جدال بر سر قدرت ادامه دارد...
درمیان تحلیل گران افغانستان یک قاعده عمومی وجود دارد آن قاعده اینست که:وقتی اتفاقی افتاد و رخدادی حادث شد، مجموعه از رخداد های ریز و درشتی که در گذشته اتفاق افتاده بود در کنار همه چیده می شوند تا حادثه جدید راقابل باور سازد.
یکی ازاین رخداد های گذشته آنست که در مراسم سالیاد شهادت شهدای پارلمان افغانستان در سال1386،صلاح الدین ربانی سخن رانی کرد. وی از حکومت کنونی یا سیستم ریاستی سخت انتقاد کرد واین سیتسم را نا کارآمد گفت. این اظهار نظردر حالی صورت گرفت که موضع مشابهی از سوی جنرال عبدالرشید دوستم نیز ابرازگردید. او نیز وضعیت کنونی کشور راغیر قابل قبول دانست و برای برون رفت ازاین وضعیت، خواهان عملی شدن تفاهم نامه دو جناح حکومت وحدت ملی شد.
تحلیل گران که رای عدم اعتماد به سه وزیر را به سخنرانی قبلی صلاح الدین ربانی ربط می دهند بدین نتیجه دست می یابند که آن موضع گیری صلاح الدین ربانی به عنوان وزیر امور خارجه برای جناح اشرف غنی که خواستار حکومت ریاستی .تداوم وضع موجود است ،خوش آیند نبوده است. این احساس نا خوش آیند سبب شد که وزیر خارجه حکومت قربانی این احساس واز سمت خود کنار نهاد شود.
نکته دومی که امروزه شنیده می شودآنست که تغیرات کنونی درهمین سطح باقی نه خواهد ماند ،همه سطوح حکومت را متاثیر خواهد ساخت. زیرا،برخی سیاست مداران حاشیه نشین ، بدین باور هستند که انتخابات ریاست جمهوری امریکا به اتمام برسد، موضع گیری های مقام های امریکا مشخص شود، آنگاه تغیراتی در سیاست و حکومت داری در افغانستان نیز به وجود خواهد آمد . حکومت وحدت ملی درافغانستان نتیجه رایزنی اندیشه های "جان کری" وزیر خارجه حکومت حزب دموکرات است. حال که رقیب جان کری یعنی جمهوری خواهان بر مسند نشسته هم با سیاست های خارجی جناح مقابل همدلی نه خواهد کرد هم چنان مشکلات کنونی حکومت افغانستان را به درستی خواهد شنید.
شنیدن مشکلات بدین معنا است که اشرف غنی به اطلاع حکومت گران آینده امریکا خواهد رسانید که ریاست اجرایی یک اداره تحمیلی،ناکام وفاقد صلاحیت قانونی است. تا کنون هم نه تنها باری از دوش حکومت برنداشته که بارهای سنگین وهزینه های هنگفتی را بر حکومت تحمیل کرده و مانع جدی در راه حکومت بوده است.
لذا از صحنه برون کردن صلاح الدین ربانی به معنای خالی کردن پشت عبدالله در حکومت وحدت ملی است. این آغاز راه است اگر مانعی جدی ای دراین راه اتفاق نیافتد قدم بعدی شاید جمع کردن شورای اجرایی ازسر راه باشد .. زمینه سازی هایی نیز صورت گرفته است بدین معنا که بعد از دوسال واندی، ریاست اجرایی نشان داده است که فاقد توانایی نظری وعملی است، نه در عرصه تیوری پردازی ونظرورزی دید گاه صائیبی از خود بروز داده ونه هم در عمل کارجدی ودر خور توجهی انجام گرفته است تا طرفداران و همدلانی در میان مردم داشته باشد.
اما سوال این جا است اگر قرار باشد که در حکومت قومی توازن حفظ شود چگونه می توان این پاره های لرزان برقرار و بر دوام بماند؟
پاسخ آنست که برای ایجاد توازن ،توجه ها به سوی عطا محمد نور والی قدرت مند بلخ معطوف است. عطا محمد نور در موضع گیری های سیاسی اخیر جانب صلاح الدین ربانی رانه گرفت وهم چنان میانه گرم ومناسبی با دکترعبدالله نیبز ندارد. گفته می شود که از عملکرد دکتر عبدالله سخت ناراضی است. از سوی دیگر با اشرف غنی نیز نرد دوستی می بازد و گاهی هم احساس سمپاتی می کند.
این ها گواهی می دهد که او اگربه جای عبدالله بنشیند سهم قوم تاجیک درقدرت را نمایندگی خواهد کرد. بدین ترتیب عبدالله وصلاح الدین ربانی می روند اما به جای نمایندگی تاجیک فرد قدرت مندی دیگری به نام عطا محمد نورمی نشنید.
دراین صورت هم سیب به دست می آید هم دل یار نمی رنجد!
آنچه در چند روز گذشته اتفاق افتاده دو وزیر دیگر کابینه یکی از قوم پشتون و ودیگر ی از قوم هزاره قربانی این جا به جایی ها شده اند. گویا هنوز این سناریود خاتمه نیافته، اشرف غنی که این بازی را آغاز کرده بود از طرف های گونا گون تحت فشار قرار گرفته وتغیرات کنونی را قابل قبول ندانسته وبه پارلمان کشور نامه فرستاده تا روند کنونی را متوقف سازد. اما گویا اعضای پارلمان که برای قدرت نمایی خود فرصتی به دست آورده برای وزرایی که به مجلس نمایندگان حاضر نشده اند صندوق رای گیری نهاده در غیاب وزرا به استیضاح آنها پرداخته است و تصمیم گرفته رای نهایی خود را نسبت به صلاحیت یا عدم صلاحیت وزرا اعلام کند.
به نظر می رسد که این بازی مضحک هم چنان ادامه بیابد وفضای سیاسی وامنیتی کشور را آبستن بحران دیگر نماید.