افغانستان دربروکسیل؛ لب خندان دل پرخون
یک مقام امریکایی، اعلام کرد که بیش از هفتاد درصد مصارف دولت افغانستان با کمک های خارجی تامین می شود.
وضعیتی که درآن به سرمی بریم می تواند ،گاهی افتخارآفرین وگاهی هیجان انگیزباشد، گاهی لبخندی برلبان ما بنشاند. اما اگرغیرت وحمیتی باشد ،این لبان خنده توام با خون دلی است که وضعیت ما را چون انارساخته که:"موج خون به دل و خنده بردهان داریم". پشتیبانی اجماع جهانی از افغانستان وکمک های جهان به افغانستان با اسم دیگر نیز می توان یاد شود این که درسایه حکومت گران فاسد ،مردم ما هنوز به حال تکدی به سر می برند.
به سخن دیگر حکومت های افغانستان در پانزده سال گذشته هیچ کاری برای این کشور نه کرده اند با این که منابع سرشار زیر زمینی در کشور وجود دارد، با آنکه دل این سرزمین لعل و گهر در خودنهفته دارد، با آن که آب های سرشارما سرزمین های سوخته همسایگان را سبز وپرطروات ساخته است اما هنو زلب های مردم ما خشکیده است. نزدیک به نیم نفوس کشور محتاج نیم نان هستند. گاهی برای یافتن نیم نانی به آن سوی اقیانوس ها روانه می شوند وگاه دروازه همسایه رامی کوبند تا ترحم کند چند روز ی به ما فرصت دهد تا روز گار بگذارانیم.
با این همه فلاکت و بد بختی ای که مردم ما بدان گرفتار هستند، و با این همه فساد بنیان بر افگنی که در کشورما وبه ویژه دردستگاه حکومت وجود دارد، اجماع جامعه جهانی برای سیر کردن شکم ما چه افتخاری می تواند باشد؟
سرزمینی که دل آن پر از لعل ولاجورد است اما مردم آن محتاج نیم نان هستند این چه افتخاری برای حکومت گران ما است که به اجماع جهانی افتخار کنند؟
نه تنها اجماع جهانی افتخار افرین نیست که ننگ آور وذلت آفرین است. ننگ وبی غیرتی حواله کسانی است که در پانزده سال گذشته این کشور را به بدترین شکل اداره کردند ،اما ادعای بسیار گزاف دارند.
به نام این کشور به نان ونوا رسیدند اما دست تکدی این مردم هنوز به سوی خارجی ها دراز است.
هر نشستی که درباره افغانستان تدویر می یابد کثیری برخودمی بالند که هنوز خارجی ها پشت سر ما قرار دارند و ما را نمی گذارند که گرسنه باشیم!
کاش یک بار هم شده به خود بیاندیشیم وحاکمان خود را در معرض پرسش جدی قرار دهیم و بپرسیم که چرا بعد از پانزده سال که از عمرحکومت شما می گذرد ومیلیارد ها دالر مصر ف کرده اید باز هم دست تکدی به سوی بیگانگان دراز است؟
چرا هر نشستی درباره افغانستان سراز پای نشناخته می دوید وافتخار می کنید که بعد از گذشت این همه سال هنوز به کمک جامعه جهانی زنده هستید؟
بهتر است که مقام های حکومتی در هر نشستی که درباره افغانستان صورت می گیرد با تواضع و فروتنی از پیشگاه مردم عذر خواهی کنند ، به جهل ونادانی خود اعتراف نمایند که در پانزده سال نتوانسته اند به کمترین خواسته های مردم که قطع وابستگی به بیگانه ها باشد نایل آیند.
پرسش اساسی آنست که از مقام های حکومتی پرسیده شود که بررغم این همه نابسانی که در کشور وجود دارد حکومتی ها چقدر تا وان نا کار آمد ی ها خود را باز پرداخت اند؟
متاسفانه حکومت افغانستان از گذشته تا کنون نه سهم عقل را در حکومت داری به جای آورده نه سهم دین را. نه از سیره وسنت رسول خدا پیروی کرده اند ونه حتا عقل غربی های از خدا بی خبررا به کار بسته اند.
غربی ها اگر با دیگران همانند شیران جنگل مواجه می شوند حد اقل با مردم کشورخود با مدارا ومروت رفتار می کنند وهم سنگ مردم متوسط خود زندگی می کنند که حکومت گران افغانستان هیچ کدام را ندارند.