خشونت بر زنان! پروژه های بی الگو
اولین کاستی ونگاه غیر متاملانه درسخنان رئیس جمهورغنی نهفته است که به زنان خانه های امن وعده سپرد که برای تهیه امکانات بهتر تلاش می کند. این پرسش ازرئیس جمهور کشور باید پرسیده شود که جناب رئیس جمهور به جای وعده سپردن وتهیه امکانات، بهتر است همت کنید هزینه را صرف تحکیم خانواده ها نمائید ، زنانی را که با سوء نیت وبا برخورد های ا اشتباه آمیزبه این مراکز پناه آورده اند واپس به خانه های خود بفرستید، چراباید مراکزی ازاین گونه هرروز بیشترشود زنانی بیشتری خانه های خود را ترک کنند چه بسا فرزندانی که آغوش گرم مادران را ازدست بدهند ودچار نوعی اختلال عاطفی گردند.
لذا تحقیق درست وبی طرفانه در مورد این گونه زنان وایجاد زمینه و پا در میانی برای بر گشت زنان به خانه های خود می تواند اعتبار رئیس جمهور را بیشتر سازد هم چنان مشخص می شود که چند درصد این زنان حق ورود دراین گونه خانه ها و زندگی دراین گونه اماکن را دارند؟
ثانیا هزینه هایی که برای این گونه مراکز مصرف می شود بدون این که به موارد اختلاف های خانوداگی رسیدگی شود خود زمینه گسست خانواده ها را فراهم نمی کند؟
گرچه صحبت های حکومت گران را نمی توان جدی گرفت و روی وعده های آنها حساب باز کرد، اما رئیس جمهور وسایر نهاد های مربوطه حد اکثر تلاش کند تا نظام خانواده را تحکیم بخشند وزمینه های فرار بانوان را به حد اقل برسانند . وقتی رئیس جمهور درحضور رسانه های گروهی تعهد کمک می کند نفس این گونه گفتنها بد آموزی هایی را به بار می آورد و سبب می شود که رویکرد فرار از خانه بیشتر شود.
دراین میان پرسش اصلی آنست که علت چه بوده که بعد از پانزده سال تلاش مستمر وبی وقفه، تدویرسیمینارها،کنفرانس چرا میزان خشونت کاهش نیافته است؟
دوم آنکه که در کیفیت برنامه های مطرح شده تغیری ایجاد نشده، یعنی دراین گونه بزرگداشت ها سخنانی برزبان رانده می شود که درپانزده سال گذشته تکرار شده وسخنرانان همان هایی را تکرار می کنند که در پانزده سال گذشته گفته اند. آیا این تکرارها نشان نمی دهد که این گونه برنامه ها بیش ازآن که یک رویکرد جدی وقابل تامل باشد پروژه هایی است که ازسوی برخی نهاد ها گرفته می شود تا با نام زن و کاهش خشونت انبان تهی خود را پرکنند؟
سوم آنکه چرا کسی نمی پرسد که بررغم وجود وحضور نهاد های مدافع حقوق زنان میزان خشونت علیه زنان کاستی نه گرفته است؟
دردنیا معمول است که وقتی عملی انجام می گیرد و یا سخنی برزبان آورده می شود اما تاثیر نمی گذارد یا کمتر تاثیر می گذارد، نخست از همه درباره اصل "سخن گفتن" تامل صورت می گیرد که چه سخنی گفته شود وچه گونه بیان شود تا آنچه گفته می شود دارای بنیان محکم و استوار باشد. به سخن دیگر هیچ سخن وعملی بدون تامل انجام نمی گیرد. اگر سخنی گفته شد یا عملی صورت گرفت ، دست اندرکاران آن قبرنامه می نشینند، نکات مثبت ومنفی کاری را که کرده اند مورد توجه، تامل ونقد قرار می دهند تا اگر کاستی وجود داشته در سال دیگر و برنامه ای دیگر رفع کنند. وقتی تغیری در وضعیت زنان ایجاد نه گشته ، خشونت کاستی نگرفته ،معنای این سخن آنست که مجمموع برنامه هایی که دراین رابطه انجام گرفته از کیفیت مناسب ومطلوب برخوردار نبوده است.
چهارم آن که اکثر نهاد هایی که روی حقوق زنان تمرکز کرده اند بدین نکته وقوف نیافته اند که زندگی جاده یک طرفه نیست تا گمان رود همین که زنان از حقوق خود آگاه شوند تمام مشکل جامعه حل خواهد شد. تنها آگاهی زنان از حق خود نمی تواند مشکلات اجتماعی را بر طرف کند، بلکه در کنارآموزش حقوق زنان باید تکلیف زنان را به آنها یاد آوری کرد، یعنی میان حق وتکلیف توازن وبیلانسی برقرا رباشد، به همان میزان که زن از حق خود آگاهی می یابد از تکلیف خود نیز آگاه باشد. مکشل دیگری که نهاد های مدافع حق زنان متاسفانه هنوز نمی دانند آنست که برای اصلاح نظام خانواده وکاهش خشونت علیه زنان کدام پارادایم تربیتی مناسب جامعه ما است؟
این سر درگمی وچنگ انداختن به هر سوی باعث شده است که بسیاری از تلاش ها نا کام وابتر بماند. یا حتا گاهی این تلاش ها نه تنها مقرون به هدف نشود که باز خورد منفی فراوانی به همراه آورد.
گرچه سخن از حق وتکلیف مقوله دراز دامن است، دراین جا این نکته لازمست که الگوگرفتن از جامعه های غربی نه تنها انسجامی در خانواده های به وجود نیامده وضعیت اجتماعی مارا بهبود نه بخشیده که خانواده ها را دچارمشکلات بیشتر کرده است . گمان می رود هنوز هم دست اندر کاران حقوق زنان نمی دانند که چه تدبیری باید انجام دهند وکدام الگوها را مد نظر قراردهند تا خشونت کاهش پیدا کند، ازاین جهت است که تلاش ها نا موفق وکوششها ابتر وپروژه ها نا کام مانده وانگار هیچ کاری صورت نه گرفته است.