اختلافات سیاسی یا فزون خواهی؟
اگرگفته می شود که اگر تمام پیامبران الاهی گرد هم آیند کوچک ترین اختلافی میان شان به وجود نه خواهد آمد نیزمنظور آنست که مجموعه این بزرگان دنیا را از منظر ومرآی بلند تری نگریسته اند ،این ها روی به سوی خداوند داشته و خود را فناپذیر می دانسته و بر دانسته های خود سخت ایمان واعتقا داشته اند. بسیاری از باور ها درعمل خود را نشان نمی دهد یا آن کهبسیاری از روی غفلت باور خود را از یاد می برند .اندک هستد آدمیانی که در موقع عمل به یاد می آورند که دنیا فنا پذیر اند و نباید کاری کنند که فناپذیری انسان فراموش گردد.
اگر زمامداران کشور به جان هم افتاده اند وهراز گاهی یکدیگررا متهم می دارند که ممکن است تحت لوا وپرچم موجهی اختلافات خود را پنهان دارند، اما واقعیت آنست که فزون خواهی و زیاده طلبی و دوری از خداوند است که این جماعت را به جان هم می اندازد وگرفتاراختلافات حاد وشدید می کند.
بزرگان دینی واخلاقی به یک معیار همیشگی توجه داده اند وآن اینست که وجود اختلاف در هر جای ودرهر شرایط به معنای حضور شیطان درمیان آن جماعت است چون" الشیطان ینزع بینهم"
شیطان باعث می شود که اختلافات به وجود آید وکشمکش ها افزون گردد، چه بسا خون ریزی هایی صورت گیرد ورهبران سیاسی به انواع تهمت ها یک دیگر را متهم دارند، در گیری به وجود آورند ، گاهی حتی خون هایی ریخته شود،اما در اصل ماجرا هیچ تفاوتی نمی کند، این که محرک این جماعت جز شیطان نیست.
وقتی از رسا نه های گروهی می شنویم که که رهبران حکومت وحدت ملی برای رفع تنش های سیاسی خود فراهم می ایند، هیچگاه در ذهن کسی خطورهم نمی کند که اختلافات رهبران سیاسی برای منافع ملی و یا خدمت رسانی برای کشور ومردم باشد، همه می دانند و باور دارند که یا اختلاف ها برسر زیاده طلبی ها وامتیازخواهی است که وجود دارد یا بر سرتقسیم آن چیزی است که به دست آورده اند و اگر اختلاف ها بر سر خدمت رسانی به مردم باشد یا هردو جناح حکومت درصدد باشند که بیشتر درمیان مردم حضور یابند ومشکلات مردم را درک کنند به هیچ صورتی اختلافی ظهورنه خواهد کرد.
این که میان پیا مبران الاهی اختلاف به جود نمی آید از این جهت است که آنها برای فربه کردن خود تلاش نمی ورزیدند ،منافع خود را بر منفعت مردم ترجیح نمی دادند، جهت گیری غیر خدایی نداشتند ،ازاین سبب اختلافی میان شان بروز و ظهورنمی کرد.
اگر کسی بخواهد میزان حضورخداوند و روح پیامبران الاهی را در جامعه درک کند ،باید به وضعیت مردم وحکوت گران آن کشورنگاهی بیاندازد.به هر میزان که اختلافات کمتر باشد آن جامعه وحکومت به خدا نزدیک بوده واخلاق انسانی پربار تر و پر رنگ تر است .
هرگاه اختلافات بیشر باشد، نزاع و کشمکش بیشروجود داشته باشد حضور خداوند و اولیای او درآن جامعه کمتر است.
اختلافات درهرجامعه ای به هر شکل و به هرعنوانی که بروز و ظهوریابد بی گمان نشانگر افول اخلاق دینی وانسانی در آن جامعه است و بر عکس هرجایی که زیاده طلبی وفزون خواهی باشد حضور شیطان درآن جامعه پررنگ است.
یک تحلیل گر سیاسی وقتی به ابعاد اختلافات می پردازد وا ز زاویه ها و دید گاه ها ی گوناگون به تحلیل علل وعوامل یک اختلاف می پردازد درنهایت به اینجا می رسد که بدون یافتن علت های روانی نمی توان به کنه اختلاف ها پی برد.
اگریک تحلیل به علت های روانی اختلاف ها بپردازد به این جا منتهی خواهد شد که عدم ابتنا به خداوند منشا ومنبع بسیاری از اختلاف ها خواهد بود.
اخلافات میان سران وسرکردگان حکوت افغانستان با هرعنوانی که صورت گیرد جز این که ریشه در خود خواهی وفزون طلبی هردوطرف دارد هیچ سرچشمه ای دیگری ندارد.
امروز متاسفانه وضعیت کشور در بد ترین حالت ممکن قرار دارد. وضعیتی که فقر، بی کاری ونا امنی تمام کشور را احاطه کرده وراه نفس کشیدن مردم را گرفته است. حکومتی که این همه بد بختی را نمی نگرد وبر طبل اختلاف می کوبد این گونه اختلافها جز این که ریشه های خود خواهانه داشته باشد هیچ علت دیگر ندارد.