البته نست که اماناماستقلال خواهی امیر امان الله خان در آن برش تاریخی، بدون شناخت زمان وزمینه های آن نبود این که چرا مجاهد ت های مردم به استقلال نیانجامید و در نتیجه این مسئولیت بزرگ را به دوش امالله خان نهاد ناشی از عملکرد زمامدارن مستبد و خود کامه ای بود که بعد از هر جنگ دست به حیله ونیرنگ  می بردند حکومت را قبضه می کردند ومردم را درحاشیه قرار می دادند.

    امان الله خان به عنوان نماینده یک قشر تحصیل کرده با سواد  ودارای اندیشه های سیاسی به قدرت تکیه زد در حالی که شاهان گذشته افغانستان هیچ گاه به نمایندگی از قشر وگروه سیاسی خاصی به قدرت نمی رسید.

   امان الله خان در 1398(1919) از قدرت استعماری انگلیس خواست که استقلال وحاکمیت ملی افغانستان را به رسمیت بشناسد در حالی که در سال 1918 جنگ اول جهانی به پایان رسیده بود، قدرت های بزرگ اروپایی در جنگ اول جهانی در گیر شده بودند، خسارت ها وتلفات سنگینی را تحمل کرده بودندٰ این ضعف ها باعث شده بود که با خواست های حکومت های چون افغانستان تمکین کنند . دوم این که با پایان جنگ او ل جهانی بزرگترین قدرت امپراطوری اسلامی یعنی حکومت عثمانی به ضعف گرائیده بود اتا تورک به عنوان موتور محرکه ناسیونالیسم ترکی در کشور های اسلامی قد برافراشته بود این ها همه پشتوانه های مهمی برای شاه جوان افغانستان بود.

   در شمال افغانستان قدرت بزرگ تزار رخت بسته بود برجای آن حکومت سوسیالیستی شوروی نشسته بود. در هندوستان  که کانون حکم روایی استعمار گران انگلیسی بود ملی گرایان هند تلاش های استقلال طالبانه ای را آغاز کرده بودند که پشتوانه ای مهمی برای امالله خان به حساب می آمد. در مجموع فضا بر ای استقلال خواهی مردم افغانستان بسیار مهیا شده بود و به نظر می رسید که امالله خان همه این محاسبه ها را داشت که در صورت استرداد استقلال،انگلیس ها نا گزیر هستند این خواست مشروع و انسانی را بپذیرند  و به درخواست های مردم افغانستان گردن نهند.

    لذا شرایط برای اعلام استقلال فراهم بود که زمینه بر گشت به گذشته و تسلط دوباره انگلیسی برخاک افغانستان میسر نبود. لذا می توان این گونه بیان کرد که استرداد استقلال افغانستان وقتی مطرح شدکه زمینه های داخلی وبین المللی بیش از گذشته فراهم بود. درداخل افغانستان نیز افزون برآن که مردم برای فدا کاری آماده بودند حرکت های مشروطه خواهی به نحوی فضای کشور را آکنده بود. مهم تر از همه شدت عمل عبدالرحمن برای ایجاد یک مرکزیت قدرت مند گرچه باخسارات وتلفاتی جانی ومالی فروانی همراه بوداما یک تصمیم گیری قدرت مند مرکزی به وجود  آمده بود که بعد از استرداداستقلال می توانست به حفظ استقلال بیانجامد وتداوم حاکمیت سیاسی در کشور را فراهم آورد.

به سخن دیگراعتمادی که در حکومت به وجود آمده بود  آن بودکه درصورت به دست آوردن استقلال ،قدرت های محلی نمی توانند این دست آ ورد ملی را در معرض نا بودی قرار دهند . اما این که کدام روزوتاریخ را روز استرداد استقلال افغانستان باید نا م گزاری کرد اختلاف دید گاه وجود دارد . برخی نویسندگان وپژوهشگران تاریخ بدین نظر هستند که روز استقلال افغانستان روزی است که شاه امان الله بیعت سردار نصرالله خان را ازآن خود کرد وخود را شاه افغانستان نمود. برخی آگاهان هم بدین نظر هستند  وگفته اند که یک روز بعد از جلوس امان الله خان بر تخت سلطنت وی در نزدیک چوک (چهارراهی)میونددر 24 فبروی 1919سخنرانی کرد ودر آن سخنرانی استقلال افغانستان رااعلام نمود برخی نیز بدین باور اند که در28فبروری همان سال امان الله خان طی یک اعلامیه چاپی استردادر استقلال افغانستان را اعلام کرد که هیچ کدام مورد توجه مقام های حکومت بریتانیا قرار نه گرفت تا این که جنگ سوم افغان و انگلیس آغاز شد واین جنگ حدود سه ماه طول کشید. بعد ازاین بود که بریتانیا حاکمیت ملی واستقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. برخی نیز به رسمیت شنا ختن دولت افغانستان توسط شوروی را آغاز حاکیت ملی و استقلال سیاسی افغانستان دانسته اند. هرچه باشد طرح استرداد استقلال افغانستان ازطرف امان الله خان بعد ازآن نیز ازسوی حکومت او پی گرفته شود جریان مذاکرات دو جانبه میان حکومت افغانستان صورت گرفت. به هر حال آنچه از اهمیت فراوان برخوردار  این نکته است که آیا استقلال وحاکمیت ملی آن گونه که شایسته بود مورد احترام قرار گرفت  و توانست در راه توسعه سیاسی و اجتماعی افغانستان گامی فرا پیش نهاده شود یا خیر؟

   واقعیت آنست که گوهر گرانبهای استقلال گرچه به هزینه های زیاد ماد ی ومعنوی به دست آمد؛ اما آن گونه که شایسته بود مواظبت ومحافظت صورت نه گرفت. شاه امالله  خان همانند کثیری از حکومت های جهان سومی تحت تاثیر زرق وبرق ظواهر تمدن غربی قرار گرفت وخواست که یک تمدن بزرگ را که درقالب یک اندیشه های بزرگ  به وجود آمده بود با چند فرمان حکومتی عملی کندٰ بدون این که اساس و زیر بناهای فکری وفرهنگی تمدن غربی را بشناسد. اما این که کدام روز را روز استقلال افغانستان باید نام نهاد. به نظر می رسد که یک پرسش انحرافی بیش نیستٰ روزاستقلال نمادی از خود گذشتگی  مردم افغانستان دربرابر بیگانگان است وازاین نماد هرروز وهر ماهی  که تجلیل وتکریم داشته شود ارزش مند وخاطره انگیز است.

 حکومت افغانستان نباید به بهانه ای مشخص نبودن روز استقلال افغانستان فدا کاری های مردم افغانستان را ازیاد ببرد وازاین روز بزرگ وگرامی تجلیل نکند. امید است که با کاهش خشونت  ونا امنی ٰحکومت این روز بزرگ را تجلیل کند تا یاد وخاطره مردان غیرت مند و استقلال طلب کشور در خاطره های نسل های امروز وآینده باقی بماند.