دلایل حضور مجدد هیات حزب اسلامی  در کابل هنوز مشخص نشده است وعلت این که چرا آن حزب تغیر موضع داده و بار دیگر به حکومت کابل روی آورده اعلام نه شده است. ولیکن برخی ناظران وتحلیل گران سیاسی را گمان بر آنست که نه تصمیم ترک مذاکره آن حزب ناشی ازاراده آن حزب بوده است و نه هم برگشت به میز مذاکره در اختیار وتصمیم آن حزب است .بنابراین حضور هیات حزب بیشتر ازاین که مربوط به وضعیت درونی وتصمیم رهبران آن حزب باشد تحت تاثیر اوضاع و شرایط بیرونی صورت گرفته است. درمرحله اول مذاکره حزب اسلامی و دولت افغانستان ابتکارعمل دردست رهبران حزب اسلامی نبود بلکه سازمان استخبارات پاکستان  آن حزب را وادار کرده بودکه وارد مذاکره با حکومت افغانستان شود تا نشان دهد که پاکستان برای ایجاد صلح در افغانستان متعهد است تا از فشار هایی که برحکومت پاکستان وارد می آمد کاسته شود.

    اماشاید ازیک طرف انتظار حکومت پاکستان را برآورده نه کرد وتاثیری چندانی بر مواضع ودید گاه حکومت های غربی برجای نگذاشت وبار فشارها کاهش نیافت از سوی دیگر تنش های بیشتر میان حکومت افغانستان وپاکستان باعث شد که مذاکره حزب اسلامی قطع شود و تفاهم نامه حزب با حکومت افغانستان بدون آن که منتشر شود به محاق رود. به نظرمی رسد که افزایش فشارغربی ها به ویژه حکومت ایالات متحده امریکا بر پاکستان باعث شده است که حزب اسلامی به مذاکره روی آورد. طبق  اعلام رسانه های گروهی کمک سه صد میلیون دالری ایالات متحده امریکا به پاکستان به حال تعلیق در آمده وگفته می شود که بعد ازاین فشار های بیشتری بر حکومت پاکستان اعمال خواهدشد و افزون براین حکومت افغانستان نیزتلاش می کند از تمام اهرم هاعلیه حکومت پاکستان استفاده کند و فشاربیشتری را بر حکومت پاکستان وارد آورد. از سوی دیگرعملیات تروریستی که در هندوستان اتفاق افتاد نام وپای حکومت واستخبارات پاکستان بر سرزبان ها افتاد ومقام های آن کشور را در معرض اتهام مجدد قرار داد. مجموع فشار های سیاسی واقتصادی وارد آمده بر حکومت پاکستان است که آن کشور را وادار به تمکین کرده و آمدن هیات حزب اسلامی حکمت یار به کابل را ناشی از فشار های بین المللی که بر حکومت پاکستان باید دانست. با در نظر گرفتن مجموعه عوامل از یک علت عمده وتاثیر گزار دیگر نمی توان غافل شد این که با ظهور پدیده های تروریستی جدید به نام داعش وعملیات روز افزون این گروه ها، حزب اسلامی پایگاه های خود را بیش از پیش از دست می دهد. گمان بر آنست که دیری نه خواهد گذشت که از اهمیت سیاسی حزب اسلامی چنان فرو کاسته خواهد شد که کسی به روی آن هیچ حسابی باز نه خواهد کرد. بنابراین روی آوردن حزب اسلامی به مذاکره سیاسی با حکومت افغانستان ،بیم از افول جایگاه سیاسی آن حزب ازیک طرف ، تاثیر عوامل برونی ومنافع کشور همسایه افغانستان یعنی پاکستان  ازسوی دیگراست.پرسشی که مطرح می شود آنست که اگر چنانچه حزب اسلامی به روند صلح در افغانستان بپوندد از جنگ وخشونت دست بکشد می توان به آینده صلح در افغانستان امید بست یا حد اقل می توان آمدن حزب اسلامی ر ا به جرگه صلح با حکومت افغانستان آغاز یک روند جدید درافغانستان دانست؟

  واقعیت آنست که وضعیت منطقه پیچیده تر ومبهم تر آنست که بشود گره صلح را با یک انگشت گشود.  آنچه که ایجاد روند صلح در افغانستان را مبهم و با پیچدگی همراه کرده است مواضع ودید گاه های کشور های خارجی از یک طرف و بازیگران منطقه ای از سوی دیگر است که دراین میان حزب اسلامی و یا هر حزب دیگر یکی ازمهره های کم تاثیر درروند صلح افغانستان است.

   گرچه تعلیق کمک های امریکا به پاکستان با واکنش مثبت همرا بوده  اما هنوز هم کثیری از تحلیل گران بدین نظر اند که کلید اصلی صلح افغانستان نه دردست حکومت پاکستان که دردست مقام های ایالات متحده امریکا است. اگرامریکایی ها به صورت جدی به دنبال ایجاد صلح در افغانستان باشند، اهرم های فشار فراوانی دراختیار دارند که می  تواند حکومت پاکستان را تحت فشار قرار دهد تا دست از حمایت طالبان بردارد.لذا آمدن هیات حزب اسلامی اگربا مجموع عوامل موثر درروند صلح افغانستان توام باشد می توان امید وار بود درغیر آن صورت بسیار سخت می توان باور کرد که مذاکره حزب اسلامی ویا هر گروه دیگر حلال مشکلات وگره گشای روند صلح باشد.