جنبش های اجتماعی بدون معیار های عقلانی
دفن مجدد حبیب الله کلکانی بی تردید با همین مشکل مواجه است. آقای اکرام اندیشمند در نشریه «خرد« کوتاه نوشته ای ارایه داده تا ازآن حرکت احساسی دفاع کند و نشان دهد که تکریم حبیب الله کلکانی برای کم رنگ کردن اصلاحات دوره امانی نیست وهم چنان مشروعیت بخشیدن به حرکت های بغاوت پیشگانی نیست که با همدل شدن با استعما رگران انگلیسی حکومت امانی را سر نگون کردند.ایشان گرچه زحمت زیاد کشیده تا دامن حبیب الله کلکانی را از قیام بر ضد امانالله خان تبریه کند، اما در نهایت راه به جایی نبرده و از حرکت واکنشی تبارگرایانه نتوانسته است دفاع کند. این حرکت از چند منظر می تواند قابل نقدجدی باشد. یکی ازاین جهت که این حرکت واکنشی بیش نبود دربرابربی عدالتی های سیستماتیکی که در سالهای پسین در افغانستان وجود داشته است . درپانزده سال گذشته حکومت کرزی تا توانست بر آتش تقرق قومی روغن ریخت وآن رابیش ازگذشته مشتعل ساخت. پاسخ رویکردهای احساسی حکومت مقابله به مثل نیست. حکومت کرزی فاقد عقلانیت سیاسی بود وازاین جهت بارها مورد نقد قرار گرفت آیا سزاور است که کنش های احساسی با واکنش های احساسی پاسخ داده شود ؟ اگر چنین شود در نهایت راه به جایی نمی برد وگرهی از مشکلات اجتماعی کشورنمی گشاید . تنها کاری که حرکت های احساسی می تواند انجام دهد آنست که تخلیه روانی برای جوانان باشد پوتانسیل های تراکم یافته را دراین راه به مصرف برسد. اما درنهایت بدون اوج گیری افول خواهد کرد وفرو خواهد نشست. پاسخ های شایسته ودر خور ومقابله با بی عدالتی نباید ما را به سویی سوق دهد که در نهایت تفرق قومی را افزایش دهد وشکاف ها را بیشتر کند و بر دامنه اختلافها بیفزاید.
ممکن است کسانی که به این گونه حرکت های احساسی متوسل می شوندبر بار منفی این گونه حرکت ها وقوف نداشته اند اما جوانانی که دردنیای اطلاعات می زیند،ودرسپهر آزادی رسا نه های گروهی نفس می کشند،نباید دردامن این گونه احساسات گرفتار شوند ودامن عقلانیت فرو نهند، آگاهانه و یا نآ آگانه کاری را انجام دهند که درخور وشایسته یک جوان امروزی نیست .نکته ی دیگری که قابل توجه است ، جوانی که خود را رسالت مند می بیند نمی تواند کار های بی معیار وضابطه انجام دهد. جوان ازخود بپرسد که خاستگاه فکری او در دفن مجدد حبیبالله کلکانی چیست وچه چیزی را می خواهدبه دست آورد ؟ حرکتی که از سوی کثیری ازجوانان انجام گرفتْ - بدون هیچ تعارفی- یک حرکت قومی وبرخاسته از احساس حقارتی بودکه عملکردحکومت های افغانستان به وجود آورده است. جوانی که تصمیم می گیرد تایک کنش اجتماعی گسترده وفراگیروتاثیر گزار انجام دهد و نام خویش را درتاریخ به یاد گاربگذارد ،باید برای حرکت خود معیارفکری واندیشگی تعریف کند. هر حرکت و یا جنبشی باید دارای تکیه گاه مستحکم باشد تا حد اقل بتواند رفتار او را توجیه پذیر نماید .برخی کلکانی را شهید قرآننامیدند، اگر به قرآن وگفتمان قرآن اهمیت داده می شود باید منبای حرکت نیز مبتنی برقرآن باشد، نمی توان گفت که حبیب الله کلکانی شهید قرآن است ، اما حرکتی که جوانان برای اعاده حیثیت او به راه انداختند بیش ازاین که اسلامی باشد یک حرکت قومی بود.کسی که به عنوان یک مسلمان به قرآن نگریسته باشد بی تردید درخواهد یافت که روح قران با حرکت های قوم گرایانه سازگار نیست. در سخنان پیامبر بزرگ اسلام نیز قو م گرایی وقبیله پرستی به عنوان میراث نظام اجتماعی شرک دوران جاهلیت نفی شده است. لذا چگونه می توان شهید قرآن را با انگیزه های قومی به تجلیل وتکریم نشست.معیار دومی که باید حرکت ها را معنا دهد وتکیه گاهی محکمی به وجود می آورد ومی تواد توجیه گر اعمال وکردارماباشد عدالت طلبی است. ممکن است کسی دیندار نباشد، اما حرکت او عدالت خواهانه باشد و برای بسط عدالت مخدوش شده در یک جامعه مبارزه کند و جان خود را به خطر افگند. آیا واقعا حرکتی که به وجود آمد ، خون تعدادی از بی گناهان به زمین ریخته شد یک حرکت عدالت خواهانه بود؟
تا هنوز کسی نه گفته واز سوی تدویرکنند گان آن نیز ابراز نشده است که گفته باشند که برای عدالت مبارزه می کردند. زیرا عدالت خواهی با گرایش های تند تباری سنخیت ندارد،شعار هایی که درفضای عمومی پیچید نشان داد که این حرکت با عدالت خواهی چندان سازگاز نیست. نفس حرکت قومی ،احساسی ودور ازعقلانیت وعدالت است. با هیچ منطقی نمی توان حرکت های قوم مدارانه را عدالت خواهی نامید .
حرکت های قومی هم مبنا وپیش فرض غیر عادلانه دارند وهم در نهایت به عدالت منتهی نمی شود وبیش یک جامعه فاشیستی ازآن برون نمی آید. هرکسی که دست به یک حرکت سیاسی می زند باید این پرسش را با خود مطرح کرده باشد وپاسخ آن را دانسته باشد که کاری را که انجام می دهد تا چه شودوبه کجا برسد؟حبیب الله خان کلکانی با اعزاز واکرام بار دیگربه خاک سپرده شد درنهایت چه به دست آمد، چه چیز تغیر کرد، چه توسعه ایجاد شد وجایگاه چه چیزی تغیر یافت؟ در در یک حرکت اجتماعی اگر ظلمی زدوده نشود وعدالتی بر پای داشته نشود و حتی سنگ نشانه هایی از عدالت طلبی نهاده نشود در نهایت یک حرکت کور وفاقد درون مایه خواهد بود.برخی گفته اند که با این حرکت به باز خوانی تاریخ پرداختیم! این گفته ها نیزاز عجایب روز گار ما است که باز خوانی تاریخ با توپ وتفنگ صورت گیرد!