استیضاح یا بحران سازی؟
بسیاری از آگاهان بدین نظر هستند که وضعیت کنونی را نباید نام استیضاح برآن گذاشت، بلکه باید گفت که رئیس جمهور به دنبال بحران سازی در کشور است، اما اینکه هدف ازاین بحران چیست هنوز آشکار نیست، همین وضعیت ابهام امیز کنونی باعث شده است که تحلیل وتبصره هایی گونا گونی به وجود آید.
نگارنده درکوتاه نوشته کنونی دو دید گاه خوش بینانه و بد بینانه دراین موردمطرح می کند.
یکی دید گاه هایی که منظور رئیس جمهور ازدر خواست شدت عمل نسبت به وزراء را فقط یک در خواست اخلاقی می دانند تا وزیران کابینه تکانی به وخود دهند، مشکلات کشور را جدی بگیرند ودر راه مصرف بودجه های انکشافی خود جدی تر عمل کنند. اما این توصیه اخلاقی گویا به تدریج به یک بحران تبدیل شده است که مهار آن از دست وتصمیم رئیس جمهور خارج شده است، حال که اشرف غنی ازآن سفارش اخلاقی خود به شدت نادم گشته درصدد جبران اشتباه ومهار بحران برآمده ومی خواهد وضعیت بیش ازاین آشفته نشود و یک آشفتگی نا خواسته و نا دانسته ای دیگری برحکومت تحمیل نگردد.
ازاین جهت نامه ای را عنوان مجلس نمایندگان فرستاد تا روند استیضاح را متوقف سازند، اما گویا قطار استیضاح مجلس نمایندگان از کنترل خارج شده وآن مجلس عنوان داشته که وقتی این روند را زمانی متوقف خواهند ساخت که حکومت قبول کند که انتخاباتی درآینده بر گزار نگردد .که مجلس برقرار و بردوام بماند وچرخ سیاست به کام نمایندگان بچرخد!
تمهید دیگری که رئیس جمهور به کار بسته، نامه ای است که عنوان دادگاه عالی فرستاده ازآن مقام خواستارتفسیر قانون اساسی شده که در صورت عدم حضور وزرای کابینه درمجلس نمایندگان، آن مجلس می تواند به استیضاح وزراء بپردازند یا آن که دست آن مجلس بسته است؟
به هرروی بر اساس این دیدگاه خوش بینانه رئیس جمهور ازاین سنخ تلاش ها را به خرج می دهد تا روند را متوقف سازد و از بروز بحران جدی در کشور جلو گیری کند.
دید گاه بد بینانه مشعر است که رئیس جمهور وقتی به اعضای پارلمان کشور دستور شدت عمل نسبت به وزرا را صادر کرد می دانست که وضعیت به کدام سوی به پیش می رود، چون سود سیاسی خود را دراین روند می دید به آن مبادرت کرد و روند استیضاح تا کنون به نفع رئیس جمهور بوده است. بیشتر وزرایی که از کابینه حکومت برون رفته اند از دو قوم هزاره وتاجیک بوده اند، به ویژه وزیر امور خارجه که رهبر جمعیت اسلامی است واز نظر سیاسی با ر ئیس جمهور مخالف است. او دریک گرد هم آیی عمومی سیستم ریاستی را نا کار آمد خواند و اظهار داشت که این سیستم به بن بست انجامیده است.
وی بدین نکته اشاره داشت که نه تنها سیستم ریاستی برای افغان ها فاقدکارآمد است که حتا نهاد های بین المللی و دوستان خارجی افغانستان نیز بدین امر وقوف یافته اند که سیستم ریاستی با مشکلات مردم افغانستان ناهمساز است و باید تغیرکند. این دید گاه باور مند است که شاید این گونه اظهار نظرها از درون حکومت، برای رئیس جمهور سخت نا گوارآمده باشد . او را بدین نتیجه رسانده تا این گونه انتقاد کنندگان صریح الهجه را از درون حکومت بیرون کند. بدین منظور آقای صلاح الدین ربانی اولین قربانی در قربانگاه تعبیه شده ازسوی رئیس جمهوربود.
برخی تحلیل گران نیزبدین باور اند که بحران سازی اشرف غنی متضمن برخی اهداف دیگر نیز است این که شاید او زمینه را برای حضور افراد "حکمت یار" درکابینه فراهم کرده باشد،چون دراین روزهای اخیر خبر ها حاکی ازآنست که نام "حکمت یار" از لیست سیاه سازمان ملل متحد بیرون آمده و او دفتر حزب خود را رسما در کابل گشوده وخواستار حضور پررنگ تر وتاثیر گزارتر در کابینه حکومت وحدت ملی نیز است. لذا استیضاح کنونی در حقیقت خالی کردن جای برای افراد حزب اسلامی در کابینه حکومت است.
حال حضور حزب اسلامی می تواند بخشی از ناامنی های رو به افزایش کشور را کاهش دهد یانه، آینده پاسخ خواهد یافت، ولیکن آنچه امضای تفاهم نامه صلح با حکمتیار بردوش حکوت نهاده است باید بدان عمل شود.
درمجموع آنچه قابل تردید نیست ،نخست این که بخشی مهمی ازاهداف این سناریو هنوز آشکار نشده است که گذشت زمان بخش های نا پیدای آن را آشکار خواهد کرد. نکته دوم آنست که وضعیت کنونی هرچه باشد و هر نام وعنوانی برای آن بدهند یک بحران سازی تصنعی بیش نیست. افغانستان درشرایطی قرار دارد که هر نسیمی می تواند به یک طوفان تبدیل شود، چگونه می توان باور کرد که مقام های سیاسی وحکومتی کشور این آسیب پذیری ها را درک نکنند و دست به اعمالی بزنند که در خور وشایسته ای مقام های حکومتی نیست؟