ایشچی؛ سناریوی چند منظوره!
برای حذف رقیبان داخلی نیزاز وسایل وابزارهای دیگری سود می بردند..
فرو پاشی اتحاد شوروی شاید این ذهینت را کمرنگ ساخت که« کا،جی، بی» وجود ندارد و دیگر سازمان هایی بدین گونه به بد اخلاقی های آشکاری دست نه خواهند یازید. ولیکن نگاهی به عملکرد سازمان های جاسوسی غربی به ویژه سامازن جاسوسی انگلیس(ام،آی،6) وامریکا(سی،آی اِ) نیز به نحوی مشابه آن عملکرد ها تکرارشده است واین سازمان ها نیزبرای رسیدن به منافع ومطامع خو از هر وسیله ای سود جسته اند..
به نظر می رسد که کپی پروژه سازی سازمان های جاسوسی اینک به افغانستان رسیده است ، برخی نهادهای حکومتی افغانستان همراه با سازمان های جاسوسی برخی کشورها غربی، برای خرد کردن دوستم از اهرم های شناخته شده درسازمان های جاسوسی غربی سود می برند تا به مقصود خود دست یابند..
البته پرواضح است که هردو با دو نگاه و با دوهدف به پروژه ایشچی می نگرند، هرکدام نیز برایرسیدن مقصد خود تلاش می کنند.. ماجرای جنرال دوستم واحمد ایشچی فقط دراین کانتیکس ویا زمینه قابل تحلیل است..
جنرال دوستم مرد قدرتمند ازبیک، دوسال واندی قبل به تیم اشرف غنی پیوست تا با پیوستن خود بتواند منافع مردم ازبیک را تامین کند. پیروزی اشرف غنی به قدرت رسیدن جنرال دوستم به عنوان مرد شماره دوم قدرت در افغانستان امری آسانی نبود که از سوی همه از جمله چهره های معلوم الحال در کنار اشرف غنی پذیرفته شود..
برخی با هویت های چپ وبرخی نیز با هویت راست طالبی هیبچ دوست نمی داشتند که جنرال دوستم ازبیک تبار در کنار رئیس جمهور اشرف غنی دارای چنان جایگاه رفیع ونیرومندی باشد..
این بد بینی این زمینه فراهم ساخت که دوستم در دوسال معاونیت اول رئیس جمهور جایگاه قانونی خود را در حکومت اشرف غنی احراز نکند..
براسا قانون اساسی، بعد از رئیس جمهور، معاون اول او صاحب صلاحیت های ریاست جمهوری می شود، اما با سفر های مکرر رئیس جمهور، مرد شماره دو حکومت این صلاحیت را بدست نیاورد که به جای اشرف غنی تکیه زند وصلاحیت های قانونی خود را احراز کند. یعنی اشرف غنی وتیم او این صلاحیت قانونی را ازاو دریغ داشتند. سرانجام جنرال دوستم لب به شکایت گشود ودر یک سخنرانی که بعد از برگشت از عملیات علیه طالبان، در جمع فرماندهان وهوادارن خود ریاست جمهور را قوم گرا خواند وگفت :اگر حنیف اتمر مشاور امینت ملی او ومعصوم استانکزی اگر بگوید که شیرسیاه است اشرف غنی نیز قبول می کند.!.
این گفته ها گرچه با واکنش صریح از سوی حکومت وشخص اشرف غنی مواجه نشد، اما به نظر می رسد که کینه این سخنان دردل اشرف غنی وتیم او نشست وتیم اشرف غنی مترصد فرصت ماندند تا ابهت وشخصیت جنرال را خرد کنندوکینه های خود را نسبت به او فرو بنشانند. ماجرای احمد ایشچی بهترین زمینه را برای حکومت وتیم او ازیک طرف وبرخی منابع غربی که روسیه را رقیب جدی خود می انگارند ازسوی دیگر به وجود آورد. به قول معروف چاقوی حکومت افغاننستان از یک طرف ومنابع غربی از سوی دیگر دسته پیدا کرد تا به قطع ریشه های دوستم بپردازند..
تلویزیون طلوع، که عنوان یک رسا نه ای پروژه ای گرفته و دربدل پول هرتبلیغ غیر اخلاقی را مرتکب می شود، این پروژه را روی دست گرفتند. وباعث شد که احمد ایشچی با مظلوم نمایی به کابل بیاید و اتهام نزدیکی اوبه طالبان به فراموشی سپرده شود و یک چهره معصوم وبی گناهی ازاوترسیم گردد. هم جناح هایی از حکومت افغانستان در رثای او گریه کنند همه رسانه های غربی اشک تمساح بریزند! حال ایشچی همان آدم معصوم وبیگناهی است که توسط شخصی به نام دوستم مورد تجا وز قرار گرفته است.!!
