پاره ی تحلیل گران بدین باوراند که مخالفت ها با ایجاد پایگاه های نظامی در کشور با انگیزه های گونا گون ابراز می گردد.برخی کشور های همسایه را بهانه می آورند وبدین می اندیشند که ایجاد پایگاه دایمی امریکا در افغانستان باعث عکس العمل شدید همسایه های افغانستان خواهد شد ودر نتیجه نا امنی در کشور افزایش خواهد یافت. برخی نیز وجود پایگاه دایمی در افغانستان را وابستگی  به کشور های غربی می دانند ودوست نمی دارند که افغانستان بار دیگر به عنوان یک کشور تحت استعمار (به گفته مخالفانایجادایگاه)شمرده شود.پاره ای نیز با استناد به کتاب وسنت وجود نیرو های خارجی را خلاف اسلام می دانند  لذا برای آن که تدین ودل بستگی خویش را به دین نشان دهند می کوشند با ایجاد پایگاه نظامی در کشور به مخالفت بر خیزند.اما پرسشی دیگری که دراین راستا مطرح می شود، آنست که این بهانه ها ویا علت تراشی ها چقدر مبنای استدلالی داردوچقدر برروی این گونه مسایل دقت صورت گرفته است. ایا این همه سخن گفتن بر اساس دلایل وبر هان اقامه می شود یا این که صرف احساسا ت خام است  که بیشتر برای نمود خود واظهار تشخص عرضه می گردد؟

   برخی چهره های جهادی بدین پندار هستند که آنها درراه ازادی این کشور تلاش کرده اند ودر نتیجه این کشوررا آنها از چنگال وسلطه ی خارجی ها رهانیده اند؛ وحال هم می پندارند که وجود نیرو های خارجی در حقیقت مبارزات آنان را بی ثمر خواهد کرد ازین رومی کوشند ازدر مخالفت درآیند تا نام وعنوان شان هم چنان محفوظ بماند. اما این که این گونه مخالفت ها توام با دقت وتامل همراه باشد جای تردید جدی وجوددارد؛ زیرا حضور دایمی نیرو های امریکایی در افغانستان آن چنان که خود امریکایی ها عنوان داشته اند مبتنی بررضا ورغبت افغان ها خواهد بود اول باید افغان ها خود بنشینند وجود وحضور نیرو های خارجی را سبک وسنگین کنند وبنگرند که رفتن یا ماندن، کدام به نفع افغان هااست هر کدام به نفع افغانستان بود همان راه را در پیش گیرند.اما اغلب سران جهادی عقل شان تحت تاثیر احساسات شان است . موضع گیر ی های شان نیز قبل ازاین که بر عقلانیت انها استوار باشد ومنافع کشور را در نظر داشته باشند بر احساسات خام آنان استوار است ازاین روست که نمی توان روی موضع گیری های آنان حساب کرد. ازسوی دیگر بسیاری ازاین گونه آدم ها نمی دانند که در چه موقیعیتی قرار دارند وباید چگونه موضع گیری کنند. اسماعیل خان وقتی بر پشت منبر خطابه قرار گرفته است بدین تصور بوده است که هنوز امیر هرات است ویا بالاتر از امارت یکی از قوماندن های خود مختارجهاد در آن قلمرو است .اگر او می توانست درک کند که در کابینه اقای کرزی حضور دارد وتمام تصمیم گیر ی ها باید هماهنگ با کلیت حکومت باشد این گونه سخن نمی گفت ومی کوشید بیندیشد آنگاه سخن گوید تا سخن به گزافه نگفته باشد.دلیل یا دلایلی دیگری نیز برعکس العمل منفی برخی سران جهاد می شمارند آن این که برخی سران جهاد بررغم گذشت زمان وتغیر گفتمان جهاد هنوز می پندارند که حکومت حق آنها است واین نیرو های امریکا وغربی است که آنان را از محبوب ومعشوق خود(قدرت)دور کرده است.هر گاه نیرو های امریکایی به صورت دایمی در کشور مستقر گردد همانا دامن مقصود بر ای همیشه ازچنگ آنان بیرون خواهد رفت وعروس قدرت در آغوش این دامادان پیر نخواهد نشست. ازاین جهت است که می کوشند قبل ازان که دیر شود اظهار نظر کنند تا شاید بر  خی اذهان ساده ای دیگر را نیز بر اشوبند وبا خود همراه کنند تا مخالفت ها به صورت گسترده تر وهمگانی تر ابراز گردد.

