درباره تاریخچه سازمان شانگهای چنین آمده است: سازمان همکاری شانگهای ازدل رقابت قدرت های بزرگ بر سرژئوپولیتیک آسیای میانه ظهور کرد. اهداف اولیه تاسیس این سازمان غیرنظامی کردن مرز بین چین وشوروی بود که در سال 1996/1375 به منظور تعمیق اعتماد نظامی در مناطق مرزی توسط رهبران وقت کشور های قزاقستان، جمهوری خلق چین، قیرقیزستان، روسیه وتاجیکستان به وجود آمد.

  این کشورها مجددا در تاریخ24 آوریل سال1997توافق نامه ای را به منظور کاهش نیروهای نظامی درمناطق مرزی در مسکو به امضارساندند. نشست کشور های عضو شانگهای 5" در سال1998 در شهر آلماتی قزاقستان، در سال 1999در بیشکک پایتخت قرقیزستان و در سال 2001 در شهر دوشنبه بر گزار کردند.عمده ترین فعالیت هایی که برای این سازمان منطقه ای در نظر گرفته شده است. همکاری های اقتصادی، چون افزایش سطح بازرگانی (تجارتی) ، همکاری های بانکی، همکاری های فرهنگی ، توازن قدرت در جهان دوقطبی تشکیل می دهد.(1)

   افغانستان در سال1391به عنوان عضوناظر این سازمان پذیرفته شد.تا هنوز هم به عنوان عضو ناظر در این سازمان است. برخی آگاهان عضویت دایمی افغانستان را دراین سازمان مهم ومثبت ارزیابی  کرده اند. پرسشی که ایجاد می شودآنست که این گونه سازمان های منطقه ای برای تعامل منطقه ای به وجود آمده است وبرای کشور هایی حایز اهمیت و منفعت است که چیزی برای داد وستد داشته باشند . سوال اینست که افغانستان چه چیزی برای عرضه کرن دارد وچگونه می تواند به عنوان عضو ناظر ودر عین حال موثر این سازمان باشد؟

    افغانستان درسازمان سارک(سازمان منطقه ای جنوب آسیا)عضو است.  سازمان سارک در 1985 پایه گزاری شد افغانستان در سال 2007عضویت این سازمان را به دست آورد.به گفته اکثر آگاهان تاهنوزهیچ گامی مثبتی در جهت بر آورده شدن هیچ یک از اهداف این سازمان برداشته نشده است.

   علت اساسی هم آنست که هنوزاعضای این سامان بزرگ منطقه ای که بیش از یک میلیاردنفر جمعیت دارد و بزرگترین سازمان منطقه ای در آسیا وحتی در کل جها ن به حساب می آید نتوانسته است اختلافات اساسی خود را حل کند و به سایر اهداف این سازمان دست پیدا نماید.

 برای آن که افغانستان بتواند عضو موثر این گونه سازمانها باشد نخست باید اولویت های خودرا بشناسد ومشکلات اساسی خود را رفع کند. دوم این که افغانستان از چه پوتانسیلی برخوردار است تا بتواند ازآن در جهت حضورخود دراین گونه سازمان ها استفاده؟

   افغانستان بیش از همه به کوتاه کردن دست تروریسم از خاک خود نیاز دارد، تروریسم نه پدیده ای یک دست است ونه هم دارای خاستگاه واحد  ونه هم دارای مبنای فکری واندیشه یگانه است.پدیده ی پیچیده ای است که نیازمند راهکار های بسیار وتلاش های همه گیر و وافراست.

   دوم این که عزم یکسانی برای مبارزه با تروریسم نیز وجود ندارد. در حکومت افغانستان هنوز سیاست یکدست برای مبارزه با تروریسم تدوین نیافته است.

  برخی مقام های حکومتی، جناح هایی ازحکومت را به طرفداری از تروریسم متهم می دارند. اگر جناح های رسمی حکومت وجود نداشته باشد برخی سیاست مداران نزدیک به حکومت از طالبان رسما حمایت می کنند واین سیاست نه تنها آشفتگی سیاسی درون حکومت را آشکار می کند که تاثیرمخرب و منفی فراوانی در ابعادمختلف به وجود می آورد.

لذا اولین قدم  در راه مبارزه با تروریسم مبارزه هماهنگ ، یکنواخت با ترویسم است که تا هنوز ایجاد نشده است وهیچ سازمان منطقه ای نیزدراین جهت کمک نه کرده است. گرچه مبارزه با تروریسم در اهداف سازمان سارک تصریح شده است.

  دومین نکته ای که حایز اهمیت است ، تمویل مبارزه با تروریسم در افغانستان از سوی منابع خارجی صورت می گیرد. منابع خارجی نیزبرای رسیدن به منافع خود این پول هاررا می پردازند ودر برنامه ریزی آن دخالت می کنند . آن چه را که می پسندد بدان عمل می کنند .

     یکی از اهداف سازمان شانگهای همکاری های اقتصادی است که متاسفانه اقتصاد دردنیا با سیاست وامنیت گرهی خورده است که نمی شود این عرصه ها را از هم تفکیک کرد.

    این ها مشکلات عمده ای است که برسر راه تعامل کشورما باسازمان های منطقه ای وجود دارد. اگر دقیق تر وکار شناسانه تر نگاه شود، بی تردید موانع بر سرراه تعامل کشورما بسی فزونتر ازاین ها است.

 

 آنچه برای مردم ما از اولویت واهمیت فوق العاه بر خوردار است این که حکومت باید تمام توجه خود را معطوف این نکته کند و برخود فشار وارد آورد که از وضعیت کنونی چگونه برون آید.

   متاسفانه درزمان حکومت کرزی بیشترین توجه ها به سوی بر کنار ساختن رقبای  حکومت از قدرت  بود، چناچه کرزی به وزیر خارجه وقت امریکا گفته بود که دشمن اصلی حکومت او اتحاد شمال است نه طالبان ! در حکومت کنونی گرچه به صراحت اعلام نمی شود اما زورآزمایی ها دردوسال گذشته نشان داده است که بیشترین تلاش های سیاسی برای برون کردن رقیب از صحنه قدرت صورت می گیرد.

 بنابراین تا وضعیت بدین گونه باشد، نه تنها عضویت درسازمان های بین المللی ومنطقه ای سودی به حال افغانستان نه خواهد داشت که یک مصروفیت بی هدف وبی نتجه خواه بود.

    لذا عیارساختن خود به ساختارهای منطقه ای نخست از همه کاهش مشکلات درون حکومتی وایجاد توانایی برای تعامل با کشورهای عضو است ، رفتن یا نرفتن مقام های حکومتی کشور ما وشرکت جستن شان در وضعیت ما تغیری به وجود نه خواهد آورد.

1-معرفی سازمان شانگهای از ویکی پیدیا استفده شده است