پرده دوم؛ خواست های این سناریو برای حکومت افغانستان :ازآنجایی که این سناریو برای کثیری از مردم افغانستان قابل باور نیست، تلویزیون طلوع گام های دیگری برداشت واعلام کرد که ایشچی برای معاینه به بگرام می رود تا تجاوز دوستم براو آشکار ومشخص شود، کسانی که این معاینه را انجام می دهند نیرو های امریکایی مستقر در بگرام هستند.!
این جا پرده دیگر ازاین سناریو آغاز می شود بسیاری از خود می پرسند که امریکایی ها در کجای این پروژه قرار دارند؟
به ظاهر این گونه معلوم می شود که امریکایی ها برای حقوق بشر دراین پروژه حضو ریافته اند ومی خواهند ناقضان به اصطلاح حقوق بشر را به کیفر عمل خود برسانند؟
اما واقعیت چیزی دیگری است، تاریخ نشان داده است تا وقتی منافع امرکایی ایجاب نکند آن کشور هیچگاه برای حقوق بشرتره هم خورد نمی کند. اگر امرکایی ها طرف دار حقوق بشربودند وناقضان حقوق بشر را محاکمه ومجازات می کردند، مردم فلسطین بیش از شصت سال جنایت های اسرائیل را تحمل نمی کردند، پس مسئله نقض حقوق بشر نیست ودل امریکایی به احمد ایشچی نه سوخته است..
واقعیت آنست که با ارتباطی که طالبان با روسیه برقرارکرده است، بعد ازاین طالبان به عنوان اهرم فشار علیه روسیه نمی تواند به کار بسته شوند. حال باید نیروی دیگر در مرزهای روسیه ودر شمال افغانستان حضور یابد تا علیه روس ها داخل عمل شود و برآن کشورفشار وارد آورد. آن نیروها غیر از گروه جنایت کار داعش نیست.
اما داعش با حضور دوستم در شمال کشور، محال است که بتواند جایگاهی برای خود بیابد. باید دوستم حذف شود یا چنان تضعیف گردد که نتواند مانع حضور داعش در شمال قرار گیرد؛ اما چگونه ؟
اگر امریکا با هو پیماهایی بدون سرنشین به دوستم حمله کند، او را ساقط نمایند،ممکن است با واکنش برخی کشورهای همسایه افغانستان یا روسیه مواجه شود یا آن که قیام مردمی علیه نیروهای امریکا صورت گیرد که دراین صورت ریسک برای امریکایی بسیار بالا می رود، ممکن است پی آمدهای نا خواسته ای زیاد ی برغربی ها وبه ویژه بر امریکایی تحمیل شود. لذا بهترین گزینه بد نام کردن دوستم وحذف او به عنوان یک ناقض حقوق بشرآسان ترین وکم هزینه ترین راهی است که در پیش گرفته شده است..
بنابراین در این سناریو تلویزیون طلوع ، مقام های حکومت افغانستان ومقام های امریکا در صف واحد قرا گرفته هر کس بر اساس منافع خود تلاش می ورزند. تلویزیون طلوع به پوشش رسانه این پروژه پرداخته وتوسط این دو نیرو پشتیانی لوژیستکی می شود . حکومت افغانستان عمده ترین منتقد رسمی – دولتی را ازپیش پای خود بر می داردو امریکا وغرب زمینه انتقالگروها داعش را در شمال کشور فراهم می کند. ختم این پروژه نیز به این سادگی نیست ،که هرچه تلویزیون طلوع گفت وحکومت افغانستان ازآن پشتیبانی کرد مورد تائید مردم نیز قرار گیرد..
این پروژه برای امریکای برای مقابله با روسیه از اهمیت بسیاری برخوردار ، برای حکومت افغاننستنان می تواند سود مند باشد؛ زیرا دوستم تنها کسی است که ازبیک ها را توانسته است به گرد خود فراهم آورد . رفتن دوستم یا بد نامی او سبب پراگندگی ازبیک ها می شود، دیگر کسی که به عنوان حقوق اقلیت ازبیک بتواند قد علم کند به این آسانی نه خواهد حکومتی که خود را برادر بزرگ تر می داند خواهد توانست به آسانی تصمیم گیرنها یی باشد..
برای امریکایی ها نیز این پروژه سودبخش است؛ زیرامستقر کردن نیروهای داعش درمرزهای روسیه و درگیر کردن آن کشور با داعش می تواند سبب کندی عمل روسیه در خاک سوریه باشد که دست امریکایی ها را درشکل دادن آینده سوریه باز تر می کند..