 آنان که پای خدا ،دین وپیغامبر را در میان می اورند ووجود کافران را دردارالاسلام بر نمی تابند پنداشته می شود که ازدنیا ومافیها صرف خود وشکم مبارک خودرا می شناسند؛ نمی دانند که همین ارتش کفر مدت ها است که درسر زمین کعبه وبه تائید خادم الحرمین برای حفظ کیان کشور اسلامی حضور دارند نه درانجا دین خدا در خطرقرار گرفته است ونه هم مرقد پیامبر او مورد توهین وتحقیر واقع شده است ونه هم ماندن ورفتن ارتش یک کشور خارجی ربطی به اسلام دارد . وقتی مردمی تشخیص دهند که رفتن یا ماندن نظامیان یک کشور خارجی به نفع یا ضرر کشور است ان گاه تصمیم می گیرند که ان نظامیان بروند یا بمانند. البته قابل گفتن است که حکومت هایی که از  عقلانیت بر خوردار هستند وسیاست برای آنها بازیچه اذهان وافکار عوام الناس نیست؛ می کوشند اول منافع کشوررا تشخیص دهند وآنگاه با سازو کار های مناسب تائید نمایندگان مردم بگیرند. اما در کشور ما که حکومت آ نه از عقلانیت برخوردار است ونه هم می کوشد براین وادی گام نهد؛ به جای استفاده از عقل بر احساسات خام بر خی روحانیان ساده دل سوارمی شود تابه مقصد برسد کار ی که اقای کرزی با ایجا دادگاه ویژه راه انداخته است وعملا کشور را به سوی پرتگاه می کشاند شکی نیست که باز هم ازاین گونه کم عقلی ها مرتکب شود واین بار تصمیم را به دوش علمای قرن حجرشورای صلح بیندازد که همه پول هارا خراب کند.مقدماتی که فراهم شده است واظهرا نظر هایی که صورت می گیرد گویای آنست که اقای کرزی زمینه را برای فراهم می کند تا تنش های خود وعرب را اززبان برخی سر ان جهادی بیان کند. شورای صلح  در هفته ای گذشته اعلام داشت که تلفات مردم بر اثر حملات نیرو های خارجی بیشترازحملات مخالفان مسلح دولت است این اظهار نظر هازمانی بیان می گردد که برخی نهاد های بین امللی تلفات وارده از سوی مخالفان مسلح را به مراتب بیشتر از نیرو های خارجی می داند. پس این گونه اظهار نظر ها برای آن ابراز می گردد که اذهان عمومی را بر نیرو های خارجی بشوراند ودر نتیجه امکان موافقت با پایگاه دایمی نیرو های خارجی کمتر شود.

  البته وجود نیرو های خارجی به صورت دایمی در  افغانستان به سود قوم گراها ونژاد پرستان نیز نیست؛ زیرا وجود نیرو های خارجی می تواند رونددموکراتیکدر کشوررا تقویت کند ودرنتیجه قدرت قومی به نفع روند دموکراتیک تغیر یابد.لذا این طیف نیز بر نمی تابندکه نیرو های خارجی در افغانستان باقی بماند ودر نتیحه حضو رنیرو های قومی کاسته شود.وقتی پرسونل یک وزارت بیش از نود فی صد از سرخ رود جلال اباد باشد ووزارت کاملا شکل وقیافه قبیله گرفته باشد؛ قبیله گرایان چگونه راضی خواهد شد که روند دموکراتیک در کشور ایجاد وتقویت گردد.

  به هر حال مخالفت با ایجاد پایگاه دایمی امریکا در افغانستان هیچ بار منطقی وعقلی ندارد وبا هیچ بهانه ای نمی توان این فرصت از مردم گرفت. هنوز مردم فراموش نکره اند که همین سران جهاد وقتی تحلیل می کردند اظهار می داشتند که بعداز خروج اتحاد شوروی از افغانستان غربی ها افمار را به حال خود رها کردند ودر نتیجه مداخله های همسایگان شروع شد. بر سر افغانستان روز گاری آمد که باید نمی آمد. حال که نیرو های غربی خود حاضر به ماندن در افغانستان هستند مخالفت با این نیرو ها چه دلیل منطقی می تواندداشته باشد؟