صلح برای عدالت یاقربانگاه عدالت؟
صلح برای عدالت یاقربانگاه عدالت؟
استراتژی صلح با طالبان همواره مورد پرسش محافل سیاسی ومطبوعاتی کشور قرار داشته است .طرح جدید دولت که قرار بود در کنفرانس لندن مطرح شود بررغم کتمان آن برای رسانه های همگانی کشور درروز نا مه های خارجی چاپ گردید .مطبو عات ورسانه های کشور امید داشتند تا آن طرح در داخل کشور به چاپ برسدتا مورد نقد ، کنکاش وبررسی قرار گیرد اما متا سفانه دولت افغانستان بهای لازم را به رسانه های داخلی ندادند وان طرح دردست رس رسانهئهای داخلی دگذاشت اماقیل ازان که به کنفرانس لندن برسد توسط مطبوعات غربی به چاپ رسید.
اولین پرسش این است که چرا دولت افغانستان طرح ملی را در مطبوعات ورسانه های کشور مطرح نمی کند که مورد نقد رسانه های داخلی قرار گیرد، نقاط مثبت ومنفی آن اشکار شود در صورت داشتن مشکل اصلاح یا اصلاحاتی درآن ایجاد گردد اما بررغم اصرار مطبوعات، دولت آن طرح را هم چنان مکتوم نگاهداشت واز افشای آن خودداری کرد. اما برغم پنهان داشتن دولت افغانستان از افشای آن طرح روز نامه ای انگلیسی ایندی پندنت در شماره روز جمعه ای خودبه باز تاب آن طرح پرداخت.
آن چه اندی پندنت بدان اشاره داشته است در واقع توافقی است که دولت افغانستان وبرخی کشور های خارجی بدان دست یافته اند وآن اعطای پنا هندگی سیاسی به سران طالبان ،پرداخت پول برای طالبانی که به روند صلح می پیوندند و...
اگر طرح جامع دولت افغانستان عبارت از موادی باشد که توسط روز نامه های خارجی بدان اشاره شده است می توان گفت که دارای کاستی های زیادی است که تصور نمی شود جایگاهی در میان طالبان ومردم افغانستان پیدا کند ازاین رو می توان درعملی شدنآن تردید جدی روا داشت.
اولین تردید این است که این طرح بر اساس چه معیاری تدوین شده است. پرسیدن از معیار حق مردم کشور است واولین معیار نیز بر قراری عدالت است و مردمباید از سران وسیاست مداران کشور بخواهند تا درباره ای آن توضیح دهند اگر این طرح از جانب خارجی ها نیز تدوین یافته اباشد باید در دید خبر نگاران وتحلیل کران قرار می گرفت ومورد تحلیل واقع می شد بنا براین آن چه ازاین طرح استنباط می شود انست که دولت افغانستان وجامعه ای جهانی تصمیم براین گرفته اند که به نحوی به در گیری ها وخشونت طالبانی پایان دهند اما این که با کدام هزینه این امر تحقق خواهد یافت مد نظر قرار داده نشده است.
گرچه نفس صلح امر مطلوب وممدوحی است اما آن چه در افغانستان جریان یافته است ورد پایی که طالبان از خود بر جای گذاشته است لازمست دولت به این امر توجه می نمود عواقب آن را مد نظر می داشت. دولت می داند که بسیاری از سران طالبان جنایت کارانی هستند که جنایت های فراوانی را مر تکب شده اند،هنوز اثار ان جنایت ها در کشور باقی مانده است.
