تروریسم راز نا مکشوف!
اما این بار این گونه نبوده است ، تعدادی با لباس پولیس ملی با داشتن اسلحه وبم های دستی بدون کمترین بیمی به دروازه زیارتگاه سخی نزدیک می شوند با فرد موظفی که وظیفه بازرسی را به عهده داشته است مواجه می گردند،با شلیک گلوله ای او را از پای در می آورد ، وآنگاه وارد محوطه می شوند وبه تیر اندازی می پردازند، دست به کشتار وخون ریزی می زنند.
این تعداد از چندین ایستگاه بازرسی می گذرند وچگونه خود را به محل رویدادر می رسانند ، جای پرسش های بی شماری دارد. دوم این که درسالیان گذشته طالبان نشان داده اند که به محل های این چنینی کمتر حمله کرده و غیر از رخداد چند سال قبل که در اطرف زیارتگاه حضرت ابوالفضل رخداد، هنوزکسی به یاد ندارد که طالبان بر این گونه مکان ها حمله کرده باشند.
آنچه از اهمیت فوق العاده برخوردار است وبربارابهام ها می افزاید چند نکته است. نخست اینکه بررغم این همه ایستگاه های بازرسی ای که وجود دارد ، این افراد چگونه این همه مسیر را بدون کمترین نگرانی و موانع پیموده و وارد این محوطه شده اند.
. دوم این که چگونه این افراد از چشم نیروهای کشفی به دور مانده و حتا مورد سوء ظن نیز قرار نه گرفته اند؟
اگر نیرو های کشفی این قدر در خواب غفلت فرو رفته باشند که تروریست ها از یک طرف شهر به طرف دیگرشهربه آرامی و بدون کمترین نگرانی خاطر،به گشت وگزار بپردازند، دوحالت درذهن متبادر می شود یک حالت آنست که این ها با هماهنگی نیرو های کشفی آمده ودست به عمل خشونت بار زده اند. دوم این که افراد کشفی به خواب رفته بودند ، که تروریستان مسلح هرگزبا کمترین بیم را دست به وشنت بردند دراین صورت باید از ریاست امینت ملی پرسید که مسئولیت این نهاد در داخل شهر چیست ، بررغم این همه هزینه هایی که بر حکومت تحمیل می کند چرا باید دربرابر مردم این گونه غیر مسئولانه عمل کند و به ایفای وظیفه خود نپردازد؟
این ها پرسش هایی است که جز این که دستان پیدا و پنهان حکومت را دراین رخداد دخیل بدانند حل نمی شود. حکومت دو کانون خشونت ورز را در درون خود دارد،اولین کانون شخص کرزی است که سخنان غیر مسئولانه وخشونت ورزانه او تروریست ها را تشجیع وتحریص می کند.
دومین کانون خشونت ورز پیمان دوستی است که میان حکومت وحدت ملی وآقای حکمتیار بسته شده است.
پیام عید قربان حکمتیارهنوز از اذهان مردم نرفته است که خطاب به شیعیان هزاره گفته بود که آنها در هیچ جای کشور از امنیت برخودارانه خواهد بود.
این که هزاره های شیعه چه هیزمی تری به حکمتیار فروخته است آشکار نیست، آنچه که آشکار است این که حکمت یار هیچ گاه مواضع مستقل نداشته همواره در خدمت دیگران بوده است.
اگر چنین هم نباشد صرفا اعلامیه حکمتیار باید حکومت را موظف دارد که افراد وابسته به حکمتیار را بیش از پیش زیر نظر قرار دهد واز تحرک آنها جلو گیری کند.
در مجموع آنچه تا حال ازاین رخداد به دست آمده آنست که وقتی طالبان مسئولیت آن حمله را بدوش نگیرند به معنای آنست که باید کسانی در زیر ریش همین حکومت دست به حمله زده باشند واین گونه به صورت فجیع سوگواران حسینی را به خاک وخون کشیده باشند .
حال انگیزه این کار چه باشد از اهمیت چندانی برخوردار نیست به هر علت وانگیزه ای صورت گرفته باشد در اصل نتیجه تغیری وارد نمی گردد.
گرچه از حکومتی مبتلا به انواع بیماری هیچ انتظاری نمی توان داشت ، اما اگر این حکومت بخواهد از میزان نا امنی ها بکاهد باید در ساختار های امنیتی تجدید نظر کند و این همه سطحی نگری وسهل انگاری را فرو بنهد، مسئولانه به مشکلات کشور بنگرد.
رخداد غم بارقندوزلکه های سیاه بد نامی را در دامن حکومت وحدت ملی برجای نهاد،حادثه خونین شب عاشورای حسینی در کابل بر این لکه ها افزود وحکومت را در مظان اتهام بیشتر قرار داد.
مردم خواهان بیانیه های بلند بالا از طرف حکومت نیستند و توجیه گری های نا عاقلانه حکومت را نمی پذیرند، ا زحکومت می خواهند که صادقانه با مردم مواجه شود، اگر توان ایجادامنیت مردم را ندارد این کار مهم را به خود مردم واگزارند، تا مردم خود به دفاع خود همت گمارند.وبیش ازاین ، مورد حمله های دد منشانه مشتی تروریست های خون آشام قرار نگیرند.