در مجموع درنگ بر تاریخ برای زیست بهتر آیندگان است . حضرت علی (ع) نیز به خواندن تاریخ توصیه می کنند و می فرمایند که: من چنان به تاریخ نگریسته ام که انگار یکی از کسانی هستم که در گذشته(با گذشتگان) زندگی کرده است . این ها نکات اندک از توصیه های بسیاری است که در متون دینی وجود دارد. طبیعی است که این گونه نگاه توام با تامل ودقت ورزی فراوانست، می طلبد که هرفردی در شناخت تاریخ این تامل ورزی ها را به کار بندند. با توجه به این که هر نسل و عصری تاریخ خود را دارد، برای زندگی بهتر باید به گذشته خود مراجعه کنند تا راه آینده را به نیکی دریابند.

       با نگاه به رخدادهای هفته های اخیر در کشور ما متاسفانه -آن گونه که آشکارشده است - ما به جای عبرت گیری  از تاریخ به تقدیس تاریخ پرداخته ایم. در حالی که نگاه به تاریخ به معنای نگاه منتقدانه به تاریخ است. اگر چنانچه تاریخ هم مورد احترام قرار می گیرد با توجه به عبرت و پند آموزی تاریخ است که آن را قابل ارج واحترام می کند. رویکرد عمومی به تاریخ باید نگاه منتقدانه  وموشگافانه باشد تا اشتباهات وخطاهای گذشتگان  در زنگی آیندگان تکرار نگردد.

   نکته دوم ، آنچه مایه تاسف وگاهی تعجب  می شود نگاه ما به تاریخ توام با احساسات وهیجان های وابستگی های قومی ونژادی است در حالی که نقد وتحلیل تاریخ باید باعقلانیت و به دور از احساسات خام صورت گیرد  ومیان تاریخ ومحقق فاصیله ای به وجود آمده باشد، تا احساسات بر داوری های تاریخی تاثیر نگذارد.  همین نگاه آمیخته با احساسات است که تاریخ را نه به عنوان منبع معرفت وعبرت که دست مایه تبختر وتفاخرویا سرزنش  سایرین قرار می دهد .یعنی بیش ازاین که به نقد تاریخ بپردازیم تا آینده ای خویش را بهتر ترسیم کنیم یابه تقدیس تاریخ همت گماشته و به تکریم بازیگران تاریخ می پردازیم ویا به انکار پرداخته نگاه انتقادی را از تاریخ بر گرفته ایم.

       نبود نگاه عقلانی به تاریخ است که بسیاری از واقعیت ها را انکار می کنیم وخوبی های دیگران را نمی بینیم .خدمات دیگران را ارج نمی نهیم که حتا گاهی داوری وارونه می کنیم. اگر نگاه عقلانی به تاریخ بیافگنیم بی تردید  دید ما نسبت به حبیب الله خان کلکانی تغیر پیدا می کند ونگاه دیگری نسبت به او وپادشاهی او پیدا می کنیم. اگرنگاه ما فارغ  ازقوم گرایی و نژاد محوری به تاریخ باشد و حکومت او را با حکوت امانی مقاسیه کنیم ، حکومت او نوعی عقب گرد شمرده می شود.حکومت امانی یکی از حکومت های پیشرو زمان خوداست که حبیب الله خان بر ضد او قیام کرد واسباب افول حکومت او را فراهم آورد. خدمات امالله خان فراوانست در مقایسه با حکومت های قبل و بعد اومی توان به چند مورد اشاره داشت. اولین میثاق ملی( قانون اساسی) در حکومت او تدوین گردید، درآن میثاق حقوق اساسی برای زنان ومردان کشور تعریف شد. حقوق اقوامی که در زمان پدر و جد امان الله خان انکار وکتمان می شد اعاده گردید . نگاه جدید به معارف کشور افگنده شد، جوانان بی شماری غرض ادامه تحصیل  به خارج از کشور فرستاده شدند؛ تبعیض هایی که در زمان شاهان گذشته افغانستان نسبت به سایر اقوام اعمال می شد بر طرف گردید. این ها در مجموع نقاط مثبت ومفیدی بود که نمی شود با دید منکرانه بدان ها نگریست.  

   درمجموع خدمات نیکوی حکومت امانی بود که خواب خوش از چشم انگلیس ها ربود و استعمار گران بیم  ازآن داشتند که اگر حکومت امانی ادامه یابد و پایه های آن استحکام پیدا کند واصلاحا ت او عملی گردد،بی تردید حس استقلال طلبی وآزادی خواهی  را در شبه قاره هند نضج خواهد داد. این بیم باعث شد که استعمارگران انگلیسی دست درکار شوند تا زمینه سقوط حکومت امانی را فراهم آورند.

ادامه دارد...