. نویسنده این کتاب یک امریکایی است و برخورد پاکستان را برخورد دوگانه وتوام با تزویرو ریایی کاری ارزیابی می کند وحکومت های  هردو حزب بوتو ونواز شریف را متهم می کند که حتی به متحد نزدیک خود که حکومت امریکا باشد دروغ می گفته اند وکمک های خود به طالبان را پنهان می کردند.مقام های حکومت پاکستان وسازمان استخبارات آن کشور اظهار می داشتند که آنها به طالبان کمک نظامی نمی کنند وصرف به کمک های نا چیز اقتصادی می پردازند. نویسنده می گوید: که هدف پاکستان به میان آودرن یک حکومت نزدیک به پاکستان در افغانستان بود. زمانی حکمت یار از کابل فرار کرد وبه ایران پناهنده شد،حکومت پاکستان بر گروه طالبان تمرکزبیشتر کرد وکوشیدکه این گروه را در اختیا رخود گیرد و ازاین طریق به منافع خود دست پیدا کند. این گروه نیز اعلام می کرد که در مرحله اول قلع وقمع فرماندهان مجاهدین از جمله احمد شاه مسعود را در نظر دارد د ؤآنگاه یک حکومت فرا گیر را تاسیس خواهد کرد .

  گفته های طالبان برای حکومت و سازمان استخبارات پاکستان بسیارمهم به حساب می آمد .

    به هرروی این سیاست حکومت پاکستان در دهه نود قرن بیستم در مورد افغانستن بود. دراین راه تلاش فراوان کرد وبعد از تشکیل حکومت طالبان نیز تلاش دو چندان کرد که برحکومت سعودی وامارت متحده عربی بقبولاند که حکومت طالبان در افغانستان به نفع همه است و حکومت طالبان را به رسمیت بشناسند تا  بین المللی پیدا کند وجنگ افغانستان برای همیشه ختم شود وحکومت پاکستان بر خر مراد سوارگردد.

 به هر حال این گونه نشد، نه طالبان به پیروزی رسیدند و نه هم مردم افغانستان از پای نشستند وحکومت طالبان را مشرعیت دادند ونه هم سیاست افزون خواهانه پاکستان به پیروزی رسید. شکست سیاست افزون طلبانه اسلام آباد باید سیاست مداران آن کشور را به تامل وا دار می ساخت که نسبت به رویکرد های سیاسی خود درقبال افغانستان تجدید نظر کنند  و راهی را در پیش گیرند که بتوانند به منافع خود برسند. اما با گذشت زمان نه تنها سیاست های اسلام آباد تغیری نیافته است بلکه حتا زمامداران  غیر نظامی وسازمان استخبارات پاکستان نسبت به سیاست ها خود درقبال افغانستان تردید هم روا نداشته اند . امروزحکومت افغانستسان با درپیش گرفتن رویکرد جدید سیاست گسست از پاکستان رادرپیش گرفته تلاش جدی  می کند تا  میزان وا بستگی به پاکستان را هرچه بیشتر کاهش دهد اما در رویکرد های سیاسی پاکستای هیچ تغیری ایجاد نشده است.

   دریکی دوسال گذشته  حکومت افغانستان بررغم مخالفت های جدی پاکستان وتشدید خشونت وخون ریزی ازسوی طرفدارن آن کشور، روابط سیاسی ،اقتصادی وفرهنگی خود را با حکومت هندوستان توسعه بسیار بخشیده است که هیچ گاه به این حد نبوده است .صد ها دانشجوی افغانی هرسال وارد دانشگاه های هندوستان می شوند افزون برآن که از امکانات وظرفیت های فرهنگی حکومت هند سود می برند مبلغ سیاست های هند نیز هستند.هردانشجوی افغانستانی که در هند تحصیل می کنند در واقع یک گامی به سوی گسست از پاکستان برداشته می شود. روابط تجارتی که افغانستان با هند از طریق بندر چا بهار ایران برقرار کرده است ازدیگر گسست هایی  است که نمی تواند بر اقتصاد بی بنیه پاکستان کم اثر باشد که متاسفانه حکومت پاکستان رابه تامل وادار نه کرده تا این گسست رابنگرد وعواقب را  بر اقتصاد خود مشاهده کند. تجار افغانستانی اینک تلاش می ورزند تا اجناس پاکستانی را هرچه کمتر وارد کنند وبه جای آن کالاهای مورد نیاز خود را از ایران و یا از چین وکشور های دیگروارد کنند. درزمستان گذشته اعلام شد که  از واردات آرد پاکستان به شدت کاسته شده  وآسیاب های پاکستانی که برای افغانستان فعالیت می کردند اینک ازفعالیت بازمانده وافراد زیادی بیکار شده اند. تجارت با هند وچین به همان میزان به تجارت پاکستان ضربه وارد کرده است ازدر آمد هایی ناشی از ترانزیت کالا نیز کاسته وبندرچابهارایران بدیل نیرو مندی برای بنادر پاکستان درآمده است.

   در مجموع از هر منظر ومرایی که نگریسته شود روند موجود هیچ گاهی به نفع حکومت پاکستان نبوده ونه خواهد بود. اگر پاکستانی ها به این اندیشه باشند که در نهایت بر سیاست افغانستان تاثیر خواهندگذاشت و روند سیاست را به نفع خود تغیر خواهند داد به نظرمی رسد که ریسک بسیار خطر ناکی دست می زنند؛زیرا هیچ نشانه ای دردست نیست که سیاست افغانستان درقبال پاکستان تغیر پیدا کند ویک حکومت دست نشانده یا حد اقل طرفدارپاکستان در افغانستان به وجود آید. لذا پاره ای آگاهان بدین نظر اند که آنچه پاکستان انجام می دهد نه تنها به نفع آن کشور نیست که بدون تردید اضرار فراوانی برآن کشوروارد خواهد کرد. بنابراین  هر گامی که به سوی ثبات در افغانستان برداشته می شود هرراهی که ایجاد می شود یک قدمی به سوی عدم وابستگی به پاکستان به پیش نهاده می شود . لذا اگر حکومت پاکستان دگم های سیاسی را کنارنه نهد ودنیا را از منظرو مرای دیگری ننگرد به نظر می رسد که به تدریج منزوی خواهد شد وهم منافع خود را ازدست می دهد. حکومت پاکستان به کودکان لجبازی شباهت یافته که  منع ونهی نه تنها از بار لجاجت آن کشور نه کاسته است که برحجم لجاجت های آن کشور درقبال افغانستان افزوده است.