه به نفع افغانستان باشد به نفع خود آن كشور ها است . حال بايد افغانستان نيز قبل ازاين كه بهانه همسايه ها ومسايل ديگررا مطر ح كنند بايد به اين امر وقوف يابند كه ايا حضور نيرو هاي خارجي در افغانستان به نفع افغانستان است يانه ؟  واكنش هاي مثبت يا منفي اي كه ابراز گرديده است متاسفانه بر خاسته از يك دور انديشي نبوده است