دولت افغانستان حقوق ضایع شده ای مردم کشور را چه مجوزی می بخشد؟ هر نهاد ملی وبین المللی وقتی طرح صلحی را مد نظر قرار می دهد اولین عنصر درایجاد صلح آنست که باید حقوق این مردم بر گردانده شود واگر ظلم وجفایی رفته است باید جبران گردد،نباید از یاد بردکه دراین کشور خون هایی فراوانی توسط دستگاه جهنمی طالبانی ریخته شده است ،کودکان فراوانی بی سر پرست گردیده اند ، خانه های زیادی به وییرانه تبدیل گشته. این خسارات را کدام نهادی پرداختی خواهد کرد؟ تا هنوز مردم بدین باور بودند که دولت با تلاش وجدیدت حقوق پای مال شده ای انان را برخواهد گردانید اما وقتی دولت خود شریک جرم می شود یا آن که جنایت کاران بدون آنکه به عدالت گاه ها معرفی شودمورد عفو قرارمی گیرد، ایا نفس این کار باعث سلب مشروعیت مردمی حکومت نمی شودواز جانب دیگرعدالت ورزی واحقاق حق پایمال شده ای مردم از وظایف دولت است اگر چنا نچه این حق از جانب حکومت مورد توجه واقع نشود کدام مرجع دیگربه خواسته های مردم رسیدگی خواهد کرد. بنابراین طرح دولت افغانستان قبل ازآن که یک راهکار مطلوب وبرای بسط عدالت باشد زیر پای نهادن عدالت را به نمایش نمی گذارد.
اگر حقوق شهروندان کشور را مد نظر قرار نگیرد وصرف به ایجاد صلح توجه شود ومردم افغانستان هم به حد اقل ها اکتفا ورزند واز احقاق حق خود صرف نظر کنند بازروند صلح با طالبان با مشکلات ودشواری های فراوانی مواجه است . از جمله این که ایا همین که طالبان مصئونیت سیاسی بدست آوردند از خشونت دست خواهد کشید اگر این ذهنیت وجود داشته باشد بدین معنا خواهد بود که دولت افغانستان وجامعه ای جهانی به یک رویکرد جدید دست یافته اند که با گذشه متفاوت است زیرا در گذشته تحلیل این بود وواقعیت نیز داشت که طالبان در پیوند با منافع بیرونی ها بوجود آمده اند براساسا همین پیوند نیز تعریف می شود .. قبل براین اگر تنها پاکستان پشتبان طالبان بود اکنون شواهدی که از سوی منابع داخلی وبین المللی ارایه شده است نشان می دهد که ایران نیز بخشی از طالبان را تقویت وتجهیز می کند اگر این اسناد ومدارک درست باشد افغانستان با طالبانی درگیر نبرد است که از جانب کشور های همسایه مورد پشتبانی قرار می گیرد. حال کشور های همسایه می تواند انگیزه های گوناگون داشته باشد اگر برای ایران نفس تشنج افرینی وبه چالش کشاندن نیرو های غربی در افغانستان مد نظر باشد.پاکستان اهدافی خاص سیاسی را دراین کشور تعقیب می کند. اما پرسشی که ایجاد می شود آنست که دولت افغانستان دراین چند سال چه اقدامی جدی به عمل آورده است که تغیری دردید همسایگان ایجاد کند ؟ متا سفانه آنچه تا هنوز دیده می شود هیچ قدمی دراین راه برداشته نشده است. حتا کم ترین توجهی نیز صورت نگرفته است. وقتی پاکستانی ها فهمیدند که قوای خارجی از افغانستان خارج شدنی هستند. تمایل دارند که طالبان هم چنان در پاکستان باشند تا در اینده بتوانند به عنوان اهرم فشار دردست خود داشته باشد. هم چنان وزیر خارجه ای ایران اعلام کرده است که در صورت لحاظ نشدن پیش نهاد ما در کنفرانس لندن شرکت نخواهد جست. بنا براین طرج دولت وقتی می تواند به نتایج مثبت انجامد که دید گاه های همسایگان افغاانستان ودید گاه های مجامع بین المللی مد نظر قرار گیرد در صورتی که دولت افغانستان حتا از طرح خویش مردم افغانستان را در جریان قرارنداده است و امکان مو فقیت آن را هر چه بیشتر در مخاطره می افگند.
به هر حال چه طرح دولت افغانستان محورومدار صلح با طالبان مسلح قرار گیرد وچه طرح صلح مقامات ترکیه مورد توجه واقع شود، لازمست ابعاد آن تحلیل وارزیابی گردد درغیر آن صورت به نتایج مطلوب دست نخواهد یافت.واین برداشت ازاین پیش فرض ریشه می گیرد که طالبان پروژ ای است دردست همسایگان افغانستان ولازمست ا اختلاف میان افغانستان وهمسایگان کشور مورد توجه واقع شود تا طرح ها ویا راهکار ها به نتایج مطلوب دست پیدا کند.
دره صوفی