بی شک کشور ما یکی از زمره کشور های معدودی است که با گره های کوری دست وپنجه نرم می کند ،گشودن این گره ها جز با شناخت درست وکار شناسانه ویافتن راه حل های متوازن ومطلوب میسر نیست. اول از همه باید نمایندگان کشور بدانند که ما در کدام مقطع زمانی زیست می کنیم و ودنیا به سوی کدام روند به پیش می روند وما برای رسیدن به این مطلوبات باید کدام راه ها را طی کنیم . ما در قرن بیست یک زندگی می کنیم قرن بیست ویک –به یک روایت -با دو مولفه ی بسیار بزرگ سخت افزاری ونرم افزاری شناخته می شودوسخت افزاری همانست که ما به صراحت و وضاحت آن را می نگریم وهرروزه با آنها سرو کارداریم. داشتن وسایط نقلیه پیش رفته، خانه های لوکس وسایل ووسایط زندگی که نمونه های ان به بازار های کشورما آمده است اغلب سخت افزار های این دنیای پیچیده ودر هم تنیده است .برخی ازاین مظاهر تمدنی دنیای جدید بهره مند هستند واین وسایط  ووسایل چنان با زندگی ما گره خورده است که نبود هریک ازاین ها می تواند اختلال جدی دزندگی ما ایجاد کند؛امادر پشت سر این وسایط زیبا فکرواندیشه ای نهفته است که قبل ازاین آفرینش های  تکنولوژیک بوجود آمده اند. آن اندیشه ها بوده اند که این ابزار هارا ایجاد کرده اند یکی از مظاهر آن اندیشه ها اندیشه های سیاسی –اجتماعی است که آن اندیشه هارا نرم افزارهای این دنیای مدرن می نامیم. دردنیای کنونی تفکر مدرن برای حکومت کردن کمتر از کشف اتم نیست وشکستن هسته ی اتم وپی بردن به دنیای راز آلود آن ارزش بیشتر از تفکر دموکراسی دردنیای سیاست وحکومت داری ندارد؛ درک این اهمیت می تواند بسی از مشکلات را بگشاید ومارابه اهمیت نرم افزاری دنیای کنونی اشنا سازد .

   به گفته ای بسیاری از دانشمندان دنیای مدرن با تفکر مدرن شناخته می شودتفکر مدرن در عرصه اجتماع وسیات عبارت است ایجاد دولت-ملت ها ، جوامع مدنی حکومت های مردم ساالار وبسیاری دیگر؛امابرای آن که هم گینی وهم گامی درزندگی ما ایجاد گردد باید این دومولفه هماهنگ باشد. انچه که مورد نظر این مقال است وبایدتوجه بدان مبذول گرد ومی زیبد که نمایندگان کشوربدان توجه نمایند نگاه نرم افزاری بدین کشور است. مردم ما در طول حیات سیاسی خویش از قبیله گرایی ها، قوم محوری هاوتشتت  های فراوانی رنج برده اند واین میراثی است که از گذشته های دور به ما رسیده است ومیراث پلید و فرتوت ونا میمونی است .تا وقتی ما میراث خواران آن آن میراث باشیم معنای آن اینست که میان زندگی ظاهری ما واندیشه ی  ما تفاوت وتباین فوقالعاده وجوددارد.ما به ظواهر آن نرم افزار ها دل خوش داشته ایم؛ وقتی در کشوری انتخابات بر گزار می گردد ونمایندگان کشور بر اساس رای مردم برگزیده می شوند به معنای آنست که نگاه ما به قدرت وحکومت ومردم تغیر یافته است. مردم کشور حق دارندوازدوران تکلیف اندیشی وقیمومیت های سنتی رهایی یافته اندحق خواهی مردم نیزحق خواهی قیم گرایانه ونژاد پرستانه نیست بلکه این حق در یک بستر دموکرایتک مطرح می گرد؛ زیرا بستر حق خواهی قومی جایی دیگر وچیزی دیگری است وبستر ظهور وبروز آن نیز جای دیگر است اما متاسفانه نبود تفکر حق خواهانه در میان نمایندگان مجلس گذشته ی پارلمان وپای فشردن به حقوق قومی وباور های غیر ملی وضد ارزش های دموکراتیک باعث شد که مجلس نمایندگان گذشته دردام محوریت های قومی تنزل پیدا کند وجایگاه ارزشمند ومحترم خویش را در اذهان وافکارو اندیشه های پیشرو جامعه کاهش دهند . وقتی نمایندگان کشور درداخل پارلمان راه می یابند باید بدانند که در کجا قراردارندواز چه موضعی سخن می گویند وچه می خواهند؟