برای پاسخ به این پرسش گمانه هایی زیادی مطرح شده  از جمله یکی آنست که اختلافات داخلی میان دو جناح حکومت هنوز به قدر کافی وجود دارد  که حکومت را مصروف حل آن سازد و این پروژه را درردیف چندم اهمیت قرار دهد یا حتا گاهی گفته می شود که اختلاف ها چنان حاد است که ممکن است این پروژه را به فراموشی بسپارد.

    گزارش های منتشر شده حاکی است  که هنوز بگو مگوهایی جدی روی فرد فرد وزرا و کارمندان حکومتی وجود دارد که چه کسی از کدام جناح در کدام سمت قرار گیرد. دوشنبه شب گذشته سخنگوی ریاست اجرایی دریکی ازشبکه های رسا نه ای تصوری حاضر شد و به پرسش های خبر نگار آن رسانه پاسخ گفت . او در پاسخ این که این اختلافات چه وقت رفع می شود گفت: که دو جناح با دید دگاه ها مختلف و با راهبرد های متفاوت در کنار هم قرا گرفته روی برخی موضع های اختلافی بحث کرده و به نتایجی دست یافته اند، روی پاره ای ازاختلافات  بحث جریان دارد.

   طرز بیان ونگاه سخنگوی ریاست اجرایی نشان می دهد که هنوز هردو طرف به یک قاعده کلی دست نیافه اند که با استفاه ازآن میکانیزم بتوانند بر دشواری میان هردو طرف فایق آیند، و آن سیستم یا قاعده ای به وجود آمده حلال مشکلات باشد.

     لذا می توان بیان داشت که اختلافات میان دو طرف تا آخر عمر حکومت قابل حل نیست چون تغیرات در حکومت یک بار برای همیشه به وجود نمی آید تا یک بار حل شود؛ همان گونه که تغیرات تدریجی است اختلافات هم به صورت تدریجی بروز خواهد کرد وگفت و گو ها نیزهم چنان ادامه خواهد یافت. درنتیجه عمر حکومت وحدت در حل اختلافات خواهد گذشت!

   به قول معروف  نفس حل اختلاف برای سران حکومت وحدت ملی به یک هدف تبدیل شده است، گویا سران حکومت گمان می برند که تا دمیدن سور اسرافل هم چنان بر کرسی ریاست وقدرت خواهند بود!

  بنابراین اختلافات به صورت دایمی وجود خواهد داشت و پروژه هایی را که اجرای آن را به مردم وعده سپرده بودند تا وضع مردم بهبود پیدا کند به تدریج به محاق فراموشی خواهد رفت.

  لذا نمی توان امید چندانی به حل اختلافات داشت ویا منتظر کار مثبت ازجانب حکومت بود. افزون برآنکه با وجود اختلافات کنونی کاری صورت نمی گرد عوارض و پی آمد های نا گواری نیز بر مردم تحمیل خواهد کرد از جمله تشدید حملات انتحاری وکشته و ز خمی شدن بیش از پیش مردم توسط تروریستان.

      گرچه اصل این اختلاف|ها کافی است که یک حکومت را از رفتن به طرف مقاصد خود باز دارد ولیکن پاره ای ازکار شناسان وآگاهان عملی شدن تفاهم نامه را امر بعید می دانند، زیرا؛ هردو جناح حکومت در حال حاضرروی این اصل فکر می کنند که اگر چنانچه سیستم حکومتی تغیر پیدا کند حاصیل ونتیجه این تغیر چه خواهد بود وسهمی که جناح های حکومت کنونی نصیب خواهد برد چیست؟

    با عملکرد ضعیفی که این حکومت در اذهان عمومی برجای گذاشته است نه شانسی در انتخابات دارد که  از طرف مردم برگزیده شوند و نه هم مجامع جهانی روی این ها حساب خواهند کرد.آنچه سران حکومت را فاقد انگیزه ساخته است نتایج دیرهنگام تغیر سیستم سیاسی در کشور از یک طرف واز طرف دیگر چشم انداز سیاه وتاریکی  است که برای حکومت گران کنونی قابل پیش بینی است.

     بنا بر قاعده و تجربه ای که وجود دارد،  آنچه حکومت ها را وا دار می سازد که اصلاحات دریک نظام سیاسی را جدی بگیرد، روی آن سرمایه گزاری کند حتا اگر خود نتواند از ثمرات اصلاحات سود ببرد، دلبستگی به آب وخاک ومنافع ملی کشور است که سبب می شود که دست از اصلاحات برندارد. حکومت گرانی که به طمع پرکردن انبان خالی خود آمده تا با استفاده از هیجان وعواطف مردم سود برده و برسریر حکومت نشسته اند بعید می نماید که به این کشور یا به اعتلا و ترقی آن دلبسته باشند یا چیزی به نام منافع ملی آنها را واداشته باشد که کاری در جهت بهبود این مردم وکشور انجام دهد.

  اختلافاتی که همیمن اکنون میان هردو جناح وجود دارد  و بر سر آن چانه زنی جریان دارد به هیچ وجه به نفع منافع ملی کشور نیست ونه هم هردو جناح قدرت درصدد بدست آوردن منافع ملی است.

   وقتی برای کسی هدف بزرگتری وجود داشته باشد عقل حکم می کند که از اهداف خرد وپیش پای افتاده صرف نظر کنند تا به اهداف بزرگتر دست یابند. امازمانی که منافع فردی محور ومحک کشمکش ها باشد هیچ کسی از منفعت خود نمی گذرد ازاین جهت است که بار ما بارنمی شود، اختلافات ما حل نمی گردد حکومت داری خوب به وجود نمی آید!