رهیافت های فرا رَوی از حکومت قومی
در جریان مراسم یاد بود آقای عرفانی نیز گرچه آقای سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور دفاع تمام قد از رئیس جمهورغنی پرداخت وکوشید که کمترین گرد ابهام را از چهره اشرف غنی بزداید واو را یک آدم غیر متعصب وغیر قوم گرا نشان دهد، اما این پرده پوشی در سخنان سایر مقام ها ی حکومتی چندان بازتاب نیافت ونگرانی هایی از سیاسیت های حکومت به ویژه شخص اشرفغنی به وضوح دیده می شد .
استنباط نگارنده آنست که به جز سرور دانش که آب پاکی روی دست همه ریخت وحریم اشرف غنی را از همه عیوب مبرا دانست ولیکن سایر مقام های حکومتی نتوانستند یا نه خواستند اشر فغنی را از عیب قوم گرایی آشکار تبریه نمایند. آنچه که سایرمقام های حکومتی را وادار اتخاذ مواضع ضعیف کرد شاید هم منافع ومصالح شخصی خود آنها بود . مقام های حکومتی گمان می برند که شدت گرفتن انتقاد ها بر حکومت باعث می شود که وضعیت از کنتر ل خارج شود و درنتیجه همه مصالح و منافع آنها با خطر مواجه گردد که در صورت بروز چنین حادثه ای کسی یا گروهی را
یارای کنترل آن نه خواهد بود درنتیجه منافع آنها تامین نمی گردد وآنان از اسب قدرت به زیر کشیده می شوند.
این طرز تفکرگرچه قومی گرایی را نمی پسندند اما انتقاد سخت وسنگین بر حکومت را نیزروا نمی دانند. به سخن دیگردراین دید گاه ستیز میان منافع شخصی یا گروهی از یک طرف ومنفعت ملی از جانب دیگر است.
این گروه بدین باوراند که فشار بیش از حد بر حکومت باعث می شود که همین حکومت نیم بند فرو ریزد ویک حالت انارشیستی در کشور حاکم شود دراین صورت نه تنها قوم گرایی مهارنه خواهد شدکه هیچ سنگی روی سنگ بند نه خواهد آمد، بنابراین در شرایطی که نا امنی ها وحضور طالبان در نزدیک ترین شهرهای کشور مشاهده می شود پرداختن به این گونه مسایل مطلوب نیست لذا سیاست مداران باید اولویت های کاری خود را درنگهداری نظام سیاسی کنونی بدانند وا ازبروز اختلافات به هربهایی جلو گیری کنند. این طرز دید در سخنان عطا محمد نوربیشتر آشکار است .
آقای نور با آن که از حکومت انتقاد می کند درعین زمان معقتد است که باید ازامکانات حکومت استفاده کرد و نشست بروکسیل را یک فرصت دید، وعقیده دارد که این نشست از دست آورد های مهم حکومت است وباید در جهت ایجاد فضای همگرایی وصلح استفاده کرد.
در جمع اصلاح گران، طرز دید دیگر هم وجود داد که وضعیت کنونی را نا مطلوب می داند وهیچ مصلحتی را بالاتر و برتر ازایجاد یک حکومت سالم غیر قومی نمی داند. این طیف بدین باور است که در افغانستان همه مشکلات درجزایری جدا از هم نیست ، نا امنی بدون فساد اداری ومواد مخدر نیست وقوم گرایی نمی تواند هیچ تاثیری برامنیت نداشته باشد. حکومت امروز تمام هم وغم خویش را در جهت ایجاد امنیت در کشور به کار می برد وقتی امنیت تامین شد آنگاه بساط قوم گرایی را بر چیند ویک حکومت مطلوب به وجود آورد، برعکس گرایش های قومی درحکومت ، مادر بسیاری از مشکلات ونابسانی ها در کشوراست. هم چنان قوم گرایی زمینه های بروز بسیاری از نا امنی ها وکشت وقاچاق مواد مخدر را در کشورفراهم می کند.
اگر حکومت بخواهد یک کار زیربنایی انجام دهد گام نخست ایجاد سازوکار مناسب مبارزه با قوم گرایی است. و مبارزه با قوم گرایی،که اعتماد ملی به وجود می آورد ، پایه های حکومت را استحکام می بخشد . وقتی اولین گام هایی در این جهت برداشته شود تمام اقوام ساکن درکشورمی توانند به حکومت اعتمادکنند، اعتماد بر حکومت قدرتی به حکومت می بخشد و حکومت را از توان وپتانسیل برخورداری می کند که این قدرت در هیچ جای نمی توان بدست آورد. این شیوه دقیقا یک شیوه علمی است که ازفیلسوفان سیاسی قرن بیستم به یادگارمانده است .برخی گفته اند که اصلاحات تدریجی یا مهندسی تدریجی اجتماعی شیوه ای است که اروپایی ها بعد از جنگ دوم جهانی به کار بستند به تنایج نیکو وثمربخشی نیز نایل آمدند.
لذا راه وطریقه دوم طریقه تجربه شده وقابل اعتمادی است که باید حکومت برای دست یابی به توسعه متوازن وپایدار به کار بندد.گرچه این باور بسیارپسندیده وتجربه شده ودرضمن غیر خشونت ورزانه است، اما به نظر نمی رسد که حکومت افغانستان کمر بسته باشد که جهت ایجادیک حکومت مطلوب غیر قومی کار کند و تلاش ورزد.