فهم این پارادایم برای نمایندگان از اهمیت وجایگاه بسیارمهمی بر خوردار است وقتی دید گاه ها در باره خود پارلمان تغیر یافت  رویکرد هانیز متناسب با ان تغیر می یابدو اگر دید گاه تغیر پیدا کند مواجهه با اختلافات قومی تغیر می یابد ، انتقاد از دولت تغیر پیدا می کند نظارت بر حسن اجرای قوانین تغیر پیدا می کند مطالبات تغیرمی یابد؛ در مجموع تغیر نگرش ها باعث تغیر عمل کرد ها می شود؛ اما در مجلس گذشته متاسفانه همه این ارزش ها یا وجودنداشته یا آن که نمایندگان کشور آن را به فراموشی سپردند.وقتی اختلافی میان اقوام در کشور ایجادشد، نماینده ها به جای آن که با رویکرد ملی بدان بیندیشند، کوشیدند رنگ قومی بدان دهند وآن اختلافات رابه صورت وصبغه ی قومی درآورند؛ یا آن که با دولت بر سر بدست اوردن منافع اختلاف پیدا کردند باز هم کوشش آن بود که منافع خویش را در قالب حقوق قومی مطرح کنند پارلمانی که باید ولازم بود تا درصدد پر کردن اختلاف های قومی باشد واین پارگی های تاریخی را رفو کنند خود در پارگی وگسست آن افزودند ودر نتیجه واگرایی های قومی بیش از پیش نمود یافت.اگرنمایند گان کشوردنیای پیرامون خودرا می شناختند وموقعیت زمانی خویش را درک می نمودند وبا درک عمیق تر به مردم، مطالبات مردم وبه مشکلات ودشورای های مردم  می نگریستند بی شک ما در موقعیت بهتری بودیم؛ ولیکن متاسفانه نمایندگان، گذشته ازاین درک ودریافت عاجز بودند ودر نتیجه راهی که امروز پیموده خواهد شد راهی است که باید گذشتگان می رفتند اگر این درک در مجلس نمایندگان گذشته وجود می داشت که منافع مردم این جغرافیای سیاسی چنان بهم تنیده واز هم تفکیک نا پذیر است؛ شاید رویکرد دیگری اتخاذ می کردند وبسیاری از نا هنجاری ها در کشور رخ نمی داد ورا ه های رفته بار دیگر تکرار نمی شد. به دید نگارنده عدم توجه به نیاز های واقعی مردم ودرک دنیای کنونی ومطالبات مردم ااز عمده ترین مشکلی بود که در مجلس گذشته وجودداشت.معضل دیگر ی که باز هم مجلس گذشته را نا کار آمد وفاقد صلاحیت ساخته بودو بسیاری از لوایح بدون آن که جامه ی قانون برتن بپوشد هم چنان به صورت لایحه باقی ماند، نبود تشکل های پارلمانی بود دردنیا معمول است که در میان پارلمان دید گاه ها سیاسی مختلف شکل می گیرد وهردید گاه طرفداران ومخالفان خویش را دارد؛لازم بود این تشکل ها ایجاد می شد وهریک سخنگویان خودرا می داشتند تا دید گاه ها واحد می گردید به جای ان که در مخالفت یا موافقت یک لایحه ده ها تن سخن بگویند ووقت مجلس را بگیرنددر نتیجه راندمان کاری مجلس کاهش می یافت ؛دویا سه نماینده سخن می گفتند ودید گاه های خودرا مطرح می کردند تا وقت پارلمان به کارهایی دیگری صرف می گردید ودر نتیجه قوانینی که لازم بود به تصویب می رسید ودر نتیجه کشور از خلاهای قانونی رنج نمی برد ولیکن دیده شد که مجلس نمایندگاد در گذشته نتوانستند به این امر مهم توجه نمایند ؛بسیاری ازلوایح به صورت لایحه باقی ماند باز تکرار این امر لازم است کهگفته شود که عدم درک نمایندگان  کشورسب شد تامشکلات کشورباقی بماند وراه های بیرون شداز ان دشورای ها یابیده نشود.