وقتی سیاست برمسند قضاوت می نشیند!
اگر این پرسش مطرح شود که عاملان فساد زمان حکومت کرزی کدام یکی محاکمه شده اند ، عاملان فساد کابل بانک کجا هستند چند فیصد پول های مردم از آنهاستانده شده است عاملان قاچاق مواد مخدر چند درصد تا هنوزگرفتار ومحاکمه شده اند، طالبانی که به جرم کشتن مردم به زندان ها افتاده اند کدام حکم عادلانه علیه آنها صادر شده است، عاملان فرار طالبان ازندانها چند درصد گرفتار ومحاکمه شده اند؟ هیچ کدام پاسخ مثبت ود رخور ندارد. کسانی که تا هنوز محاکمه شده اند بیش ازاین که واقعی باشند نمایشی وجنبه های سیاسی دارد.
وقتی به عملکرد دستگاه قضایی کشور نگریسته شود و حکومت داری مطلوب ازاین دریچه دیده شودجز تاسف وتاثر هیچ چیزی حاصل نمی گردد. اگر در ساختار بروکراسی حکومت فساد وجود داشته باشد، اما دستگاه قضایی کشور فعال، بی طرف، قاطع باشد وبر اساس قانون حکم کند مردم کشور شاید این اطمینان را حاصل کنند که کشور به سوی بهبود به پیش می رود، چون سلامت دستگاه قضایی می تواند این اطمینان خاطررا به وجود آورد که فساد نهادینه نمی شود، عدالت قربانی سیاست بازی نمی گردد. بی بند وباری های سیاسی در لفافه قرار نمی گیرد و کسی بدون جهت در سمتی تعین نمی شود، کسی هم بدون موجب از وظایف خود سبک دوش نمی گردد. سرانجام اگر ناحقی حق شود دستگاهی وجود دارد که موی را از ماست بیرون می کشد در نتیجه دروازه های بی عدالتی با وجود دستگاه قضایی سالم بسته می گردد. لذا دستگاه قضایی سالم به معنای سلامت جامعه وحکومت است.
حکومت قومی بد ترین وزشت ترین نمایش از چهره حکومت است، چرا این چهره نا موجه ونا مطلوب هم چنان وجود دارد وکار کرد دارد و به یک روند تبدیل شده است؛ چرا این کژ تابی آشکار راست نمایش داده می شود چرا این بد اخلاقی بین در زیر لفا فه های گونا گون پنهان داشته می شود ؟
علت آنست که دستگاه قضایی کشور به فساد آلوده است، دربرابر بی عدالتی هایی که صورت می گیرد چشم می بندد یا یک حالت بی تفاوتی به خود می گیرد. اگر دستگاه قضایی کشور برای اعاده عدالت واستیفای حقوق اساسی مردم به وجود آمده باشد، باید دربرابرهر بی عدالتی واکنش نشان دهد وسایر دستگاه های حکومت را از افتادن دردام بی عدالتی ها بر حذر دارد.
اما این گونه نیست، دستگاه قضایی متاسفانه عملی را انجام می دهد که سایر دستگاه حکومت انجام می دهد به تخلف هایی مبادرت می ورزد که سایر دستگاه می پردازد، عملی را انجام می دهد که سایر اداره های حکومتی انجام می دهد.
ازاین جهت است که عدالت دراین کشور شکل نمی گیرد ازمیزان خویش خوری کاسته نمی شود، قاچاق موادر مواد مخدر کاهش نمی یابد.
وقتی یک ثارنوان یا یک جنرال محاکمه می شود بیش ازاین که باعث اطمینان مردم شود باعث تمسخر مردم می شود؛ زیرا مردم در پانزده سال گذشته دیده اند که دستگاه قضایی کشور نه از صلاحیت برخوردار بوده ونه صلابت لازم را داشته است.
اولین اصلی که در دستگاه قضایی کشور مهم است این دستگاه از استقلال لازم برخوردار باشد. دومین اصل آنست که قدرت وتوان لازم براجرای قانون داشته باشد. سوم این که تحت تاثیر القائات وافواهات قرار نگیرد که متاسفانه در همه مورد دستگاه قضایی کشور فاقد جمیع این صفات بوده است. اگر دستگاه قضایی بخشی از صفت ها وخصوصیات مثبت را داشت،بی هیچ گمانی انتخابات ریاست جمهوری گذشته به این افتضاح کشیده نمی شد .حکومت بیماری به نام وحدت ملی ایجاد نمی گشت ، کشور دچار این همه آسیب نمی گردید.
بنابراین دستگاه قضایی به جای محاکمه های نمایشی باید شفاف سازی کند، پرونده های فسا دهای میلیاردی را با شفافیت بیشتر دردید مردم قرار دهد وکسانی را درامور دسگاه دخالت می کند آشکار سازد، موانعی را که باعث می شود دستگاه قضایی کشور بد عمل کند ونتواند عدالت را برپای دارد آشکار سازد .دراین صورت مردم از ابهام برون می آیند، می دانند که چه کسی نمی خواهد عدالت اجرا شود.