سیاست متناقض دردنیای پر آشوب!
. قرار دادی که در هفته اخیرمیان مقام های سیاسی دو کشور امریکا وهندوستان به امضا رسید، توام با پرسش هایی پرشماری بوده است. خاستگاه وپیش فرض پرسش ها آنست که: یک،ایالات متحده امریکا به عنوان دوست ثابت و پایدار پاکستان درمنطقه به حساب می آمد.دوم پاکستان از جمله رقبای جدی وتاریخی هندوستان است ،هرکشوی که با یکی ازاین دو کشور نرد دوستی ببازد در حقیقت با دیگری با دشمنی یا حد اقل به رقابت پرداخته است. پرسشی که هم اکنون مطرح می شود آنست که آیا نزدیکی ایالات متحده امریکا با هندوستان را به معنای روی گردانی از پاکستان باید به حساب آورد دیگر این که در مناقشه هایی که میان دو کشور وجود دارد ایالات متحده امریکا جانب پاکستان را نه خواهد گرفت، ازسوی دیگر پاکستان بیش از یک دهه است که دشمنی آشکاری را با مردم وحکومت افغانستان در پیش گرفته است، در صورت رویگردانی امریکا از پاکستان، آیا ایالات متحده امریکا می خواهد پاکستان را در حال انزوا قرار دهد؟ این ها پرسش های مهمی است که ذهن هر تحلیلگری را به خود مشغول ومصروف می دارد ومترصد هست تا بنگرد که سیاست های رویگردانی با پاکستان ایالات متحده امریکا چقدر صادقانه است ودر نهایت به کجا خواهد انجامید ؟
گرچه تحلیل گران پاسخ های روشنی ارایه نه کرده اند این که سیاست نزدیکی به هندوستان می تواند خواب خوش از چشمان مقام های پاکستان برباید یا آن که سیاست امریکا هم چنان سیاست یکی به نعل ویکی به میخ خواهد بود وحکومت افغانستان ازاین سیاست ها چندان بهره ونصیبی نه خواهد برد؟
پاره ای از آگاهان بدین باور اند که نزدیکی ایالات متحده امریکا به هندوستان به معنای طرفداری مطلق از حکومت افغانستان وانزوای بیشتر پاکستان نیستْ، زیرا امریکا به رغم سیاست نزدیکی به حکومت افغانستان، هنوز بر کار آیی وتوانایی حکومت افغانستان تردید دارد که اگر چنانچه تمام توان خود را در تقویت این حکومت متمرکز کند تردید وجود دارد که این حکومت بتوند بهعنوان یک متحدقابل اعتماد ظهور کند. لذا ایالات متحده امریکا بیم ازآن دارد که دوری آن کشور ازهندوستان سبب شود که آن کشور در معادلات بین المللی جانب دوست دیرینه خود یعنی روسیه را بگیرد ومنافع ایالات متحد امریکا درکشمکش های منطقه ای آسیا با خطر مواجه شود.
با توجه به این که روسیه هم اکنون به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه ای ظهور کرده ودرصدد یار گیری از میان متحدان امریکا در منطقه است.لذا دگر دیسی جدید منطقه ای باعث شده است که امریکا هم جانب هندوستان را بگیرد وقرار داد دوجانبه امضا کند وهم بخواهد دشمن هندوستان را در کنار خود داشته باشد.
گفتنی است که امروز روسیه نه تنها یکی از رقبای جدی ای امریکا وغرب درخاورمیانه بدل شده است که می کوشد حتا سایر کشور های متحدامریکا را از مدار ومرکز این کشور دور دارد . این وضعیتی است که برای امریکا قابل قبول نیست ازاین جهت است که می کوشد یکی از بزرگترین وبا نفوذ ترین کشور آسیایی را با خودمتحد نگهدارد. کشوری که هم یک بازار بسیار مهم برای صنایع غرب وبه ویژه امریکا به حساب می آید وهم یک کشور باثبات وامن در منطقه است. از جانب دیگر ایالات متحده امریکا با مشکل دیگری نیز مواجه است که بسی شکننده تر است ، آن گسست تدریجی پیمان نا تو است که ایالات متحد امریکا یکی از محور های عمده و یکی از ارکان مهم آن پیمان به حساب می آید. رو در روی قرار گرفتن ترکیه با غرب وایالات متحده امریکا برای غرب بسی زیان بار ترو نومید کننده تر است. لذا نزدیکی به هندوستان می تواند جبران بخشی ازکمبود هایی باشد که ایالات متحده در حال ازدست دان آنست.اما این که ایالات متحده امریکا بخواهد پاکستان را تنها رها کند تردیدی جدید وجود دارد. یکی ازاین جهت که می خواهد بر سیاست های هسته ای آن کشور هم چنان اشراف داشته باشد. دو، این که به نظرمی رسد که امریکایی ها می خواهد با فشار های سیاسی واقتصادی حکومت وسازمان استخبارات آن کشور را واداربه تمکین کند که نسبت به وجود تروریستان در کشورخودحساسیت بیشتر به خرج داده وجدی تر مبارزه کند.
به هر حال گرچه سیاست امریکا در منطقه تناقض آمیز به نظر می آید،آنچه مهم است اینکه مقام های سیاسی کشورما ازاین وضعیت چگونه استفاده کند و از نزدیکی امریکا وهند چه بهره برداری نماید، تا گامی برای ایجادثبات در کشور باشد.