روزی اگر زور مداران  وفرماندهان نظامی از طریق گلوله وتفنگ می کوشیدند مناصب دولتی را اشغال کنند وازاین طریق به منافع خویش دست پیدا کنند؛ اما امروز برخی چهره های ناکام انتخابات با سپر ساختن مردم وبه صحنه کشاندن آنها خوستار احراز کرسی نمایندگی مردم می باشند.نا فرمانی مدنی یک امر مسلم وپذیرفته شده است ودر نظام های دموکراتیک از اصالت وارزش برخوردار می باشد ؛اما وقتی فقرفرهنگ دموکراتیک وجودنداشته باشد همین ارزش مدنی راه به بیراهه می پیماید ودر جهت اهداف شخصی به کار بسته می شود . این هارا گفتیم تا به انتخابات دور دوم مجلس نمایندگان اشارتی داشته باشیم  واز ناشکیبایی جمعی از راه نیافتگان دوردوم مجلس نمایندگان سخن به میان آوریم که چگونه صبر وشیب از کف داده اند وملتهبانه دست تظاهرات وراه پیمایی گشوده اند وبه زعم خویش درصدد احقاق حق خویش اند این گروه بیش از هر پرسش دیگر این پرسش را درذهن متبادر می سازند که دل این جمع وجماعت برای خود شان بیشتر سوخته است تا مردم؛ زیرا کسانی که در سمت نمایندگی مردم انتخاب شده اند ممکن است کار آیی بیشتری نسبت به جماعت معترض داشته باشند وبیشتردرصدد احقاق حق مردم باشند وقتی این ذهنیت ایجاد گردد کسانی که پای بند به ارزش های دموکراتیک است به خاطر وطن ومردم دست ازتبلیغات می کشند ولب از اعتراض فرو می بندند وپای در خیابان های شهر نمی گشایند وبه نتایج انتخابات گردن می گذارند تا چهره های جدید با راهکار های جدید تر در صحنه حضور یابند ودرراه ارزش های دموکراتیک گام نهند،لذاچگونه  می توان فراهم آمدن جمعی منفعت جوی،خود مدار ومن محور را توجیه کرد که به نام مردم برای منافع شخصی خویش تلاش می ورزند ؟ این ها امروز خودرا به جای مردم نشانده اند وبه نام مردم سخن می گویند در وواقع دموکراسی وارزش های ان را نیز در حد ذهنیت سطحی خویش فرو کاسته اند، تمام مداعیات این جماعت آنست که ما بهتر از دیگرانیم ،دیگران شایسته احراز مقام وکالت نیستندو تنها این جامه در تن ما برازنده است اگر این ذهنیت نبود وخود برتر بینی های ضد اخلاقی نبود؛ هیچگاه دست به این همه تبلیغات وشانتاژنمی گشودند ومی گذاشتند تا نمایندگان مردم در مجلس حضور یابند وآن گاه اگر خلافی رخ می داد به نقد آن می پرداختند.انتخابات با هر تقلب وتخلفی که بود صورت گرفت و به پایان رسید وحال کمیسیون انتخابات وکمیسیون بررسی تخطی های انتخاباتی مشغول بررسی موارد تخلف انتخابات هستند تا بتوانند متخلفین انتخابات را به مراجع مربوط معرفی کند ؛ اگر کمی وجدان خویش راداور قراردهیم ،ابرای ولین بار است که یک نهاد دولتی با این جدیت موارد تخلف را تعقیب می کند تا مجریان وعاملان تقلب رابه نهاد های قضایی معرفی کند ممکن است باز شدن پای نهاد های قضایی در جریان انتخابات ودست درازی آنهاباعث مخدووش شدن روند انتخابات در کشور گردد چون هیچ امیدی به عدالت ورزی آن نهاد نمی رود؛ اما همین که نهادی با تمام توا ن دربرابر سفارش های دولت ایستاده است وسخنان بلند ترین نهاد اجرایی در مورد نتایج انتخابات را  خلاف قانون می داند واز اعمال نفوذ آن جلوگیری می کند خود یک گام مثبت در جهت نهادینه سازی قانون است وسایرین را نیز فرا می خواند که به قانون گردن بگذارند؛اما نمایندگان ناکام به جای آن که به تحسین این نهاد بپردازند واز جرات اخلاقی این جماعت ستایش کنند خودرا محورو مدار همه ارزش ها دانسته ودست به راهپیمایی گشوده اند تا حقمردم+حق خودرا بدست آورند  ولیکن این رووند به جای ان که زمینه های تشویق وترغیب نامزد های پیروز وغیر پیروز انتخابات را به دنبال داشته باشد  وموضع گیری کمیسیون تعداد ی از مردم به طرف داری از خود اعتراض های خیابانی را به راه انداخته اند  وب نتایج انتخابت اعتراض می کنند .

