آیا جهان دو قطبی می شود؟
دردهه اول قرن بیست و یک کمتر کسی دراین مورد اظهار نظرمی کرد وآینده را به ظهور ابرقدرتی جدید قابل پیش بینی می دانست ، اما با تحولاتی که در دهه دوم قرن بیست و یک ایجاد شد به ویژه انقلاب های مخملینی که در شرق و در کشور های عربی اتفاق افتاد و در نهایت همه را ایالات متحده امریکا بر اساس منافع خود مصادره کرد، دراین جهت دهی ومنفعت خواهی نه قدرتی را رقیب خود می دانست ونه هم رفیق خود به حساب می آورد. رقیب خود نمی داست چون سایر قدرت ها را هسنگ وهمسان خود به رسمیت نمی شناخت وآن قدر درغرور وتبختر غرق بود که رفاقت با سایرین را با منافع خود همرنگ نمی یافت.
این پرسش اذهان بی شماری را به خود مشغول کرده بود که یکه تازی های ایالات متحده امریکا تا چند وقت دیگرادامه خواهد یافت و جهان به کام ابرقدرت امریکا خواهد چرخید؟
کوچ تدریجی کشورهای آزاد شده از سیطره اتحاد شوروی سابق ، به سوی اتحادیه های اروپایی به ویژه به "سازمان نا تو" و ایجاد مشکلات جدید در روابط میان روسیه و اکراین و پشتیبانی اتحادیه اروپایی به ویژه امریکا از اکراین ، روسیه را سخت به تکاپو وا داشت و به دنبال یافتن رفیق جدید در سطح بین المللی بر آمد. بحران سوریه درخاورمیانه و دخالت مستقیم امریکا دراین جنگ وتصمیم بر تغیر رژیم بشار اسد با همراهی برخی کشور های منطقه خلیج فارس ،روسیه را واداشت که از لاک خود برون آید وبه صورت عریان تر وارد کار زار روابط بین المللی گردد.
حال دو نظر وجود دارد پاره ای از آگاهان چنین باور دارند که بحران سوریه برای روسیه یک فرصت بی بدیل به وجود آورد تا این قدرت خفته را وارد فاز جدید روابط بین المللی کند و بتواند جایگاه خود را به عنوان یک ابر قدرت ذی نفع در خاورمیانه تثبیت کند.
باور دوم آنست که روسیه قبل از بحران سوریه نیزاز انزوای گرفتار آمده رنج می برد، اما این حران سوریه را بهانه قرار داد تا بتواند حضور خود را درخاورمیانه تثیبیت کند و ازاین طریق به دنیا بفهماند که ایالات متحده امریکا نه تنها یگانه ابرقدرت در جهان نیست بلکه روسیه نیزمی تواند همانند امریکا قد بر افرازد وآن ابر قدرت را با چالش های مرد افگنی مواجه سازد.
پرسش های دیگری که مطرح می شود آنست که ، آیا روسیه توان وظرفیت یک ابرقدرت شدن را دارد یانه؟ دراین مورد هم دید گاه های یکسانی وجود ندارد . برخی بدین باور هستند که روسیه توان وظرفیت های نظامی خود را از اتحاد شوروی سابق به ارث برده است . تمام توانایی تسلیحاتی که اتحاد شوروی سابق حایز بود اینک در اختیار روسیه قرار دارد، هم چنان ذخایر زیر زمینی ای چون گاز ونفتی که در اختیار حکوت روسیه است می تواند برگ برنده ای برای بازی منطقه ای وجهانی باشد ، لذا روسیه توان و ظرفیت یک ابر قدرت شدن را دارد.
به هرحال روسیه چه توان وظرفیت ابر قدرت شدن را داشته باشد چه نداشته باشد ، اینک پای از قلمرو خود برون نهاده و درسایر کشورها دست به لشکر کشی زده است.
افغانستان که مدت ها خو د را دور از سیطره روسیه احساس می کرد وهیچ تهدیدی را از سوی روسیه ممکن نمی دانست. حتا رئیس حکومت قبلی ایاالات متحده امریکارا تهدید می کرد در صورتی که ایالات متحده امریکا نیاز های اساسی سربازان حکومت افغانستان را برآورده نکند روی به سوی روسیه خواهد آورد ؛ هم اکنون پای روسیه را در بحران افغانستان می توان مشاهده کرد.
خبر هایی وجود دارد مبنی براین که روسیه ازبرخی سران طالبان دعوت کرده است که به آن کشور سفر کنند وعملیات های نظامی خود را با آن کشور هماهنگ سازند.
بنابراین روسیه بررغم آن که در سوریه خود را رو در رو با امریکا می بیند واز منافع خود دفاع می کند حال برای به چالش کشیدن حضور امریکا در افغانستان می کوشد از طالبان استفاده کند. لذا برداشت ها آنست که روسیه می خواهد در برابرقدرت مداری های ایالات متحده امریکا به عنوان یک ابر قدرت جهانی قرار گیرد و زیاده خواهی های امریکا را به چالش بکشد، اما این که این توان وظرفیت را دارد یا نه، خود پرسشی است که گذشت زمان نشان خواهد داد.