تجلیل از عاشورا ؛ همنشینی با اولیای خداوند
یک پیشنهاد آنست که باید شرایط را به گونه ای تغیر داد که شرایط زمانی - مکانی امام حسین(ع) به وجود آید ، آنگاه دست به قیام حسینی زد.اما این شیوه ای است که نه در خور عقلانیت عاشورا است ونه هم امکان تحقق چنین امری ممکن است. آنچه امام حسین به ما آموخته است درس آزادگی است اما این که آ آزادگی را چگونه می توان به دست آورد مربوط به هرعصر وهمان نسل می شود.
افزون برآن ، در حرکت امام حسین عنصر اختیار ازارزش واهیمت فوق العاده برخورداراست، یعنی امام بر مردم کوفه فشار وارد نیاورد ، به گواهی تاریخ، امام سفیران و نامه رسانان خویش را فرستاد تا از وضعیت حاکم در کوفه آن زمان مطلع شوند نه این که مردم کوفه را تحت فشار قرار دهد که امر و نهی های او را بپذیرند و اطاعت کنند. بنابراین با منش وشخصیتی که امام حسین(ع) داشت نمی توان به تاسی از او چنان مردم را در تنگنا قرارداد که شرایط ظهور قیام امام حسین(ع) فراهم گردد.
بررغم بسته بودن وغیر منطقی بودن این گونه راه های سلفی گرایانه ، راه های فراوانی دیگری گشوده است که باید سود برد و از رخداد عاشورا درس رهایی وآزادگی گرفت گرفت ، راهی که درسیره وسنت آن بزرگ نیز به صراحت ووضاحت دید ومشاهده کرد.. آن راه اینست که امام حسین(ع) بی تردید وگمان یکی ازاولیای خداوند است. از ویژگی های اولیای الاهی آنست که مرده و زنده ندارند ، وابسته به مکان و زمان نیستند. روح بزرگ اولیای خداوند در همه مکان ها و زمان ها حاضراند فقط کافی است که آدمیان خود را آماده سازند تا در زلال جوی بار روح آسمانی آنها خود را شستشو دهند.
روحی بزرگی که قرین رحمت واسعه الاهی قرار گرفته است وهرکه از او کسب فیض کند بی گمان دگرگونی های مثبتی به سوی او روی خواهد آورد وحالت او را دگرگون خواهد کرد.
حال پرسشی که به وجود می آید آنست که چگونه می توان در کنار اولیای الاهی نشست وازهمسایگی وهم نشینی با آنها بهره گرفت؟ اندیشمندان مسلمان گفته اند که هم نشینی با اولیای خداوند چون همنشینی با نور است که هم به انسان روشنایی می بخشد وهم گرما. حضرت مولانامی گوید:
کارمردان روشنی وگرمی است ؛ کار دونان حیله و بی شرمی است.
ما هم می توانیم بانشستن در کنار امام حسین (ع)ازاو نور وگرما بگیریم ،پلشتی ها را از خود بزدائیم، اخلاق زشت وبرخورد های نا به هنجار دینی واجتماعی را به یک سونهیم. مولانا جلال الدین بلخی - رومی در باره ویژگی های اولیای خداوندسخن ژرف ونیکویی دیگری هم دارد مه می گوید:
در درون شان صد قیامت نقد هست ، کمترین آن که شود همسایه مست
این مستی آفرینی ونشاط بخشی در هم نشینی با حضرامام حسین (ع)وهم چنین ایامی که به نام نامی آن بزرگوار بر گزار می شود وجود دارد.
بنابراین باید صبغه اولیای الاهی امام حسین(ع) را در تغیرو تحول درونی آدمیان بر جسته ساخت.
واعظان محترم باید بر این نکته تاکید ورزند که یکی از بزرگترین ثمرات تجلیل از عاشورا وشهادت امام حسین(ع) آنست که هر ساله در سوگ او نشینیم ازاین منبع نور و روشنایی الهام گیریم وخود را متحول سازیم . تحول در آدمیان همان تحول درونی واخلاقی است. به کردار و رفتاری که قبل از محرم قرار داشتیم تجدید نظر کنیم وبه عاشورا همانند زلال جویباری بنگریم که روح های آلوده به انواع رذ یلت های اخلاقی را شستشو دهیم وخود را پاک مطهر ومطرا گردانیم .
این کار دشواری نیست به شرط آن که اهتمامی صورت گیرد، قصد ونیتی در کار باشد. اگر در جامعه کنونی ما فساد حاکم است، اگر رشوه ستانی ،دروغ ، ریاکاری، تملق ورزی، تهمت وافترا و دهها صفت و رزیلت اخلاقی جریان دارد ویا اگر انواع پلیدی های اخلاقی در جامعه پدید آمده است ، همه زدوده می شوند زمانی که عزم جدی به کار بسته شود که در کنار ولی خدا قرار گیریم. تعبیر گویا تر آنست که زمینه هم نشینی را واعظان و روحانیان محترمی فرا هم می کنند که نخست به تربیت نفس خود همت گمارند و زنگ وزنگار وجود خود را با زلال جویبارعاشورا شستشو دهند ،مس وجود را باکمیای عاشورا به زر تبدیلکرده باشند آنگاه این زمینه را فراهم کنند که مردم به ویژه سوگواران امام حسین(ع) در کناراین چشمه کرامت ، حریت وانسانیت بنشینند و روح و روان خود را صفا وصیقل دهند.
محک ومعیار همنشینی هم آنست که بعد از سپری شدن ایام عاشورا تغیراتی در وجود ما حادث شده باشد.
بسیاری از گرفتاری های جامعه ما افول اخلاق است ، بازار دروغ گویی، تهمت زنی، ریا کاری وتملق گویی سخت پررنگ و رونق است. هریک ازاین رذیلت ها خود یک آفت اجتماعی تلقی می گردد پیروان امام کسانی هستند که خود را ازاین رذیلت ها حتی المقدور پاک سازند. آبی که این پلیدی ها را می زداید و زایل می سازد هم نشین شدن با ا رواح های ملکوتی اولیای خداوند است.
ما درتاریخ تفکراسلامی خوانده ایم ومی خوانیم آنان که هم نشین اولیای خداوند شدند از روح آسمانی این بزرگان سود بردند ، تغیراتی بزرگی در روح و روان خود به وجود آوردند و آدم دگر شدند، راه و مسیر دیگر را پیمودند به تعبیر علامه اقبال لاهوری:
چونکه در جان رفت جان دیگر شود؛جان چو دیگر شد جهان دیگر شود
مثل حق پنهان وهم پیداست این ؛ زنده وپاینده وگویا است این
به عنوان پیروان امام حسین (ع) می توانیم در همنشینی با ایام عزاداری این ولی خداوند ، روح خود را صفا وصیقل دهیم وآدمی کاملا دگر شویم.