لذا می توان سیاست های ترامپ را بدون درنظر گفتن سیاست های متعارف حزب جمهوری خواه ایالات متحده امریکا تحلیل وارزیابی کرد. ازاین جهت است که پیروزی ترامپ با تردید هایی جدی مواجه است که سیاست های او.نسبت به افغانستان چگونه خواهد بود؟

    نکته قابل توجهی دیگری که وجود دارد آنست که اعضای سابق حزب جمهوری خواه با افغانستان مناسبات دوستانه داشته است،" زلمی خلیلزاد" یکی از اعضای برجسته آن حزب،  افزون برآن که روابط سیاسی نیک داشت از نظر عاطفی نیز تعلقات نژادی با مردم افغانستان دارد و گاهی هم با مردم افغانستان احساس نزدیکی عاطفی می کند.از جمله شخصیت های مهمی که به عنوان عنصر ارتباطی موثرمیان حکومت افغانستان وحزب جمهوری خواه امریکا به ایفای نقش می پرداخت ،آقای زلمی خلیل زاد بود.

   با پیروزی دونالد ترامپ این پرسش به وجود می آید که آیا خلیل زاد هنوز هم با حزب جمهوری خواه امریکا همان روابط گذشته را دارد، دوم این که روابط او با آقای ترامپ چگونه است؟

   اگر آقای خلیلزاد هم چنان روابط نیک با ترامپ داشته باشد  هم چنان  همان اهمیتی که حکومت جرج بوش برای خلیلزاد قایل بود حکومت ترامپ نیز  قایل باشد می توان آینده سیاست ترامپ نسبت به افغانستان را خوش بینانه دید وابراز داشت که سیاست های ترامپ نسبت به افغانستان اگر بهبود پیدا نکند حداقل بد تر نه خواهد شد.

   در صورتی که خلیل زاد نقش و جایگاه لازم را در حکومت ترامپ داشته باشد یکی از ویژگی های سیاسی عمده آقای خلیل زاد شناخت او از منطقه، از پاکستان وضدیت آشکار او با مواضع و دید گاه های مداخله جویانه حکومت گران پاکستان نسبت به افغانستان است. اگر سیاست های حکومت امریکا در جهت تضعیف تروریزم باشد در نتیجه پاکستان تحت فشار بیش از پیش حکومت امریکا قرار خواهدگرفت، دراین صورت اوضاع امنیتی افغانستان بهبود خواهدیافت و ریشه های تروریزم روبه سستی خواهد گرائید.

    امااگر خلیلزاد دردستگاه دپلماسی امریکا از ارج واحترام گذشته بر خوردارنباشد وصرف بر شعار تبلیغاتی آقای ترامپ بتوان تکیه کرد درآن صورت هم ظن غالب آنست که شدت عمل حکومت امریکا علیه تروریزم بیشتر شود وافغانستان به سوی امنیت وثبات به پیش برود.

      نکته کانونی آنست که درصورت تمایل حکومت امریکا به تضعیف تروریزم،  حکومت افغانستان نیز هماهنگ با حکومت امریکا وسیاست های ضد تروریستی آن کشو عمل کند، اگر بحران سیاسی در کشور ما هم چنان ادامه یابد، اتهام زنی علیه یک دیگر شدید ترشود، زمینه های واگرایی هر بیشتر صورت گیرد افراد ذی نفوذ در حکومت  هر کدام جزایر جداگانه ای تعریف کنند واز مرکز دور شوند، درآن صورت  هیچ سیاستی درقبال افغانستان تاثیر گزار نه خواهد بود. چه ترامپ مخالف تروریزم باشد چه موافق. آنچه بردامنه بحران نا امنی در کشور ما افزوده است،  تنها دخالت های کشورهای بیرونی نیست بلکه ضعف ونا کارآمدی حکومت افغانستان از یک طرف، سیاست های حذف قومی حکومت از جانب دیگر است. تبعیض های آشکاری که حکومت علیه شهروندان کشور اعمال می دارد. قوم گرایی های مستهجنی که صورت می گیرد، نا برابری های آشکاری که درعزل ونصب های حکومتی به کار بسته می شود، سبب نا امیدی و دوری از حکومت را فراهم می آوردوردآورد. وقتی یک کار شناس مسایل سیاسی -امنیتی ازنیرو های امنیتی کشور می خواهد که از وظایف خود دست بکشند به خانه های خود بر گردند ؛ زیرا نه تنها طالبان دشمن آنها است که نیرو های همسنگرشان نیزعلیه آنها دست به توطیه می زنند.این نهایت فضای بی اعتمادی را نشان می دهد که از زبان یک کارشناس شنیده می شود. بنابراین می توان این گونه بیان داشت که اگرفضای سیاسی کشور بهبود پیدا نکند ورئیس جمهورونهاد های حکومتی نتوانند بحران بی اعتمادی را درک کنند، بی تردید که سیاست های ترامپ تاثیری چندان تاثیری نه خواهد گذاشت.

   اما اگر سیاست های ترامپ در جهت تضعیف تروریسم باشد وحکومت افغانستان نیز ضعف های خود را درک کند درآن صورت می توان امید وار بود که آینده افغانستان بهبود یابد.