     اولین پرسشی که ازاین معترضان صورت می گیرد آنست که شما معترضان چه ویژگی ها وبرازندگی هایی رادر وجود خویش می بینید که تصور می کنید منحصر به فرد است وکسانی که به جای شماانتخاب شده اند فاقد آنند؟

 دومین پرسش آنست که تصور نمی کنید که عملکرد نه چندان مطلوب شما درددور گذشته نشان داده است که شما در چند سال گذشته چنان مطلوب نبوده اید که مردم را وادار ساخته باشد که روی از شما برتابند وشمارا بار دیگر به سمت نمایندگی خویش انتخابات نکنند؟

پرسش دیگر آنست که شما چگونه مطمئین هستید که حتما مردم به شمار رای داده ند وشما انتخاب شده اید وکمیسیون انتخابات با مهندسی دقیق شمارا حذف کرده است ؛اگردراین کشور مهندسی با آن دقت وجوداشته باشد شاید همان دقت در شمارش ارا نیز به کارافتاده باشد ودرنتیجه غربال ناکامی شمار ازآب درامده است. وقتی  این همه سخن از پیروزی می رود یک معنای آن اینست که شما با تبانی وتوافق های پشت پرده ویا با رشوه دهی خواسته اید رای مردم  رابخرید واینک که در صف ناکامها قرار گرفته اید صبر وشکیب ازاز کف داده اید وبه خیابان های شهر برایبدست آوردن امتیاز ها انتخب کرده اید ولب به اعتراض می گشایید؟

    این ها وده ها پرسشی ازاین گونه در ذهن هر آدم عاقلی سبز می شود که چرا راه نیافتگان به مجلس نمایندگان این همه شکیابایی از دست داده اند وهرروز ده ها نفر رابه وعده ویا با دادن پول به خیابان های شهر می کشانند وعکس خودرا دردست آنها می گذارند تا نام آنهارا بلند کند وبه نفع شان شعار بدهند.گرچه این کشور طعم شیرین یک نظام دموکراتیک را نچیده است وفاصیله ای عمیقی میان ما ویک نظان سیاسی دموکراتیک تمام عیار وجوددارد اما بایددانست که نظام های دموکراتیک نیر ازاین افت وخیز ها عبور کرده اند تا به صلابت واستحکام رسیده اند. همین هفته گذشته بود که انتخبات میان دوره مجلس نمایندگان در امریکا بر گزار شد وبررغم خواست حکومت حزب رقیب به پیروزی رسید وکرسی های پار لمان را ازان خود کرد؛ اما حزب رقیب به جای آن که لب به اعتراض بگشایند؛ پیروزی رقیب های خودرا تبریک گفتند  وناکامی خویش پذیرفتند وقتی کسی تن به رقابت می سپارد معنای آن این نیست که حتما او بر سمت نماینگی مردم برگزیده شود هر کسی وقتی دررقابت شرکت می حوید باید بداند که ممکن است رقیب او به پیروزی دست پیدا کند حال وقتی که او به پیروزی نرسیده است باید آشوب به پا کند مردم را بشوراند که برای او درخیابا های شهر بیایند وبه نفع آو شعار دهند؟

   وقتی شنیده می شود که نامزد نماینده ای درافغانستان به خاطر ان که در انتخبات ب هپیروزی نرسیده است شاهراه را به روی ترافیک مسدود می کند آدم بر خود می لرزد که بر وضعیت آشفته ی این کشور باید گریه کند تظاهرات وراهپیمایی های معترضان نشان داد که بسیاری خودرا واجد همه نیکی ونیکویی ها می داند واما هیچ اصالت وارزشی برای مردم ،انتخاب شان قایل نیستند انتخباتی را مشروع م یدانند که آنها برنده باشند وانتخاباتی سالم است که نام آنها از صندوق های انتخاباتی بیرون شود ودر غیر آن صورت انتخبات پر اتز تقلب وتخلف است . این نگارنده درتعجب است که این چه منطقی است که این جماعت به کار می برند وچه راهکاری است که درپیش گرفته اند این هم خود برتر بینی ، خودرادیدن وندیدن دیگران تا کجا است واز میان سه چند صد نفر تعدادی اندکی ازآن ها در مجلس راه می یابند حال این اکثریتی که راه نیافته اند باید لب به اعتراض بگشایند که چرا انتخاب نشده اند؟

 همین که جمعی به هر عنوان ونام مردم فقیر ودربدر این شهر را برای منفعت شخصی خود به بازار وخیابان های شهر می کشانند باید ازآنها پرسیده شود که با مجوز اخلاقی دست به این کار می زنند چرا حق ارامش را ازمردم  می ستانن؛ صرف برای آنکه آنها نماینده نشده اند ؟ اگر آنها به نمایندگی مردم دست نیافته اند به معنای آن نیست که چوکی  های پارلمان خالی باقی بماند وانها برای مردم دل سوزانده باشند وبرای آن که مردم شان نماینده ندارد لب به اعتراض گشوده اند ؟اگر آنها در مجلس نیستند کسانی دیگری بر جای آنها خواهند نشست وشاید کار کرد شان نیز بهتر آز آنها باشد پس این اعتراض ها برای چیست وبا چه هدفی صورت می گیرد ؟ دیدن این گونه صحنه های اعتراض آمیز شاید برای برخی نشان ازآن داشته باشد که آنان از حق مدنی خویش سود می برند وبرای احقاق حق مردم تلاش می ورزند اما اگر نگاه نافذ به این گونه تلاش ها صورت گیرد خود یک بد اخلاقی سیای را ضد دموکراتیک را به نممایش می گذارد. واین پرسش فخیم وفاخررا مطرح می کند که آن منیت وخود خواهی است که این جماعت را به خیابان ها کشانده است واز مردم استفاده ابزاری می کنند