معضل دیگری که بازهم  برای مردم ما درد ناک بود وباعث خجلت مردم گردید پناهنده شدن تعدادی از نمایندگان کشور به خارج بود. هر کسی به لحاظ شخصی می تواند واین حق را داردکه به هر جای دنیا زندگی کند وپناهنده شود ولیکن وقتی نمایندگان یک کشور در حالی که سمت نمایندگی مردم را به عهده دارندبه خارج پناهده می شوند بیانگر آنست که در قدم اول آن نمایندگان از رای مردم سوی استفاده کرده اند ودر گام دوم نبود سازوکارهای مناسب ومطلوب در مجلس نمایندگان کشوراست که آنان توانستند بدون هماهنگی وتمهیدات وتعهداتی  به خارج روند وپناهندگی سیاسی  گیرند. این عبرتی است برای نمایندگان کشور در اینده که باید سازو کارهایی را در نظر گیرند تا نمایندگان بدین سهولت وبدون درک مسئولیت به خارج از کشور پناهنده نشوند. دردنیا رسم  ومعمول آنست که نمایندگان کشور ها فرصت های بیکاری را در میان موکلان خویش می گذارانند تا با درک مشکلات مردم وانتقال آن به حکومت راه حلی برای آن بیابند؛ امادر افغانستنان تنها این گونه نبود که وکلای پارلمان در غیبت های طولانی در خارج ازکشور بسر می بردند آن گونه که در پنج سال گذشته همه شاهد بودند هیچ گاه چوکی های مجلس نمایندگان پر نشد ودر نتیجه بسیاری از اعضای پارلمان نمی دا نند وندانستند که پارلمان کشور به کدام سو می رود وچه کارهایی ر انجام می دهد.

  دلالی  ومراجعه به موئسسه های خارجی وگرفتن فند برای خود واطرافیان خود از معضل های دیگری بود که در مجلس نمایندگان کشور دیده می شد؛این گونه عمل کرد ها چهره ی مجلس نمایندگان رادر سطح دلالان دوره گرد تنزل داده بود وازطرف دیگر سوی استفاده ای بود که برخی از اعضای مجلس از موقف خود می نمودندو شایددربدو امراین گونه عملکرد ها متوجه شخص نماینده گردد  اما در واقع این جفایی است بر مردم این کشوررفت وتضییع حقوق آنها  صورت گرفت در قدم دوم ضعف ونا کارا مدی سیستم اداری پارلمان را به نمایش گذاشت که نتوانست را ه کارهایی ایجاد کند تا ازاین گونه نا هنجاری ها جلو گیری نماید . آنچه گفته آمد مشت نمونه ی خروار است می توان زیاد گفت ونوشت ولیکن امید آنست که مجلس اینده با توجه به ضعف ها ونا کارآمدی های گذشته،اینده را به صورت مطلوب تر وموزون تر ترسیم کنندتا حقوق این مردم تضییع نگردد وهم خاطره ای نیکی دراذهان وافکار مردم باقی بماند .مجلس اینده باید عدم شرکت فعال مردم در روند انتخابات را درک کنند؛ شاید علت وانگیزه های گونا گون باشد ولیکن ضعف ها ونا کار امدی مجلس نمایندگان گذشته وبرآورده نشدن مطالبات به حق مردم وعدم نظارت بر اجرای قانون وموضع گیری های قومی در پارلمان گذشته از عمده ترین ضعف هایی بود که مردم در انتخابا- آن گونه که انتظار برده می شد -شر کت نجستند واگر مجلس اینده نیز را ه گذشتگان را تکرار کنند مردم هر چه بیشتر دل سرد خواهندشد وودر نتیجه روندی که در کشور ایجادشده است به بن بست خواهد انجامید.