برای ایجادوحدت،دو رویکرد را مبنای حرکت خود قرار داده اند. یک رویکرد تکیه بر آیات قرآن و روایاتی از پیامبر گرامی اسلام است که به مسلمان ها توصیه شده که اتحاد، همدلی میان خود را حفظ کنند،  ازسخنان تفرقه افگن ونفاق انگیزعلیه یک دیگر بپرهیزند. وهر حرکت تفرقه افگنانه را خلاف ارزش های دینی واخلاقی دانسته و  از آن دوری جویند.     لذا مسلمان ها از هر فرقه ای باشند وبه هر مذهبی که پای بند باشند به حکم قرآن و سنت نبوی مکلف وموظف هستند که اختلاف ها را به یک طرف نهاده راه اتحاد وهمدلی را در میان خود درپیش گیرند.

     با توجه به این که آیات و روایات متعدد وگوناگو نی نیز وجود دارد که مسلمان ها را از تفرقه برحذر می دارند  وکسانی را که تخم نفاق افگنی وتفرقه می کارند مورد مذمت ونکوهش قرار می دهد.

رویکرد دومی که مد نظر عالمان دینی قرار داشته و بر آن تاکید رفته آنست که درجهانی که دشمنان اسلام چون اژدهایی  دهان باز کرده درصدد بلعیدن مسلمانان است، برمسلمان ها است که برای حفظ جان وحیثیت خود، راه وحدت را در پیش گیرند، از هرعمل واقدامی که تفرقه وجدایی را به وجود آورد پرهیز کنند.

    رویکرد اول را رویکرد اخلاق مدارانه گفته اند که مبانی بر آموزه های درون دینی است. رویکرد دوم را می توان شرایط اضطرار نام نهاد که ازبیرون بردین تحمیل می شود. مسلمان ها با توجه به هردو رویکرد موظف به حفظ وحدت وهمدلی در میان خود هستند، یعنی در رویکرد اول، بر این نکته تکیه می شود که ما بر اساس اخلاق اسلامی موظف هستیم که وحدت ویک پارچگی را حفظ کنیم. رویکرد دوم ناظر به شرایطی است که جهان اسلام در آن قرار دارد .

گرچه این هردو رویکرد مطلوب وقابل قبول است. آنچه برخی معرفت اندیشان برآن خرده گرفته آنست که این دو رویکرد از چنان مبانی محکم واستواری برخوردار نیست که همیشه وهمه جای بتوان برآن تکیه کرد. و ازآنجایی که دربسا موارد  مبانی اخلاقی کمرنگ می شود ،این پرسش به وجود می آید که چگونه می توان به مبنای محکمتری توسل جست که وحدت وهمدلی را درمیان مسلمان ها نهادینه سازد و تفرقه ودوئیت ازمیان مسلمان رخت بربندد و به بهانه ای اختلاف در خوانش متون دینی خشونت علیه یک دیگر به وجود نیاید.

    نکته دوم هم آنست اگر وحدت وهمدلی میان مسلمانها  یک اصل باشد اگرچنانچه شرایط اضطراری از میان رفت ودشمنان اسلام توان توطیه نداشتند،آنگاه می توان وحدت وهمدلی راجدی نگرفت یا به آسانی فروگذارکرد وگذاشت که میان مسلمان ها تفرقه ایجاد شود؟

     نفس اتحاد میان مسلمان ها یک اصل است چه دشمن وجود داشته باشد یانه؛ اما چگونه می توان این اصل  را پایا وپویا ساخت که عوامل بیرونی نتواند برآن خدشه وارد آورد؟

      نگرانی ازبروز اختلاف رویکرد سومی را به وجود آورده است که بر اصل معرفت انسان شناختی استوار است. این رویکرد بر انسان شناسی مبتنی است ومدلول آن اینست که به وجود آمدن فر قه های گونا گون در هر دینی یک امر طبیعی است ، هیچ دینی ظهور نه کرده که چند دستگی درآن ایجاد نشده باشد. اگر ادیان توحیدی چون  یهودیت ، مسحیت واسلام در نظر گرفته شود یا ادیان غیر توحیدی مانند بودایی  وزردشتی مورد تحقیق وجست وجو قرار گیرد،  در همه ادیان به نحوی زیرمجموعه های گونا گونی را  می توان مشاهده کرد.

   چند دستگی ها نه درذات ادیان که منبع ومنشای خدایی دارند که به ذات انسانی بستگی دارد.انسان شناسان بدین باوراند که خداوند همان گونه که ظواهر آدمیان را متغیر ومختلف آفریده  بواطن وذهنیت ما را نیز متغیر ومتفات خلق کرده است. مواجهه با متون مقدس بر ذهن همه کس یک سان نمی نشیند، برداشت های متفاوتی به وجود می آورد، درنتیجه باورهای گونا نی خلق می شود، فرقه های مختلفی ظهور می کند.

 حال دو گزینه فراره دین داران وجود دارد.یکی آنست که این تفاوت ها را نا دیده انگارند وخود راحق مطلق بنگرند ودیگران را باطل مطلق. یا خود را در محراق حق بداند دیگران در ضلالـ آشکار، یا این که تفاوت ها را ناشی از تفاوت های انسانی بدانند وبه خوانش های گونا گون از متون دینی مقر و معترف باشند؟

 بنابراین اتحاد دراین رویکردعبارت است ازاین که ما انسان هستیم، متفاوت خلقف شده ایم . همان گونه که تفاوت در ظواهر خود را می پذیریم وبه یک دیگر احترام می نهیم، به تفات های ذهن ها وتفاوت در فهم خود از متون دینی نیز باید احترام بگذاریم بر سرتفاوت خوانش متون دینی با هم نزاع وکشمکش نکنیم، اختلاف به وجود نیاوریم وعلیه یک دیگر خشونت نورزیم.

    این نکته قابل ذکر است که رویکرد انسانی به قرائت های دینی ناظر به فرقه هایی است که باور مند به قرائت یا خوانش متن هستند واگر نه هستند فرقه ها یی که اصل را بر اختلاف انگیزی می نهند ومی کوشند خوانش ها را بهانه ای برای خشونت قرار دهند . امروز داعش پیرو یک قرائت دینی نیست بلکه گروهی است که برای خشونت آفریده شده وحساب آن از حساب قاریان وخوانش گران متون دینی سوا است. لذا رویکرد انسان مدارانه برای کسانی است که اصل را دوری جستن از خشونت می دانند ودین را وسیله هم گرایی واتحاد میان  انسانها می شمارند.